بودجه 1400

بودجه ۱۴۰۰ دوسقفی شد

کمیسیون تلفیق، لایحه بودجه ۱۴۰۰ را در دو سقف بست؛ لایحه‌ای که دولت ۱۲ آذرماه به مجلس تقدیم کرد و همواره به تغییرات اعمال شده در این لایحه از سوی کمیسیون تلفیق، انتقاد کرده است. خبر دو سقفی شدن بودجه سال ۱۴۰۰ را روز پنج‌شنبه رحیم زارع، سخنگوی کمیسیون تلفیق در نشست خبری خود با خبرنگاران اعلام کرد و در شرح این خبر، به اعلام دو سقفی و دو زمانه بسته شدن بودجه سال آینده اکتفا کرد. او گفت که یک سقف در ۶ ماهه اول و یک سقف در ۶ ماهه دوم سال آتی هزینه و اعتبارات تخصیص داده می‌شود. ماجرای دو سقفی بسته شدن بودجه سال آینده به تغییر اعمال شده در این لایحه در میزان فروش نفت بازمی‌گردد. با وجود آنکه دولت در لایحه پیشنهادی خود، فروش روزانه ۳/ ۲ میلیون بشکه نفت را پیش‌بینی کرده بود، کمیسیون تلفیق این تعداد را به ۵/ ۱ میلیون بشکه در روز کاهش داد و این عدد را با توجه به شرایط تحریمی، قابل تحقق خواند. بنابراین سقف اول درآمدهای دولت بر اساس فروش روزانه ۵/ ۱ میلیون بشکه نفت درنظر گرفته شده و سقف دوم نیز با توجه به احتمال فروش مازاد این رقم، پیش‌بینی شده است. زارع در نشست خبری خود با خبرنگاران در تشریح مصوبات این کمیسیون، افزود: در بودجه سال ۱۴۰۰ وابستگی به نفت را کاهش دادیم طوری که منابع این موضوع را از ۳۹۴ هزار میلیارد تومان به کمتر از ۲۶۰ هزار میلیارد تومان رساندیم.

اعتبار شرکت‌های دانش‌بنیان

سخنگوی کمیسیون تلفیق لایحه بودجه ۱۴۰۰ با بیان اینکه برای طرح‌های نوآورانه و شرکت‌های دانش‌بنیان و معاونت علمی و فناوری رئیس‌جمهور دو هزار و ۴۷ میلیارد تومان اعتبار پیش‌بینی شد، گفت: افزایش ۴ برابری حقوق سربازان علاوه بر ۴۰۰ هزار تومان که مربوط به رفت و آمد آنهاست را در سال آینده مصوب کردیم. همچنین برای سربازان متأهل تسهیلاتی مانند افزایش ۵۰ درصدی این پرداخت در نظر گرفته شده است. همچنین مقرر است به منظور اشتغال‌زایی تسهیلات کم‌بهره ۵۰ و ۱۰۰ میلیون تومانی در زمان پایان خدمت پرداخت شود. عضو کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات با بیان اینکه برای وزارت کشور به منظور مقابله با اثرات مخرب ریزگرد و تاثیر بر شبکه برق حدود ۳۵۱ میلیارد تومان اعتبار در نظر گرفتیم، گفت: برای تجهیزات آزمایشگاهی و کارگاهی دانشگاهی حدود ۲۶۳ میلیارد تومان در نظر گرفته، همچنین مقرر شد حدود ۵۲۷ میلیارد تومان از این محل میان ۱۳ دانشگاه جامع و برتر کشور به نسبت مساوی تقسیم شود.

رد کلیات بودجه ۱۴۰۰

مهدی پازوکی اظهار کرد: در حالی که در جنگ اقتصادی با دشمنان خارجی از جمله اسرائیل، کشورهای مرتجع منطقه مانند عربستان هستیم و اقتصاد ایران در شرایط پس از ترامپ به شدت نیاز به ثبات و امنیت اقتصادی دارد؛ رد کلیات بودجه می تواند تبعات منفی داشته باشد و سیگنال منفی به بازار بدهد.

وی تصریح کرد: این اقدام می تواند بازارهای ارز، بورس و … را دچار مشکل کند. پازوکی بیان کرد: بنده فکر می کنم، لازم است جلسه سران قوه تشکیل شود و مدیران عاقل مملکت به صورت منطقی و در جهت منافع ملی بیاندیشند. چرا که اگر کلیات بودجه تصویب می شد و در جزییات اصلاحات انجام می شد، به نفع دولت، ملت و در نهایت به سود ثبات اقتصادی ایران بود.

این استاد دانشگاه گفت: در شرایط فعلی اقتصاد ایران به شدت از بی ثباتی رنج می برد و رد کردن کلیات بودجه و ایجاد جو منفی بر ساختار اقتصادی در شرایط فعلی، قطعا می تواند تبعات منفی را داشته باشد.

وی ادامه داد:‌ این تبعات برای توده ‌های مردم بیشتر خواهد بود. در سال آینده بخشی از بودجه در اصل به عنوان کمک کننده صندوق های بازنشستگی درنظر گرفته شده بود زیرا امسال بخشی کوچکی از منابع را برای این صندوق ها در نظر گرفته بودند و در حاالی که در بودجه سال 1400 این مساله باید دیده شود تا بتوان نسبت به پرداخت حقوق بازنشستگان عزیز اقدام کرد. این اقتصاددان تصریح کرد: علیرغم تورم 2 رقمی فعلی، اگر قرار باشد بودجه به سمت سه دوازدهم برود، دیگر نمی توان حقوق کارکنان دولت را افزایش داد. وی عنوان کرد:‌ امیدوارم عقلای مملکت به صورت منطقی فکر کرده و مجدد سعی کنند تا کلیات تصویب شود.

مشکل بودجه ۱۴۰۰

چند هفته ای از تقدیم لایحه بودجه 1400 به مجلس شورای اسلامی می گذرد. با وجودی که حجم انتقادهای کارشناسان از لوایح بودجه 98 و بخصوص 99 هم بالا بود و درباره ضرورت اصلاح آن، اجماع فراگیری بین کارشناسان وجود داشت، اما وضعیت درباره لایحه بودجه سال آینده به مراتب بدتر است به گونه ای که اکثر کارشناسان تاکید می کنند مجلس در مواجهه با لایحه بودجه 1400 هیچ راهی به جز رد کلیات آن ندارد و تشدید مشکلات معیشتی مردم در صورت تصویب این لایحه قطعی است.

بسیاری از کارشناسان مهمترین ویژگی بودجه 1400 را کسری بودجه آن می دانند. عدم اصلاح ساختار بودجه سال بعد دومین ویژگی این بودجه است که بسیاری گروگانگیری دولت از دولت بعدی را تنها هدف این نحوه بودجه ریزی می دانند.

برای بررسی بیشتر این موضوع سراغ محمد هادی سبحانیان عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی و مشاور مرکز پژوهش های مجلس رفتیم. سبحانیان با اشاره به موضوعاتی مانند کاهش سهم درآمدهای مالیاتی و افزایش قابل توجه سهم درآمدهای نفتی در تامین منابع، افزایش چشمگیر هزینه ها، تشدید کسری بودجه و تامین آن با استقراض از بانک مرکزی، اعتقاد دارد تصویب لایحه بودجه 1400 منجر به تشدید تورم و تشدید تنگناهای معیشتی مردم خواهد شد.

علی قنبری استاد دانشگاه تربیت مدرس افزود: در ارقام بودجه ۱۴۰۰ پیش بینی شده دو میلیون و سیصد هزار بشکه نفت روزانه صادر شود، اما با توجه به شرایط موجود، اگر این امر میسر نشود بودجه با مشکل جدی روبرو خواهد شد. وی ادامه داد: در بودجه ۱۴۰۰، باید وابستگی بودجه به نفت کم می‌شد، زیرا طبق برنامه توسعه ۵ ساله باید این وابستگی کاهش یافته و ما سایر منابع را جایگزین نفت می‌کردیم که این اتفاق نیفتاده است. قنبری با اشاره به اینکه در بودجه سال آینده هزینه‌های جاری بالا رفته است گفت: به جای افزایش هزینه‌های جاری، باید هزینه‌های عمرانی افزایش پیدا می‌کرد که متاسفانه هزینه‌های عمرانی در بودجه سال آینده فقط ۱۶ درصد در نظر گرفته شده است. وی افزود: اشکالات جدی زیادی به بودجه ۱۴۰۰ وارد است ضمن اینکه این بودجه با هماهنگی دولت و مجلس بسته نشده و ممکن است به تصویب مجلس نرسد. این کارشناس اقتصادی اضافه کرد: بودجه سال آینده واقعی بسته نشده و با احتمال امکان برگشت برجام، بسیار خوش بینانه تنظیم شده است. وی گفت: ممکن است دولت و مجلس با توجه به چشم انداز انتخابات سال آینده توافق کرده و بودجه را به تصویب برسانند.

کلیات لایحه بودجه ۱۴۰۰ در مجلس رد شد

بررسی لایحه بودجه سال 1400 در دستورکار (سه‌شنبه 14 بهمن ماه) نمایندگان قرار داشت که پس از ارائه گزارش رحیم زارع سخنگوی کمیسیون تلفیق درباره مصوبات این کمیسیون و اظهارات 5 موافق و 5 مخالف لایحه بودجه و همچنین دفاع محمدباقر نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه از لایحه سال آینده، کلیات آن به رأی نمایندگان گذاشته شد. حسینعلی امیری معاون پارلمانی رئیس‌جمهور در جلسه علنی روز چهارشنبه (19 آذر) لایحه بودجه سال 1400 کل کشور را به علی نیکزاد نایب‌رئیس قوه مقننه تقدیم کرده بود. با رد شدن کلیات لایحه بودجه 1400، این لایحه به دولت عودت داده می‌شود و پس از اصلاح، مجدداً باید برای تصویب به مجلس شورای اسلامی برگردد.

بودجه 1400 سیاسی است

عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی بیان داشت: این بودجه بیشتر سیاسی بسته شده است و نمی‌تواند تحریم‌ها را دور زده و اقتصاد کشور را از وضعیت موجود نجات دهد چرا که ارتباط گیری با غرب بر اساس تجربه‌های کسب شده برای ایران سودی ندارد. طاهری گفت: اجرای پروژه‌هایی همچون تولید مسکن و پروژه‌های راه را نیز با بودجه پیش‌بینی شده محقق نمی‌شود و تسهیل ازدواج جوانان نیز در این بودجه با توجه به مشکلات موجود دیده نشده است.

وی گفت: منابع بودجه به فروش اموال دولت و برداشت از صندوق توسعه ملی یا فروش ارواق بهادار تعیین شده است که این امر با توجه به تجربه‌های موجود در این زمینه قابلیت تحقق ندارد.

نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: در جلسات کمیسیون تلفیق به صورت کارشناسی بودجه بررسی می‌شود اما میزان فروش نفت 1400 با توجه به سه برابر شدن آن نسبت به بودجه سال 99 دست یافتنی نیست. طاهری تنها نقطه مثبت بودجه سال 1400 را درآمدهای مالیاتی عنوان کرد و گفت: هوشمند شدن نحوه دریافت درآمدهای مالیاتی در این زمینه کمک شایانی می کند. وی بیان داشت: همسان سازی حقوق بازنشستگان در بودجه 1400 نیز منوط به کسب درآمد از منابع پیش‌بینی شده در نظر گرفته شده است که با توجه به شرایط موجود دولت قصد این همسان سازی را ندارد.

عضو کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه هنوز نمی‌شود در خصوص جزئیات بودجه بحث کرد، یادآور شد: اما در کلیات بودجه غیرکارشناسی شده و تورم زا برای آینده خواهد بود.

بخشنامه بودجه 1400

لایحه بودجه سال ۱۴۰۰ در چارچوب برنامه کلی اصلاح ساختار بودجه، سیاست‏های کلی اقتصاد مقاومتی، سیاست‌های جمعیت و اقدمات اجرایی مربوطه، و با رویکرد‌های «رشد بلند مدت از طریق تمرکز بر صادرات غیرنفتی»، «مقابله فعالانه با شیوع ویروس کرونا و کاهش آثار منفی اقتصادی آن»، «تسریع در تکمیل طرح‌های تملک دارایی‌های سرمایه‌ای با رویکرد پیشرفت متوازن و فراگیر»، اصلاح ساختار بوجه با رویکرد رفع موانع تولید و تسهیل فضای کسب و کار»، «توجه به معیشت مردم با اولویت کالا‌های اساسی» و «توسعه الگوی مشارکت عمومی- خصوصی» تدوین خواهد شد.

با توجه به شرایط اقتصاد کلان کشور در سال ۱۴۰۰ لازم است همه دستگاه‏‎های اجرایی در جهت تسریع در اجرای اصلاحات ساختاری بودجه و تحقق سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، بودجه پیشنهادی خود را با رعایت انضباط و حذف فرایند‌ها و هزینه‌های غیرضرور، ارتقای بهره‌وری، رفع عوامل مخل رشد اقتصادی، بهبود فضای کسب و کار، شناسایی و عملیاتی نمودن راهکار‌های افزایش منابع عمومی ارائه کنند.

gdp

تولید ناخالص داخلی

در میان شاخص‌های اقتصاد کلان، تولید ناخالص داخلی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. زیرا نه تنها به‌عنوان مهم‌ترین شاخص عملکرد اقتصادی در تجزیه و تحلیل‌ها و ارزیابی‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، بلکه بسیاری از دیگر اقلام کلان اقتصاد محصولات جنبی محاسبه و برآورد آن محسوب می‌گردند.

تولید ناخالص داخلی چیست ؟

تولید ناخالص داخلی، Gross Domestic Product یا GDP، به معنی تمام پول یا ارزش بازار یک کشور است که شامل همه‌ی کالاها و خدمات تمام شده در محدوده‌ی مرزهای یک کشور در بازه‌ی زمانی مشخص است. این شاخص به عنوان یک ارزیابی کلی تولیدات داخلی، می‌تواند تابلویی باشد که سلامت اقتصادی کشورها را در یک نگاه نشان دهد. اگرچه GDP بیشتر سالانه محاسبه می‌شود،‌ می‌توان آن‌ را فصلی نیز محاسبه کرد. در این مقاله از درگاه پرداخت پی‌پینگ به این سوال به طور کامل پاسخ می‌دهیم که تولید ناخالص داخلی چیست و چگونه محاسبه می‌شود

تولید ناخالص ملی (GNP)

واژه «تولید ناخالص ملی» یکی از پرکاربردترین واژه های عرصه سیاستگذاری عمومی است. معنای این واژه عبارت است از مجموع ارزش پولی کالاها و خدمات نهایی تولید شده در یک سال مشخص با استفاده از عوامل تولیدی که متعلق به شهروندان یک کشور می باشد. منظور از کالاها و خدمات نهایی نیز آن دسته از کالاها یا خدماتی است که به مصرف کننده نهایی فروخته می شود یا به هر طریق دیگر به دست او می رسد. محاسبه کالاها و خدمات نهایی در ارزیابی تولید ناخالص ملی به منظور پرهیز از دوبار محاسبه شدن برخی کالاها یا خدمات در کل تولید ناخالص ملی است. به عنوان مثال ارزش فولادی که به شرکت خودروسازی فروخته می شود به طور جداگانه در مجموع تولید ناخالص ملی محاسبه نمی شود چرا که ارزش آن هنگام فروش خودرو در قیمت نهایی آن محاسبه می گردد.

مقایسه تولید ناخالص داخلی (GDP)، تولید ناخالص ملی (GNP) و درآمد ناخالص ملی (GNI)

درواقع، تولید ناخالص داخلی، فعالیت‌های اقتصادی در داخل مرزهای یک کشور را (چه توسط یک شرکت داخلی و چه توسط یک شرکت با ملیت خارجی) محاسبه می‌کند. اما تولید ناخالص ملی یک کشور مجموع ارزش تولیدات شرکت‌ها و اشخاصی است که حتماً شهروند آن کشور هستند. به‌‌عنوان مثال، شخصی (چه حقیقی و چه حقوقی)، دارای تابعیتی ایرانی است، حال اگر این شخص در کشوری مانند روسیه، فعالیت مالی داشته باشد و محصولاتی را در آن کشور تولید کند، تولیدات وی در تولید ناخالص ملی روسیه محاسبه نمی‌شود. به‌عبارت دیگر، GNP، تولیدات اشخاص خارجی در یک کشور را در نظر نمی‌گیرد.

انواع تولید ناخالص داخلی

تولید ناخالص داخلی اسمی (Nominal GDP) :

تولید ناخالص داخلی اسمی با استفاده از قیمت‌های فعلی در بازار محاسبه می‌شود. کلمه‌ی داخلی به این معنی است که معیار سنجش مرزهای جغرافیایی است. تولیدات و کالاهایی شمرده می‌شوند که در داخل مرزهای آن کشور تولید شده‌اند، فارغ از ملیت سازنده‌ی آن‌ها. برای مثال تولیدات یک شرکت که مالک آن آلمانی است اما شرکت در آمریکا قرار دارد، جزو GDP آمریکا به شمار می‌رود. برای محاسبه‌ی تولید ناخالص داخلی از این فرمول استفاده می‌شود: هزینه‌ی مصارف شخصی + سرمایه‌گذاری + مخارج دولت + (صادرات منهای واردات)

تولید ناخالص داخلی حقیقی (Real GDP):

تولید ناخالص داخلی حقیقی از مقدار اسمی آن کمتر است. در سال ۲۰۱۵، این مقدار در آمریکا برابر با حدود ۱۶ تریلیون دلار بود که اداره‌ی تحلیل آمارهای اقتصادی آمریکا آن را بر اساس سال ۲۰۰۹ به عنوان سال پایه محاسبه نموده است. در تولید ناخالص داخلی حقیقی تورم هم نقش دارد و با میزان تورم بالا و پایین می‌شود. در Real GDP ارزش و تعداد کالاها و خدمات یک اقتصاد در یک‌ سال هم محاسبه می‌شود.

جی دی پی حقیقی به ما امکان بررسی این موضوع را می‌دهد که بیبنیم تغییر تولید ناخالص داخلی به علت افزایش ارزش تولیدات است یا ناشی از افزایش قیمت‌ها. برای محاسبه رشد تولید ناخالص داخلی از جی دی پی حقیقی بکار می‌رود. اگر بخواهیم رشد GDP را بین دو دوره زمانی مقایسه کنیم، در صورت داشتن تورم، GDP اسمی ممکن است رشد اقتصادی را بیشتر از مقدار واقعی آن نمایش دهد. اقتصاددانان از قیمت‌های سال پایه به عنوان نقطه مرجعی برای مقایسه تولید ناخالص داخلی در دو دوره بهره می‌گیرند. جی دی پی حقیقی را می‌توان به صورت زیر از GDP اسمی بدست آورد:

 تعدیل کننده قیمتی / جی دی پی اسمی = جی دی پی حقیقی

تاریخچه تولید ناخالص داخلی

اولین بار سایمون کوزنتس (Simon Kuznets)، از اقتصاددان‌های اداره ملی تحقیقات اقتصادی، در سال ۱۹۳۷ این شاخص را به‌عنوان پاسخ کنگره آمریکا برای رکود بزرگ ارائه کرد. در آن زمان، سیستم اصلی اندازه‌گیری بر پایه تولید ناخالص ملی بود. پس از کنفرانس برتون وودز در سال ۱۹۴۴، GDP به‌عنوان شاخص استاندارد برای برآورد وضعیت اقتصاد در کشورهای مختلف پذیرفته شد. نکته جالب اینجاست که ایالات متحده تا سال ۱۹۹۱ برای تعیین میزان رفاه اقتصادی از تولید ناخالص ملی استفاده می‌کرد و پس از آن بود که به‌سمت GDP رفت.

تولید ناخالص داخلی ایران در سال 98

اقتصاد ایران در سال ۱۳۹۸، برای دومین سال پیاپی در رکود ماند. مرکز آمار عمق این رکود را در سال گذشته معادل منفی ۷ درصد اعلام کرده است. رشد اقتصادی در بخش غیرنفتی نیز به منفی ۶/ ۰ رسیده است؛ درحالی‌که پیش‌تر برخی دولتمردان پیش‌بینی‌ می‌کردند که بخش غیرنفتی در سال ۹۸ از رکود خارج شود؛ اما فصل چهارم، برخلاف آن پیش‌بینی‌ها پیش رفت. رشد بخش غیرنفتی که در فصل سوم سال گذشته مثبت ۶/ ۱ درصد شده بود، در فصل چهارم به منفی ۵/ ۲ درصد رسید تا حجم اقتصاد غیرنفتی ایران منقبض شود. احتمالات گوناگونی برای برهم زدن پیش‌بینی‌ها در فصل زمستان مطرح است؛ افت قدرت خرید و کاهش قدرت بخش خصوصی و فشار بودجه‌ای بر دولت، یک عامل توضیح‌دهنده است. هزینه مصرف نهایی خصوصی در سال گذشته رشد منفی ۴/ ۵ درصدی را ثبت کرده است. نااطمینانی‌های ایجادشده در پاییز پارسال می‌تواند اثر خود را در زمستان گذاشته باشد. کما اینکه رشد سرمایه‌گذاری که در فصل سوم رشد صفر درصدی را ثبت کرده بود، در فصل آخر سال به منفی ۶/ ۳ درصد رسید. عامل سوم توضیح‌دهنده، شیوع کرونا در ایران و جهان و اثر آن بر بخش تجارت و خدمات اقتصاد ایران بوده است. اغلب زیربخش‌های خدمات در زمستان گذشته، رشد منفی را پشت‌سر گذاشتند.

جمع بندی :

پاول ساموئلسون (Paul Samuelson) و ویلیام نوردهاوس (William Nordhaus) در کتاب مشهورشان با نام «اقتصادها»، تولید ناخالص داخلی را به یک ماهواره تشبیه می‌کنند که از فضا به زمین نگاه می‌کند و می‌توان با استفاده از آن وضعیت آب‌و‌هوا را در منطقه‌ای به وسعت یک قاره پیش‌بینی کرد.

شاخصه GDP به سیاست‌گذاران و بانک‌های مرکزی این امکان را می‌دهد که ببینند آیا اقتصاد در حال گسترش است یا نه؟ آیا باید رشد آن را کنترل کرد یا برای رشد به آن کمک کرد؟ از این شاخص می‌توان برای پیش‌بینی رکود یا تورم نیز استفاده کرد. باید به یاد داشت که مانند بسیاری از معیارها، تولید ناخالص داخلی نیز کامل نیست. طی سال‌های اخیر، دولت‌ها با ایجاد تغییرات در نحوه محاسبه این معیار، به‌دنبال آن بودند تا نتایجی دقیق‌تر و قابل اتکاتر به دست بیاورند. عوامل تأثیرگذار بر محاسبه آن نیز تغییر کرده‌اند تا پابه‌پای فعالیت‌های صنعتی و نسل‌های جدید گام بردارند.

بهروری بازارکار چگونه صورت می گیرد؟

بهروری بازارکار چگونه صورت می گیرد؟

بهروری بازارکار چگونه صورت می گیرد؟

انواع تعاریف بهره وری:

1-  تعریف مرکز بهره‌وری ژاپن« بهره‌وری عبارت است از به حداکثر رساندن استفاده از منابع، نیروی انسانی، تسهیلات و غیر و به طریقه علمی و کاهش هزینه‌های تولید(هزینه‌های ارائه خدمات)، گسترش بازارها، افزایش اشتغال، کوشش برای افزایش دستمزدهای واقعی و بهبود معیارهای زندگی، آنگونه که به سود کارگر، مدیریت و عموم مصرف کنندگان(ارباب رجوعان سازمانهای اداری) باشد»

2- «بهره‌وری، نسبت تولید کالا و خدمات یا مجموعه‌ای از کالاها و خدمات(خروجی)، به یک یا چند داده(ورودی) موثر در تولید آن کالاها و خدمات را گویند». اگر در مخرج کسر فقط یک داده مثلاً نیروی انسانی قرار گیرد، به آن«بهره‌وری جزئی» گویند. اما اگر در مخرج کسر مجموعه‌ای از داده‌هایی که در تولید کالاها و یا ارائه خدمات بکار گرفته شده‌اند، قرار گیرند به آن«بهره‌وری کل» گویند.

3- استیفن پی. رابینز بهره‌وری را مجموعه‌ای از کارایی و اثربخشی می‌داند. بنابراین برای رسیدن به بهره‌وری باید بطور کارا و موثر عمل کرد. اگر سازمان بتواند به اهدافی که در مورد میزان دستیابی به رضایت ارباب رجوعان است دست یابد، سازمانی اثربخش است. اما اگر سازمان با کاهش تعداد کارکنان خود به همین هدف(رضایت ارباب رجوعان) دست یابد، کارایی بالاتری از قبل خواهد داشت. همان طور که در مثال بالا شاهد هستیم بهره‌وری تلفیقی از اثربخش و کارابودن است.

4- «بهره‌وری، یک بینش فکری است که سعی دارد بطور پیوسته آنچه را که بوده و آنچه را که هست بهبود بخشد و با این بینش و ذهنیت کارهای امروز را بهتر از دیروز و کارهای فردا را بهتر از امروز انجام دهد».

5- «بهره‌وری در اقتصاد عبارت است: استفاده موثر و کاراتر از منابع اقتصادی در فرایند تولید بطوریکه اقتصاد یک جامعه به حداکثر بالقوه قابلیتهای خود دست یابد، گویند».

برای اندازه‌گیری بهره‌وری نیروی کار در سطح یک بخش از اقتصاد می‌توان از نسبت ارزش‌افزوده به تعداد شاغلان استفاده کرد. این شاخص که از حاصل تقسیم ارزش افزوده به تعداد شاغلان حاصل می‌شود، نشان می‌دهد به‌طور متوسط هر فرد شاغل چه میزان ارزش‌افزوده ایجاد کرده است. درصورتی‌که علاوه‌بر اطلاع از تعداد شاغلان، اطلاعات درمورد ساعات کار انجام‌شده یا ساعات کار پرداخت‌شده نیز موجود باشد، می‌توان در مخرج کسر شاخص به‌جای تعداد شاغلان از هریک از اطلاعات مذکور به‌عنوان مثال نفر- ساعت کار مصرف‌شده استفاده کرد و در نتیجه بهره‌وری نیروی کار با دقت بیشتری به‌دست می‌آید.

kar &bahrevari

بهره وری از دید OECD

کاهش سرعت رشد بهره وری، محدود به رفاه مادی است. به گفته ی OECD؛ بهره وری یعنی پرسش از اینکه «کار دقیق‌تر و زیرکانه تر» چیست. با افزایش بهره وری چند جانبه، می شود به جای کار سخت، دقیق‌تر و هوشمندانه‌تر کار کرد. در واقع توانایی شرکت ها برای تولید بازده بیشتر با ترکیب بهتر ورودی از طریق ایده های جدید، نوآوری های فن آورانه، و همچنین از طریق نوآوری های سازمانی ممکن است.

تلاش برای بهبود بهره وری، تلاش برای زندگی بهتر افراد و جامعه است. امروزه در بهبود زندگی اجتماعی و اقتصادی تلاش همه جانبه ای جهت ارتقاء بهره وری به طور مستمر برای تداوم حیات و رشد و توسعه آغاز شده است. از این پس جهان به دو دسته کشورهای پیشرو و عقب مانده از نظر پیشرفت در مدیریت بهره وری تقسیم می شوند.

تنها در طول ١۵ سال اخیر افزایش بهره وری در سطح جهان ۴۵ برابر شده است که این افزایش معجزه آسا به طور عمده  نتیجه بهبود درسیستمهای مدیریتی سازمانها و سیاستهای علمی تحقیقاتی و اقتصادی  صحیح در کشورهای پیشرفته صنعتی  بوده است. بی گمان رشد اقتصادی جوامع درگرو نرخ رشد بهره وری آنان است.

امروزه در اکثر کشورها بحث اشتغال و پیچیدگی های آن و بهره وری به عنوان یک عامل مهم در رشد و توسعه اقتصادی و رسیدن به آرمان ها و اهداف اقتصادی توجه بسیاری از سیاستمداران، دولتمردان و کارشناسان را به خود جلب نموده است. بدیهی است ترکیب جمعیت جوان کشور و سیل متقاضیان کار، ضرورت پرداختن بیشتر به این مساله را از ابعاد مختلف ایجاب می نماید. واقعیت این است که با توجه به ضرورت تحول در اقتصاد سنتی و کلاسیک جامعه طرح های مقطعی و راهکارهای صنعتی در ایجاد اشتغال و تولید کافی نیست. به بیان دیگر در شرایط امروز جامعه که به شدت از عوامل بیرونی و جهانی متاثر است و با توجه به اهداف برنامه های اقتصاد مقاومتی که بر پایه تولید داخلی استوار است، برای کاهش عارضه بیکاری بایستی ضمن بررسی بازار کار و بهره وری نیروی کار و ریشه یابی عوامل اصلی موثر بر بیکاری در کشور فرصت های شغلی جدیدی را تعریف و به جامعه معرفی کرد.

بهره‌ وری کارمندان

ایجاد یک فضای کاری جذاب و تشویق کننده برای افرادی که در هفته ۴۰ ساعت از زندگیشان را در شرکت می‌گذرانند، بسیار مهم است. کارمندان را به ایجاد فضای شخصی در شرکت و چیدمان میزشان آنطور که دوست دارند و در آن احساس آرامش بیشتری می‌کنند، تشویق کنید. کارمندان به محیط کاری منعطف و شرکتی که به نوآوری و خلاقیت اهمیت می‌دهد؛ بیشتر علاقه نشان می‌دهند و نرخ ماندگاریشان بیشتر است. این کار به آن‌ها کمک می‌کند که ارزش بیشتری را برای خود احساس کنند و بدانند که به آن‌ها تنها به صورت یک ماشین کار برای انجام وظایف نگریسته نمی‌شود. اهداف و چشم‌انداز شرکت می‎تواند در قالب پوستر بر روی دیوار زده شود و به کارمندان یادآوری کند که برای چه در این محیط فعالیت می‌کنند و چه مسئولیتی در قبال تحقق اهدافشان دارند. ایجاد یک حس آرامش بیشتر باعث تعامل بهتر با کارکنان می‌شود و آنها را ترغیب می‌کند که سخت کار کنند.

بهره‌ وری در محیط کار

افزایش بهره وری در محل کار لازمه دستیابی به موفقیت است. مهم نیست که شما صاحب یک کسب و کار باشید یا مدیر پروژه، بدیهی است که می خواهید از منابع خود بیشترین بهره را ببرید. اما اگر شما عملکرد خوبی ندارید یا وقت خود را به طور مؤثر مدیریت نمی کنید، احتمال دارد چشم اندازهای کاری بلند مدت شما با مشکل بزرگی رو به رو شوند.برای تحقق اهداف خود و بیشترین استفاده از وقتتان، توصیه می شود زمان خود را هوشمندانه اختصاص دهید. بسیاری از شرکت‌های بزرگ و نوآور مانند فیسبوک و گوگل، محیط کاری باز را ترجیح می‌دهند. محیطی که در آن کارمندان در ردیف‌هایی کنار هم، بدون هیچ دیواری بنشینند و هیچ مانعی آن‌ها را از یکدیگر جدا نکند. طراحی محیط باز به خلاقیت بیشتر، تفکر وسیع‌تر و همکاری بیشتر می‌انجامد، اما کاستی‌هایی را نیز در بر خواهد داشت؛ از جمله محیط کاری شلوغ که ممکن است در انجام وظایف افراد مزاحمت ایجاد کند.

یک مدیر لایق برای بالا بردن و راندمان کار خود علاوه بر نقش نظارتی خود بر رروی انتخاب کارکنان هم باید نظارت کامل را داشته باشد تا بهره وری و اعتبار آن کسب و کار افزایش یابد زیرا مشتریان و مصرف کنندگان اعتبار و حیات آن کسب و کار در آینده تضمین میکنند.باور عمومی این است که تنها هدف مدیریت کسب و کار به دست آوردن سود اقتصادی است، در حالی که این امر، واقعیت ندارد. افرایش شاخص بهره وری جنبه های مختلفی را در بر میگیرد که یکی از عوامل آن روش های مبتنی بر اقتصادسنجی و تخمین تابع تولید، روش حسابداری رشد و روش شاخص عددی است توجه به این مورد مهم در افزایش بهره وری تاثیر شگرفی دارد .

تاثیر حقوق و دستمزد بر بازار کار

تاثیر حقوق و دستمزد بر بازار کار

تاثیر حقوق و دستمزد بر بازار کار چیست؟

تاثیر حقوق و دستمزد بر بازار کار را با بررسی حداقل حقوق شروع میکنیم. افزایش حداقل دستمزد با اثرات مستقیم و غیر مستقیم از طریـق یـک سـازوکار چند مرحلهای باعث افزایش هزینه تولید و تورم میشـود. شـدت اثرگـذاری ایـن سـازوکار میتواند به موقعیتی که اقتصـاد کشـور در مراحـل دوران تجـاری قـرا ر دارد، وابسـته باشـد. برای آزمون این فرضیه از مدل چرخشی مارکوف برای بررسی اثر حداقل دستمزد بـر تـورم تحت تاثیر شرایط رونق و رکود اقتصادی در ایـران اسـتفاده شـده است. تعیین حداقل دستمزد و اثرات آن در اقتصادهای مختلف یک موضوع مهم اقتصادی است. دلیل اهمیت آن عکس العمل بنگاه ها جهت کاهش اشتغال و همچنین اثرات تورمی آن در اقتصادهاست. بنگاه ها به دلیل افزایش هزینه تولید همواره مخالف افزایش حداقل دستمزدها می باشند. در این مقاله سعی شده تا موضوع حداقل دستمزد و آثار آن مورد بررسی قرار گیرد. در ابتدا تعاریف حداقل دستمزد و سپس تاریخچه آن ارائه شده است.

حداقل دستمزد

حداقل دستمزد کمترین اجرتی ست که کارفرمایان باید قانوناً به کارگران بپردازند. به طور معادل، کمترین دستمزدیست که کارگران کارشان را در ازای آن می‌فروشند. گرچه قوانین مختلفی در خصوص آن اکنون در حال اجرا ست، دیدگاههای مختلفی در باره مزایا و معایب آن وجود دارد.

منظور از حقوق و دستمزد (PAYROLL) هزینه ای است که به ازای  فعالیت هایی که پرسنل انجام میدهند پرداخت می شود و تعیین کننده سهم نیروی کار در فرآیند تولید کالا یا خدمات می باشد. آنچه که در مقابل کار انجام شده توسط کارکنان اداری، مدیران و ارائه کنندگان خدمات مشاوره ای به طور ماهیانه پرداخت می شود تحت عنوان حقوق و پرداختی به کارگران ساده و ماهر را دستمزد گویند. پس به طور کل می توان گفت حقوق و دستمزد مجموعه وجوهی است که طی زمان مشخصی به کارکنان، پرداخت یا تعهد می شود.

حداقل دستمزد از بحث انگیزترین موارد قانونی کار در کشور است که هر سال هنگام تعدیل آن در اسفندماه موجب طرح مباحث زیادی می شود که گاهی شکل حادی به خود می گیرد. حداقل دستمزد در ایران به صورت سه جانبه فیمابین نمایندگان کارگران» کارفرمایان و دولت تعییت می شود که به ندرت بین آنها همخوانی وجود دارد. تعیین حداقل دستمزد در این کمیته سه جانبه صرفا براساس قدرت چانه‌زنی هر یک از طرفین می باشد. در این طرح پژوهشی با توجه به اهداف مهم اقتصادی-اجتماعی دولت ها برای حمایت و پشتیبانی از نیروی کار جهت حفظ و ارتقاء قدرت خرید و رفاه زندگی و تامین امنیت شغلی و ایحاد محیطی مناسب برای نیروهای فعال جامعه اقدام به شناسایی متغیرهای اثرگذار و اثرپذیر بر حداقل دستمزد با استفاده از روش توزیع پرسشنامه نموده و در نهایت با استفاده از مدل حداقل مربعات جزبی(PLS) اقدام به برآورد واقعی و اقتصادی حداقل دستمزد و در برای سال ۱۳۹۶ می گردد. هدف از این پژوهش ابن است که میزان حداقل دستمزد واقعی اقتصاد ایران با توجه به عوامل اقتصادی, اجتماعی و سیاسی را تعیین نماید.

تاثیرات تورم بر دستمزد

تورم ناشی از وضعیتی است که سطح عمومی قیمتها به طور بی رویه و یا بیتناسب و به طور مداوم و به مرور زمان افزایش مییابد.

1 .افزایش قیمتها بی رویه و بی تناسب باشد. در اقتصادی که افزایش قیمت ها برابر با متوسط افزایش بهره وری محصول نهایی کار باشد دستمزد پولی نیز به همان نسبت افزایش مییابد. اگر به عللی سطح دستمزد پولی در اقتصاد افزایش یابد، یعنی در شرایطی که بازده نهایی کار ثابت باشد و یا اینکه افزایش نسبی نرخ حقوق و دستمزد پولی از افزایش محصول نهایی کار بیشتر باشد، قیمت ها افزایش یافته و نتیجه اش تورم خواهد بود.

2 _ در تعریف تحلیلی تورم عنصر زمان، تداوم افزایش سطح عمومی قیمتها است. اقتصاددانان بین پیدایش تورم و جریان تورم تفاوت می گذارند، در حالت اول تورم به عنوان یک پدیده ایستا مطرح است ولی بعد ازآنکه قیمت ها یک بار در زمان معین افزایش یافت، اقتصاد از یک وضع تعادل به وضع دیگر حرکت میکند و در وضعیت جدید، تورم قیمت در زمان معین افزایش می یابد و نرخ افزایش آن نیز به مرور زمان صعود میکند. این حالتی است که در اقتصاد تورم به معنای واقعی خود به وجود میآید و آن را در علم اقتصاد جریان تورمی میگویند.

مهمترین اهداف تعیین حداقل دستمزد:

الف) جلوگیری از استثمار نیروی انسانی که معمولاً از طریق پرداخت مزدهای بسیار کم و شرایط نا مساعد اشتغال خودنمایی می کند.

ب) بالا رفتن سایر سطوح مزد؛ زیرا به دلیل افزایش مداوم قیمت ها مزد حقیقی کارگران همواره رو به کاهش است.

ج) از میان بردن رقابت غیر قانونی کارفرمایان که با توسل به کاهش یا پایین نگهداشتن سطح مزدها با تولید کالاهای ارزان رقبا را کنار نگذارند.

د)ابزار و وسیله ای برای اعمال سیاسی که‌موجب رشدسریع و توزیع عادلانه درآمدشود.

tavarom

مناسب ترین سیاست ارزی در بازار ایران

به گزارش روابط عمومی کنفدراسیون صادرات ایران، مسئله انتخاب نظام‌های مربوط به مدیریت نرخ ارز همواره یکی از دغدغه‌های اصلی سیاست‌گذاران اقتصادی در کشورهای مختلف بوده و ایران نیز از این امر مستثنی نیست. در این شرایط کمیسیون بازار پول و سرمایه در گزارش اخیر خود به این موضوع پرداخته و تصریح می‌کند که ترکیب نظام ارزی شناور مدیریت‌شده با هدف‌گذاری تورمی و سیاست‌های مکمل دارای ویژگی‌های مطلوبی است که انتخاب آن را توجیه‌پذیر می‌کند. این گزارش می‌افزاید تعیین رژیم مناسب برای نرخ ارز در ردیف اولویت‌های سیاست‌گذاری کلان کشور قرار داشته و در کنار سیاست‌های پولی و مالی دولت می‌تواند بر نتایج واقعی اقتصاد تأثیرات مهمی برجای بگذارد. از طرف دیگر نرخ ارز به‌عنوان متغیری که در نظام تصمیم‌گیری اقتصادی نقش علامت‌دهی به فعالان اقتصادی را بر عهده دارد، بر تصمیمات سرمایه‌گذاری و مصرف نیز تأثیرگذار است. کمیسیون بازار پول و سرمایه در این گزارش تأکید کرده است که بهبود وضعیت تراز تجاری، رشد اقتصادی و کنترل تورم مستلزم اجرای مجموعه‌ای از سیاست‌های مالی، پولی و ارزی مناسب و در عین‌حال هماهنگ است.

نطام ارزی شناور مدیریت شده چیست؟

نرخ ارز شناور (که نرخ ارز منعطف یا نوسانی نیز نامیده ‏می‏‏شود)، نوعی روش نرخ-ارز است که در آن امکان نوسان ارزش واحد پول در واکنش به مکانیزم‏‌ها‏ی بازار تبادل خارجی، وجود دارد. واحد پولی که از نرخ ارز شناور استفاده ‏می‌‏‏کند به عنوان ارز (واحد پول) شناور شناخته ‏می‏‏‌شود. ارز شناور برعکس ارز ثابت است که ارزش آن به یک ارز دیگر، کالاهای مادی، یا سبد ارزی بستگی دارد.در نظام های ارزی شناور، قیمت ارز بر اساس عرضه و تقاضا تعیین می شود. تفاوت دو نظام ارزی شناور و شناور مدیریت شده در میزان دامنه تغییرات مجاز نرخ ارز نهفته است. در نظام شناور کامل هیچ محدودیتی برای تغییر قیمت ارز وجود ندارد؛ یعنی هر روز ممکن است نرخ ارز بالا و پایین برود. این نظام هم اکنون در کشور های اروپایی، ژاپن، آمریکا و کانادا و … برقرار است. در نظام شناور مدیریت شده دامنه تغییرات مجاز توسط بانک مرکزی تعریف می شود. به طور مثال اگر دامنه مجاز 5 درصد باشد یعنی اینکه هر وقت تغییرات قیمت ارز فراتر از 5 درصد باشد بانک مرکزی باید دخالت کند ولی پیش از آن کاری انجام نمی دهد.

اثر سیاستهای ارزی مختلف بر رفاه اجتماعی ایران

رفاه اجتماعی مقوله ای چندبعدی است. در چند دهه اخیر افزایش رفاه هم در سازمانهای بین المللی و هم در برنامه کشورهای مختلف قرار گرفته است. در حوزه سیاستگذاری، برای افزایش رفاه، باید توان و ظرفیت اقتصاد ملی در جهت افزایش رفاه ارزیابی گردد. در بلندمدت، افزایش رفاه در گرو رشد و توسعه اقتصادی است. اما در کوتاه مدت افزایش رفاه بستگی به سیاستهای اتخاذ شده از سوی دولتمردان دارد. از آنجا که درآمدهای ارزی، به عنوان یکی از بزرگترین منابع مالی دولت، در سیاستهای اقتصادی بسیار تاثیرگذار است و از آنجا که عمده منابع ارزی ایران از فروش نفت به دست می آید که مدام تحت تاثیر بازارهای جهانی در حال نوسان است؛ لذا اتخاذ یک سیاست ارزی مناسب که بتواند هم رشد و توسعه را تحقق بخشد و هم به بهبود رفاه کمک کند اهمیت دارد.

نرخ ارز یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر اقتصاد

 نرخ ارز و نوسانات آن از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر اقتصاد ایران است، از طرف دیگر سطوح بالای تورمی نیز به عنوان یکی از مشکلات اساسی اقتصاد ایران همواره مورد توجه بوده است. تعدیل نرخ ارز در سیستم ارزی شناور مدیریت شده یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌هایی است که باید توسط سیاست‌گذاران اقتصادی مورد توجه قرار گیرد. در سال‌های گذشته عدم تعدیل مناسب نرخ ارز به همراه بی انضباطی‌های متناوب پولی و مالی، شکل‌گیری همزمان انتظارات تورمی و انتظارات افزایشی در خصوص نرخ ارز را‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ به دنبال داشته است.

بر اساس منطق ساده اقتصادی باید پیوندی بین انواع شاخص‌های قیمت در طول زنجیره تولید تا مصرف کالا وجود داشته باشد. بنابراین انتظار می‌رود تحرکات در شاخص قیمت تولیدکننده به تحرکات بعدی در شاخص قیمت مصرف‌کننده منتقل شود. به عبارت دیگر شاخص تولید کننده به عنوان شاخص پیشران، توضیح تورم مصرف کننده عمل می‌کند. لیکن برخی تفاوت‌های موجود بین این دو شاخص باعث شده که ابهاماتی در خصوص تقدم و تأخیر این ارتباطات وجود داشته باشد. یکی از این موارد که باعث تمایز این دو شاخص می‌شود این است که شاخص قیمت تولیدکننده در برگیرنده کالاهای داخلی ولیکن شاخص قیمت مصرف‌کننده شامل کالاهای داخلی و وارداتی است.

در مجموع بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد نااطمینانی‌های ارزی و تورمی عامل اصلی افزایش شدت هم‌حرکتی میان نرخ ارز، شاخص‌های قیمت و نرخ تورم است. همچنین در دوره‌هایی که اقتصاد ایران افزایش قابل توجه نااطمینانی ارزی و تورمی را تجربه نکرده، درجه هم‌حرکتی میان این متغیرها قابل چشم‌پوشی است. با عنایت به این موضوع اجازه تغییر نرخ ارز در یک دامنه مناسب (به ویژه در دوره‌هایی که با درآمدهای سرشار نفتی مواجه هستیم) و در زمان‌های مناسب توسط بانک مرکزی می‌تواند از شدت یافتن نااطمینانی ارزی و تورمی جلوگیری کرده و در این شرایط شوک‌های قیمتی ناشی از افزایش نرخ ارز را مدیریت کرد. رشد نقدینگی علت اصلی و اولیه افزایش نرخ ارز است و در مرحله بعد و با تأخیر زمانی با افزایش نرخ ارز منتج از گام اول، هزینه‌های تولید و قیمت کالاهای مصرفی وارداتی بالا رفته و باعث پیشران شدن نرخ ارز می‌شود. این برداشت اشتباه (نرخ ارز علت تورم است)، به وفور در سیاست‌گذاری بازار ارز دیده می‌شود.

کنار گذاشتن سیاست ارز چند نرخی و جایگزینی آن با سیاست یارانه ای. یکی از سیاست-هایی که در مواقع بروز بحران ارزی به طور معمول در ایران دنبال شده است، چند نرخی شدن ارز و تخصیص ارز با قیمتهای مختلف به طبقات و نیازهای مختلف با نرخهای مختلف است. تجربه نشان داده است که علی رغم پرداخت هزینه این سیاست به صورت ارز ارزان قیمت از طرف دولت، مردم منافعی از آن دریافت نمی کنند. بنابراین بهتر است سیاست اصولی یکسان‌سازی نرخ ارز مبتنی بر بازار و عرضه و تقاضا و دریافت مالیات از واردات برخی از کالاهای مصرفی نهایی غیرضروری و در مقابل تامین یارانه مصرف کننده (و نه تولیدکننده) برای کالاهای اساسی دنبال شود.

اصلاح سیاست پولی و مالی. در نهایت توصیه قدیمی اما مهم اقتصاددانان این است که باید ساز و کار فعلی سیاست پولی و مالی اصلاح شود. استقلال واقعی بانک مرکزی، کنترل ارقام بودجه و قرار دادن سقف برای رشد اقلام بودجه، حذف بودجه های غیرضروری، اصلاح ساختار بانک‌ها، و در نظر گرفتن سقف برای هر یک از اقلام پایه پولی در مراحل ابتدایی می توانند اقدامات موثری برای کنترل رشد پایه پولی و نقدینگی باشند که ریشه اصلی بحران فعلی (در کنار شوکهای سیاسی) بوده است. اقتصاد ایران در سطح کلان به اقتصاد جهانی وصل شده و استقلال اقتصادی، به معنای این‌که بتواند تحولات مرتبط با متغیرهای کلان مثل تولیدملی، سرمایه‌گذاری و بازارهای گوناگون را از درون تنظیم کند، ندارد. دست کم از دهه ۱۳۴۰ تاکنون مدیران اقتصادی دولت‌ها یاد گرفته‌اند که درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت و گاز و فرآورده‌هایشان را تبدیل به ریال کرده و در هزینه‌های جاری و عمرانی دولت‌ها خرج کنند. متاسفانه تاکنون نتوانسته‌ایم اقدام جدی و عملی برای ایجاد بازار ارز در کشور داشته باشیم. اصلاح سیاست‌های ارزی در ایران با تصحیح ساختارهای کنونی تقریبا غیرممکن خواهد بود.

وقتی روند نرخ ارز طی سال‌های گذشته را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که هر زمان درآمدهای ارزی دولت کاهش پیدا کرده، به تبع آن ارزش پول کشورهای خارجی در بازار داخلی تقویت شده و به دنبال آن، تورم نیز بالا رفته است. در ایران تا همین امروز نهاد بانک مرکزی به نیابت از حاکمیت، اصلی‌ترین انحصارگر در سمت عرضه بوده و نیز در سمت تقاضا نیز گروهی از بزرگ‌ترین اتحصارهای دولتی و نیز شماری از واردکنندگان سمت تقاضا را تشکیل می‌داده‌اند و به همین دلیل بوده که در ایران بازار ارز هرگز گسترده نبوده و عمق نداشته است. در چنین شرایطی قدرت اصلی بازار در دستان دولت و بانک مرکزی بوده که می‌توانسته‌اند نرخ‌های اصلی بازار ارز را تعیین کنند. با این تفاسیر، برای این‌که اثرات مثبت تعدیل نرخ ارز در کشور نسبت به جنبه‌های منفی آن سنگینی کند، نیاز است که تغییرات ساختاری در وضعیت کنونی صورت گیرد. عده‌ای معتقدند رشد نرخ ارز است که باعث گران شدن کالاهای داخلی و بالا بردن تورم می‌شود، ولی باید قبول کنیم که رشد نقدینگی است که تورم را جابه‌جا می‌کند و همین رشد نقدینگی است که تمام بازارها را به حرکت در می‌آورد.

سیاست ارز و ریال بر بازار کار ایران

سیاست ارز و ریال بر بازار کار ایران

سیاست ارزی چیست؟

در هر کشوری متناسب با ساختار اقتصادی آن کشور، سیاست ارزی و رژیم ارزی متفاوتی وجود دارد. بین سیاست‌های ارزی کشورهای مختلف تفاوت‌های زیادی وجود دارد ولی می‌توان گفت با گذشت زمان در مجموع کشورهای مختلف به سوی ایجاد انعطاف بیشتر در رژیم‌های ارزی حرکت کرده‌اند. عوامل مختلفی بر طراحی سیاست‌های ارزی کشورها تاثیر می‌گذارد: از جمله حجم و تنوع تجارت خارجی، عمق بازارهای مالی، ثبات اقتصاد کلان و احتمال وقوع شوک‌های خارجی.

ارزیابی سیاست های ارزی کشور در دوران جنگ

سیاست ارزی دولت جنگ چنان بود که نرخ ارز بازار آزاد را به رسمیت نمی شناخت و بنابراین بازار را رها کرده بود و  جالب آنکه ساز و کار بازار چه خوب عمل می کرده و مانع تجمیع شوک ها و وقوع بحران ارزی در کشور می شده است. این در حالی است که به تدریج از زمان مرحوم هاشمی دولت تصمیم گرفت اقتدار خود را در بازار ارز بیش از پیش بروز دهد و شد آنچه نباید می شد. دولت ها سیاست دخالت حداکثری در بازار آزاد ارز را در پیش گرفتند و در مقابل اقتصاد مردمی (بازار) با تجمیع نیرو ها هر چند سال یک بار تو دهنی به دولت ها زد. اما دولت ها هر بار مصمم تر بوده اند که آزموده را دوباره بیازمایند با این استدلال که این بار فرق می کند! اما بخش مغفول سیاست ارزی اینحاست که دولت زمان جنگ تنها دولتی بود که کژ دار و مریز سیاست تفکیک بودجه ارزی از ریالی را دنبال می کرد. یعنی درآمد های ارزی حاصل از فروش ارز به مصارف مهم اختصاص می یافت و چون مازاد ارزی در آن زمان نبود قدرت دولت در بازار ارز محدود بود و همین موجب شده بود سیاستی اجرا شود که هم توسعه صنعتی کشور را به دنبال داشت و هم از وقوع تندبادهای ارزی جلوگیری می کرد.

واقعیت آن است که ریال هر روز ارزش خود را بیشتر از دست می‌دهد و بر اساس یکی از راه‌های ارزیابی ارزش پول ملی ایران که مقایسه نرخ برابری آن با ارزهای باثبات جهان (مانند فرانک سوئیس) است و با توجه به آماری که در سایت بانک مرکزی موجود است، نرخ فرانک سوئیس از حدود ۱۰ هزار ریال در سال ۱۳۹۰، به بالای ۴۰ هزار ریال در سال ۱۳۹۷ رسیده است و ارزش پول ملی در این هفت سال، به یک‌چهارم خود رسیده است. کاهش ارزش پول ملی، منجر به چاپ پول، افزایش پایه نقدینگی، گرانی کالاها و تورم می‌شود. درنتیجه یکی از اصلی‌ترین دلایل کاهش ارزش پول ملی، رشد نقدینگی است. اگر ارزش پول ملی در بخش بین‌الملل مکرر دچار نوسان شود، این به معنای ناپایداری ارزی است، ناپایداری ارزی جریان تولید، جریان اشتغال، جریان سرمایه‌گذاری و جریان صادرات را به شدت دچار لطمه می‌کند، بنابراین باید توجه داشت که ارزش پول ملی در حیطه خارجی باید مدیریت شود و این مدیریت بدان معنا نیست که سالیان متمادی اجازه ندهیم که کاهش ارزش پول خارجی ایجاد شود، بلکه در برخی موارد که جریان تورمی داریم، به تناسب آن باید بتوانیم تعدیل‌های لازم را انجام دهیم.

ریال در مقابل سایر ارزها

رابطه پول ملی ما با ارزهای مختلف، ارزش پول ملی را در بخش خارجی مشخص می‌کند، بنابر این هر جا ارزی نظیر دلار، یورو یا سایر ارزها در داخل کشور و در بازار داخلی گران می‌شود، طبیعی است که یکی از جنبه ‌های مهم گران شدن ارز خارجی این است که ارزش پول ملی را دچار کاهش می‌کند. پاشنه آشیل ارزش پول ملی در بخش خارجی، ارزهای مختلفی هستند که رابطه ریال با آن‌ها تعریف می‌شود. کاهش ارزش پول ملی از لحاظ خارجی دارای نقاط منفی و همچنین نقاط مثبت هم هست. نکته مثبت این است که انگیزه صادرات را تقویت می‌کند، وقتی ارزش پول در بخش بین‌الملل کاهش می‌یابد، کالای ایرانی برای خارجی‌ها و برای بازارهای بین‌المللی‌ مزیت پیدا می‌کند و ما از این کاهش ارزش پول ملی می‌توانیم منفعت لازم را کسب کنیم. اما یکسری زیان‌هایی هم برای مردم، حقوق‌بگیران ثابت، کارگران و کسانی که نمی‌توانند در این بازار، دریافتی‌های خود را جبران کنند، رخ می‌دهد.

اثرات افزایش نرخ ارز بر بازار کار ایران

افزایش قیمت واقعی ارز(قیمت اسمی ارز منهای نرخ تورم) می‌تواند باعث رونق بازار صادراتی در اقتصاد شود. در حوزه تجارت بین‌الملل این افزایش به معنی کاهش واردات و افزایش صادرات است که نتیجه آن بهبود تراز تجاری خارجی است که ضمن کاهش بدهی‌های بین‌المللی می‌تواند ورود ارز به داخل کشور را نیز در پی داشته باشد. زمانی که قیمت واقعی ارز از حد تعادل خود پایین‌تر است، واردات از خارج ارزان‌تر می‌شود و عکس همین قضیه برای بازار صادراتی اتفاق می‌افتد که آثار آن مشخص است. بازار کار نیز مانند هر بازار دیگری از عرضه و تقاضای نیروی کار تشکیل شده است و مشخص است هر گونه انحرافی از قیمت تعادلی آن باعث ایجاد عدم تعادل در این بازار می‌شود.

نباید این نکته را از نظر دور داشت که افزایش نرخ ارز به صورتی که به سمت قیمت تعادلی خود برود با اعمال سیاست‌های مبتنی بر جلوگیری از نوسانات ارزی می‌تواند باعث تشویق شرکت‌های خارجی بین‌المللی جهت ورود به بازارهای صادراتی ایران شود. از این راه فرصت حضور و جذب تکنولوژی‌های جدید در اقتصاد ایران بیشتر شده و با جذب نیروی کار داخلی در این مجموعه فعالیت‌ها، زمینه رشد و پرورش نیروی کار داخلی نیمه ماهر به ماهر مهیا می‌شود

پیامدهای سیاست ارزی بر تولید و تجارت اقتصاد ایران

کاهش نرخ ارز حقیقی، قیمت کالاها و خدمات صادراتی تولیدکنندگان داخلی را نسبت به قیمت های جهانی افزایش داده و در نتیجه قدرت رقابتی تولیدکنندگان داخلی در بازارهای جهانی را می کاهد و لذا منجر به کاهش صادرات کشور خواهد شد. همچنین کاهش نرخ ارز حقیقی، قیمت کالاها و خدمات وارداتی را کاهش داده و در نتیجه منجر به افزایش واردات می شود. در مجموع کاهش نرخ ارز حقیقی از طریق کاهش صادرات و افزایش واردات، تاثیر منفی بر تراز تجاری کشور می گذارد (و بالعکس).

تکنیک های فروش

قوانین و تکنیک های فروش، بازاریابی و فروش مهم ترین رکن در تجارت میباشند ،فروش موفق مستلزم یادگیری قوانین و تکنیک های فروش میباشد تا رضایت مشتری حاصل گردد.

بازاریابی یعنی پیدا کردن مشتری و ساختن بازار هدف.

یک برند برای این که بتواند جذب مشتری کند و افزایش فروش داشته باشد باید ملاک ساخت و ارائه محصول و خدمت خود را برپایه درخواست، نیازی مشتری و الزامات بازار قرار دهد. برای یک بازاریابی و فروش موفق شما باید به مکانیزم‌هایی نظیر محصولات نوآورانه، ارزیابی نیاز‌های مشتریان، استفاده از شبکه‌های اجتماعی، تولید محتوا‌های هدف‌دار با روش‌های مختلف نظیر محتوای متنی، تصویری، صوتی، ویدیوی و دیجیتال توجه کنید. بعد از مرحله بازاریابی به مرحله بعدی یعنی نحوه فرورش و افزایش فروش مداوم می‌رسیم. برای  فروش موفق راه و روش بسیار و گوناگونی وجود دارد. که با برنامه ریزی و سیاست گذاری صحیح به افزایش فروش منجر می‌شود که در اینجا به قوانین و تکنیک های فروش  می‌پردازیم.

تکنیک های فروش

1. با مشتریان خود در ارتباط باشید

همانطور که تکنولوژی بیش از پیش وارد دنیای ما می شود نباید فراموش کنیم که تعامل با انسان های اطرافمان نیز مهم است. درواقع روابط انسانی بسیار بیشتر از الگوریتم های مختلف در کشف نیازهای مشتریان مان اثر دارند. پس سعی کنید به مشتریان نزدیک شوید و با آنها ارتباط برقرار کنید. در این میان فراموش نکنید که برقراری ارتباط چشمی بسیار کارساز خواهد بود. اما فقط شنونده بودن کافی نیست، شما باید سوال بپرسید. با سوال هایی که درباره سرگرمی های مورد علاقه شان است شروع کنید، آن وقت می بینید که چطور هیجان زده می شوند.

2. راه های خلاقانه پیدا کنید

متخصصان معتقدند که در صحبت کردن هیچ خلاقیتی وجود ندارد. چیزی که فروشندگان باید به آن توجه داشته باشند تا مشتریان به ارزش کار آنها پی ببرند، ترکیب اطلاعات دو حوزه مختلف و بوجود آوردن مطلبی جدید و راه حلی تازه است. تمرین خلاقیت در خارج از فضای کاری می تواند تاثیر مثبتی بر کار شما داشته باشد. برای این کار سعی کنید به مصاحبه های افراد خلاق گوش دهید و ببینید آنها چگونه به ایده های مختلف رسیده اند. یک هنر بیاموزید. فرقی ندارد چه هنری باشد. این کار به بهبود عملکرد مغز شما کمک می کند.

3.از “حالت های قدرت” برای افزایش اعتماد به نفس تان استفاده کنید.

“آن قدر وانمود کنید تا واقعی شود” نصیحتی که اغلب انگلیسی زبان ها از آن استفاده می کنند ولی آیا واقعا وانمود کردن باعث این می شود که بهتر به اهداف مان برسیم؟

طبق سخنرانی تد تاک روانشناس مطرح  ایمی کادی، “زبان بدنی ما کسی که واقعا هستیم را شکل می دهد” واقعا این چنین است. کادی تحقیقی انجام داد که طی آن از شرکت کننده ها درخواست شد که به مدت دو دقیقه در حالت های گوناگونی که به قدرت بالا و قدرت پایین مربوط می شدند بایستند. نمونه های گرفته شده از بزاق دهان شرکت کننده های قدرت بالا نشان داد که هورمون تستسترون بدن که هورمونی مربوط به اعتماد به نفس است به میزان ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده است و هورمون کورتیزول که به استرس مربوط است نیز ۲۵ درصد کاهش داشته است. گروهی که در حالت قدرت پایین قرار داشت ۱۰ درصد کاهش تستسترون و ۱۵ درصد افزایش کورتیزول از خود نشان دادند. وقتی اعتماد به نفس دارید باعث می شوید بقیه هم اعتماد به نفس پیدا کنند.  مشتری های احتمالی شما دوست ندارند با فروشنده ای مردد صحبت کنند، آن ها به دنبال راهنمایی مقتدر هستند که بتواند آن ها را طی فرآیند گیج کننده فروش راهنمایی کند. از این رو دفعه بعدی که می خواهید اعتماد جلب کنید از یک حالت خاص استفاده کنید. حالت های قدرت  بالا شامل ایستادن صاف با قرار دادن دستتان بر روی کمرتان، به صندلی پشت دادن با قرار دادن پا بر روی میز و یا نشستن با باز کردن دست ها و پاهایتان می شود. حالت های قدرت پایین شامل قوز کرده نشستن و یا جمع شدن بر روی صندلی می شود.

4.مشارکت

تا می توانید با توسل به انواع روش های خلاقانه و ابتکاری میزان مشارکت مشتریان در کسب و کار خود را افزایش دهید. براساس آموزه های روانشناسی هر چه میزان مشارکت افراد در یک موضوع بیشتر شود آنها با علاقه بیشتری موضوع مذکور را دنبال خواهند کرد. برای مثال یک گروه از علاقه خود به پیاده روی منظم و روزانه صحبت می کنند اما فقط حرف آنرا می زنند و از این مرحله فراتر نمی روند و نهایتا پس از یک هفته نیز همه چیز به فراموشی سپرده می شود. اما اگر همین افراد برای خود کفش و لباس مخصوص پیاده روی تهیه کنند، وب سایت های این رشته را ببینند، در نشریات تخصصی پیاده روی عضو شوند و یا به باشگاه های این رشته ورزشی بپیوندند قطعا می توان پرداختن آنها به این ورزش را گارانتی کرد.

برای کشف مسیرهای افزایش مشارکت مشتریان خود در رابطه با هزینه ای که برای کالا یا خدمات شما می کنند، بسیار حرفه ای وقت گذاشته و سرمایه گذاری کنید. این روش ها که ممکن است مواردی بسیار ساده و جزئی هم باشند با افزایش مشارکت و درگیر ساختن مشتری اثر مهمی در فروش بیشتر کسب و کار شما خواهند داشت.

5.برای مشتری احتمالی تان سر تکان دهید.

مانند لبخند زدن، حرکت سر تکان دادن هم به مقبولیت مربوط می شود که تاثیرات زیادی بر روی ارائه یک نظر دارد. تحقیقات نشان داده است که افرادی که حین گوش دادن به رادیو سر تکان داده اند نسبت به دیگر افراد بیشتر با محتوی رادیویی موافق بوده اند. به این دلیل که انسان ها به صورت طبیعی حرکات یکدیگر را تقلید می کنند، سر تکان دادن شما هم می تواند مسری باشد و باعث بله گفتن مشتری احتمالی تان شود.

6.به محصول خود ایمان داشته باشید.

فروش خیلی راحت تر خواهد شد زمانی که قلبا عاشق محصول خود بوده و به آن باور داشته باشید. بسیاری از فروشندگان موفق شخصا از محصول خود استفاده کرده و به آن اعتماد دارند. اگر به آنچه که می فروشید علاقه ای ندارید، سعی کنید از مشتریان خود کمک بگیرید و از آنها بخواهید تا ویژگی های مثبت محصولتان را بیان کنند. مثلا از آنها بخواهید برایتان بگویند که چگونه محصول شما توانسته زندگی شان را بهبود ببخشد – هرچند این تغییر کوچک باشد یا بزرگ – انگیزه شما را تقویت خواهد کرد (و همین امر برای زمانی که می خواهید مشتری جدیدی را ملاقات کنید به شما کمک خواهد کرد تا مدارکی برای عرضه داشته باشید!)

7.چشم انداز بهتر

مردم همواره تلاش می کنند تا برتری خود را بر دیگران ثابت کنند، این یک میل طبیعی است که انسان برای برتر بودن برنامه ریزی و سعی می کند. حال می توانیم از این میل طبیعی برای  فروش بیشتر کسب و کار خود استفاده کنیم، اما چگونه؟ لازم است تا در معرفی و نمایش چشم انداز خرید محصولاتمان به مشتریان بر این مهم مانور دهیم که این کالا یا خدمات چگونه می تواند به شاخص شدن آنها نزد همسالان، دوستان، خانواده و … منتج شود. باید با استفاده از روش های خلاقانه و البته هوشمندانه به مشتریان خود نشان دهیم که این حس برتری نتیجه مستقیم خرید محصولات و خدمات از کسب و کار ما بوده است.

8.ایجاد رضایتمندی مشتری

به دلایل زیر باید رضایت مشتری را در شرایط رابطه برنده- برنده ایجاد نمود یا به عبارت دیگر تاثیر رضایت مشتری:

  •  موجب افزایش فروش و در همان راستا سود میشود: درک این موضوع بسیار ساده است مشتری راضی مایل است برای کالاها و خدمات پول کافی بپردازد چون آنها را دارای ارزش می یابد. قیمتی را که مشتری می پردازد، بیشتر از مقداری است که شرکت، خود برای تولید کالاها و خدماتش پرداخته است.
  • مشتریان راضی وسیله تبلیغ برای سازمان است : مشتریانی که از شرکت رضایت زیادی دارند، تجربیات مثبت خود را به دیگران منتقل می کنند و بدین ترتیب وسیله تبلیغ برای شرکت شده و در نتیجه هزینه جذب مشتری جدید را کاهش می دهند. این نوع تبلیغ دهان به دهان جزو ارزانترین و مؤثرترین شیوه های تبلیغاتی محسوب می شود.
  • رضایت مشتری موجب صرفه جویی در هزینه و زمان جذب مشتری جدید میشود: بنابر تحقیقات صورت گرفته برای جذب مشتریان جدید نسبت به حفظ مشتریان قدیم، ۵ تا ۱۱ برابر زمان، انرژی و پول بیشتر باید صرف شود.
How-to-sell-anything-to-anyone-min
تیپ شناسی

تیپ شناسی

یکی از بحث‌های مهم در شناسایی مشتری، شخصیت شناسی و تیپ شناسی است. شخصیت، به معنی مجموعه رفتارهای مشاهده شده و مشاهده نشده افراد است که باعث تفکیک و تمایز بین آن‌ها می‌شود. از نظر روان‌شناسان، شخصیت هر فرد، مفهوم پویا و ساختاریافته‌ای است که بیانگر رشد و تکامل سیستم‌های روانی او است. بنابراین همه افراد، خریداران، فروشنده‌ها، مشتریان و … دارای شخصیت هستند و هر کدام به نوعی عمل می‌کنند که باعث تمایز بین آن‌ها و دیگران می‌شود و باعث می‌شود رفتار فرد در یک موقعیت فرضی، قابل پیش‌بینی شود.

در این مقاله دو روش شخصیت شناسی MBTI و انیاگرام را مورد بحث قرار می دهیم.

به عنوان یک تیپ شناسی شخصیتی، اینیاگرام تعریف کننده 9 نوع شخصیت است که توسط نقاطی از یک شکل هندسی پیرامونی ارتباط بین انواع شخصیت روانی افراد را نشان می‌دهد در عوض  مدل میرز-بریگز یا همون MBTI مدلی است که ۱۶ تیپ شخصیتی دارد و اصلا کار با ذات فرد ندارد، بلکه فقط ۱۶ خصوصیت فرد رو مشخص کرده و از همه مهم‌تر در این مدل راه رشدی برای فرد مشخص نشده است.

تیپ‌های شخصیتی MBTI:

تیپ های شخصیت مایرز و بریگز “MBTI “براساس تئوری تیپ شناسی کارل یونگ پایه ریزی شده و در طی حدود پنجاه سال تحقیق و توسعه امروز به عنوان ابزاری مؤثر برای تعیین تناسب شغل با شاغل، تیم سازی، آسیب شناسی منابع انسانی، توسعه فردی و توسعه ارتباطات مدیران و کارشناسان مورد استفاده قرار می گیرد. این روش در جنگ جهانی دوم برای گروه بندی سربازان به کار برده شد و از آن زمان تا کنون تکامل زیادی پیدا کرده است. به طوریکه اکنون در شرکت ها و سازمان ها سالانه حدود 5 میلیون نفر از این تست استفاده می کنند. به دلیل برخورداری از پشتوانه تحقیقات پنجاه ساله برروی 5 میلیون نفر و ویژگی هایی چون ارزش گذاری نکردن افراد و توجه به تفاوت های آنها به عنوان مزیت و روایی بیش از 80 درصدی آن، معتبرترین ابزار سنجش توانایی ها، گرایشها، مدلهای تصمیم گیری، اقدام و ارتباط است.

مایرز و بریگز بعد از مطالعات گسترده در باب شخصیت به چهار فاکتور اصلی شخصیتی رسیدند که می‌توانند در کنار هم یک کد چهارحرفی را ایجاد کنند و بدین ترتیب ۱۶ تیپ شخصیتی به دست می‌آید:

  • درون‌گرا (I) یا برون‌گرا (E): نحوه جذب انرژی؛ در تنهایی یا در جمع؟
  • شهودی (N) یا حسی (S): نحوه دریافت یا بیان اطلاعات؛ کلی‌نگر یا جزئی‌نگر؟
  • فکری (T) یا احساسی (F): نحوه تصمیم‌گیری؛ تصمیم‌گیری نهایی با منطق یا احساس؟
  • منظم (J) یا منعطف (P): نحوه ساماندهی مکان و زمان؛ تمایل به نظم و چهارچوب یا آزادی و انعطاف در برنامه‌ها؟

تئوری انیاگرام :

یا تیپ های نه گانه (دز شکل فعلی آن) در واقع ترکیبی از عرفان شرقی و روانشناسی مدرن است .هدف جورجیوف از تحقیق در این زمینه شناخت ابعاد شخصیت انسان و ارائه راهکار برای رشد و خود آگاهی بیشتر انسان بوده است .زیرا جورجیوف بر این باور بود که تا انسان خود را به درستی نشناسد، قادر به کمک به خود و نیز کمک به دیگران نخواهد بود. او انسانها را به نه تیپ شخصیتی تقسیم می کند که هر تیپ دارای نقاط قوت و ضعف خاص خود می باشد. شخصیت افراد مختلف طبق نظریه ی روانشناسی گورجیوف به ۹ دسته یا تیپ تقسیم میشود که از آن ها به عنوان تیپ های شخصیتی یاد میشود. طبیعی است که بخشی کوچک از شخصیتتان را در هر کدام از ۹ تیپ بیابید ، ولی یکی از آنها بیشتر از بقیه به شما نزدیک است. به این تیپ، تیپ اصلی شخصیت شما گفته می شود.

این ۹ تیپ شخصیتی به سه مثلث مغز ، دل ، اراده تقسیم میشوند. برای سه تیپ عنصر مغز ، برای سه تیپ عنصر دل و برای سه تیپ عنصر اراده مهم است که هر کدام از این تیپ ها یا به طور افراطی آن عنصر تعیین کننده را دارند یا به طور تفریطی و یا بی تفاوت هستند.

۱-تیپ کمالگرا:
اشخاص کمال گرا ملاک های خیلی خیلی بالایی را برای موفقیت در نظر می گیرند و درصورتی که به آن اهداف بلندپروازانه نرسند، خودشان را شکست خورده میدانند .

۲-تیپ مهرطلب یا کمک کننده:
این اشخاص احتیاج به محبّت و توجه دارند. قادر به “نه” گفتن، نیستند، زیرا از طرد شدن ترس دارند. افرادی وابسته و متکی به دیگرانند. حرمت ذات پایینی دارند و همواره به دنبال تائید و تحسین دیگرانند.

۳- تیپ شخصیت موفقیت طلب:
به دنبال موفقیت هستند ،اعتماد به نفس بالائی دارند،هدف گرا و کاردانند،توان بالائی در روابط اجتماعی دارند،می توانند دروغگو باشند ،بی احساس باشند زیادی پر کار و کم حوصله باشند و می ترسند که اگر موفق نباشند بیهوده و بی ارزشند.

۴-تیپ رمانتیک محزون یا هنرمند:
این اشخاص، خواستار اموری هستند که دردسترس نیست. آن چه دردسترس است، برایش بی‌ارزش است و آن چه را بدست آوردنش سخت است می خواهند. بسیار احساسی و زودرنج هستند.

۵-تیپ کنجکاو:
این افراد بسیار در خود فرو رفته یا درونگرا هستند (از بودن در جمع لذت نمی برند و اجتماع گریزند) .قادر به ابراز احساسات خود نیستند و معمولا تمایل کمی برای ازدواج دارند

۶-تیپ وفاخو، وفاجو و شکاک:
این افراد به همه چیز سوء ظن دارند. افرادی محتاط هستند. می خواهند بدانند که در ذهن دیگران راجع به آنها چه می گذرد. نگران خیانت و بی وفایی دیگرانند.

۷: تیپ ماجراجو وتنوع‌طلب:
این تیپ برونگرا، خوش بین، با استعداد، و با انگیزه هستند. آن‌ها صبور، جسور و عملگرا هستند اما استعدادهای آن‌ها می‌تواند به هرز رود، بیش از حد پراکنده شده و نامنظم شوند. این افراد مرتب بدنبال تجربه‌های جدید و جالب هستند.

۸-تیپ چالشگر یا قدرت طلب:
این تیپ مبدل به یک قهرمان،سخاوتمند و الهام بخش می شوند بر استعدادها و اهداف ارزشمند خود تمرکز می کنند، قدردان، شاد و راضی هستند. این افراد به دنبال قدرت و تسلط بر دیگران هستند . دوست دارند مدیر و رهبر باشند و دستور بدهند.

۹-تیپ صلح طلب و میانجی:
این افراد دنبال آرامش و صلح و آشتی با دیگرانند. همواره میخواهند بین دیگران میانجی شوند تا بین آنها آشتی بر قرار کنند. افرادی انطباق پذیر و تابع هستند.از درگیری و خشونت پرهیز می کنند.

KERNBlog_Hero_1424x906_LearnFast-1424x796

مزایای انیاگرام نسبت به مدل MBTI :

  1. نگاه به افراد به این شکل است  که همه انسانند و ویژگی‌های مشترک دارند. اما بعضی‌ها بعضی ویژگی‌هایشان  کمی پررنگ‌تر است و طبق آن ذات‌شناسی و رفتارشناسی می‌کند.
  2. حتی نحوه ارتباط هر تیپ با سایر تیپ‌ها اعم از کار تیمی تا ازدواج و… مشخص میشود.
  3. ذات‌شناسی (یعنی با شناخت فرد تقریبا به تمام ویژگی‌ها پی خواهیم برد).
  4. دیدگاه صفر و صد ندارد.
  5. به شدت جامع‌تر است.
  6. پیش‌بینی راه رشد.
  7. شناخت سریع‌تر.
شخصیت شناسی

شخصیت شناسی و عوامل موثر بر آن

تعریف شخصیت

لغت شخصیت (personality) از ریشه لاتین (persona) که به معنی “نقاب و ماسک” است گرفته شده است. ریشه لاتین این کلمه اشاره به ماسک و نقابی دارد که بازیگران یونان و روم قدیم به صورت خود می زدند. با گذشت زمان نیز معنای آن گسترده تر شده است و به نقشی که بازیگر یک فیلم به ایفای آن می‌پردازد گفته می‌شود. اما در مجموع :

شخصیت عبارت است از مجموعه ای از صفات و مکانیزم های روانشناختی در درون یک فرد که سازمان یافته و نسبتا پایدارند و تعامل ها و سازگاری های او را با محیط درون روانی،فیزیکی و اجتماعی اش تحت تاثیر قرار می دهند .

از عوامل موثر در شکل‌گیری شخصیت چیست؟

عوامل مؤثر بر شکل‏ گیری شخصیت از دیرباز به دو دسته معروف «وراثتی» و «محیطی» (غیروراثتی) تقسیم شده‏ اند. عوامل وراثتی عوامل تأثیرگذار پیشینی هستند و خود فرد و محیط پیرامون آن چندان نقشی در آنها ندارد و از طریق ژن‏ها به فرد منتقل می‏گردند. «عوامل محیطی» عواملی هستند که ناشی از محیط پیرامونی فرد بوده و ژن‏ها نقشی در آنها ندارد و عمدتا پس از تولد فرد را تحت تأثیر قرار می‏دهند.

عوامل غیروراثتی را می‏توان به دو دسته کلی تقسیم نمود: عوامل بیرونی و عوامل درونی. «عوامل بیرونی» عواملی هستند که از بیرون بر وجود انسان تأثیر می‏گذارند؛ از قبیل خانواده و همسالان. عوامل درونی عواملی هستند که به درون انسان مربوط می‏شوند و بر او تأثیر می‏گذارند؛ از قبیل اراده، ناهوشیاری. همچنین باید توجه داشت که این مقاله درصدد استقصای همه عوامل تأثیرگذار نیست، بلکه برخی از مهم‏ترین عوامل تأثیرگذار را، که در روان‏شناسی شخصیت بیشتر مورد توجه نظریه‏ پردازان شخصیت واقع شده، مورد توصیف قرار می‏دهد.

عوامل وراثتی:

     عوامل ژنتیکی: شواهد نیرومندی وجود دارد که برخی از صفات یا ابعاد شخصیت، ارثی هستند؛ مانند روان‌پریش، درون‌گرایی، روان‌رنجور‌خویی، برون‌گرایی، گشودگی به تجربه، وظیفه‌شناسی، تهییج‌پذیری، مردم‌آمیزی

     بنیه و مزاج: «بنیه» ویژگی‌های جسمانی فرد است که به‌طور کلی، شامل قد، وزن، تناسب بدنی، تمایز جنسی، خصوصیات چهره و… می‌باشد و منظور از «مزاج» میزان انرژِی و نحوه واکنش عاطفی اطلاق می‌شود که بر روی‌هم خصلت فرد را تشکیل می‌دهد. مزاج از همان کودکی، نمود ظاهری بنیه به شمار می‌آید.

عوامل غیروراثتی:

عوامل درونی:

 اراده: یکی از عوامل درونی، که تأثیر انکارناپذیری بر شکل‏ گیری شخصیت انسان دارد، «اراده» است. اراده از این نظر مهم و قابل توجه است که عاملی موازی با دو عامل وراثت و محیط به شمار می‏ آید. به دیگر سخن، هرچند ممکن است داشته ‏های وراثتی و عوامل محیطی در شدت و ضعف اراده مؤثر باشند، اما واقعیت اراده به عنوان یک عامل مهم و تعیین‏ کننده در عرض عوامل محیطی و وراثتی قرار می‏گیرد و این بدان معناست که ممکن است فرد با تکیه بر قابلیت‏ ها و توانمندی‏ های خود، مسیری متمایز از آنچه داشته‏ های وراثتی‏ اش طلب می‏کنند و متمایز از آنچه محیط فرهنگی و اجتماعی پیرامونش اقتضا می‏کند، برگزیند و خود زندگی آینده خود را رقم زند و شخصیت خود را آن‏گونه که می‏خواهد، بسازد.

عوامل بیرونی:

خانواده مهم‌ترین نقش را در شکل گیری شخصیت فرد دارد، خانواده به خصوص در پنج تا ۶ سالگی نقش پررنگی در شکل گیری شخصیت فرد دارد؛ آن‌ها باید با فرزندان خود بهترین شکلِ رفتار را داشته باشند تا به آینده زندگی آنها کمک کنند، چراکه این شکل گیری در آینده بیشترین نقش را در زندگی فرد دارد و هر چه کودک از ابتدا در خانواده ای آرام و منطقی رشد کند، این آرامش در او می‌ماند و در بزرگسالی کمتر با مشکل مواجه می شود. یعنی در مجموع ژنتیک تا حدی در شکل گیری شخصیت فرد موثر است، ژنتیک در برخی افراد ۵۰ درصد و در برخی ۴۰ درصد تاثیر دارد و به صورت ۱۰۰ درصدی در افراد موثر نیست؛ این درصد بندی در افراد قابل تغییر است و نمی‌توان برای همه یک درصد مشخصی تعیین کرد؛ اگر والدینی فرزندی دارند که بدقلق و نافرمان است، می‌توانند با رفتار درست خود و الگوی مناسب این رفتار را در او تغییر دهند و به آینده فرد کمک کنند. شواهد نیرومندی وجود دارد که برخی از صفات یا ابعاد شخصیت، ارثی هستند؛ مانند روان‌پریش، درون‌گرایی، روان‌رنجور‌خویی، برون‌گرایی، گشودگی به تجربه، وظیفه‌شناسی، تهییج‌پذیری، مردم‌آمیزی.

برخی پژوهشگران به شواهدی اشاره می‌کنند که نشان می‌دهد نقش دوستانِ دوران کودکی و نوجوانی در شکل‌گیری شخصیت یک فرد بسیار بیشتر از والدین است. هر جمعِ دوستانه‌ای برای خودش یک جامعه‌ی کوچک فرهنگی است که هر چند از محیطِ خارج تاثیر می‌پذیرد، اما بسیاری از عناصر فرهنگی را در درون خود تولید می‌کند. همچنان که شخصی بزرگ می‌شود، از گروهی فارغ‌التحصیل شده و سپس در گروه جدیدی عضو می‌شود تا سرانجام به بزرگ‌سالی می‌رسد. بیشترین دغدغه کودکان در تمام رده‌های سنی این است که در جمع دوستانِ خود بتوانند وجهه و اعتبار کسب کنند. برآوردن خواستِ والدین در اولویت نیست. بسیاری از والدین نیز بخوبی آگاه هستند که تاثیر دوستان بر اخلاق و رفتار بچه‌ها قویتر از تاثیر خودشان است.

شخصیت شناسی از روی دست خط 

طبق تحقیقات  National Pen Company افرادی که دست خط ریزی دارند اغلب دقیق، درسخوان و خجالتی هستند در حالیکه اشخاصی که درشت می‌نویسند بیشتر برونگرا و اجتماعی هستند یا سعی در جلب توجه دیگران دارند. افرادی که موقع نوشتن فشار بیشتری بر قلم خود می‌آورند اشخاصی جدی بوده و آن‌هایی که به طور معمول تمایل به همدلی داشته و در مقایسه با دیگران حساس‌تر هستند فشار کمتری هنگام نوشتن بر روی قلم خود وارد می‌کنند. افرادی که نام و فامیلی خود را در امضای خود می‌نویسند یا از خطوط منحنی استفاده می‌کنند دارای انعطاف‌پذیری بیشتری در مقایسه با اشخاصی که خطوط شکسته را به کار می‌برند، هستند.

تاثیر ارز بر رقابت پذیری اقتصاد ایران

شاخص رقابت پذیری جهانی چیست؟

بر خلاف بسیاری از متغیرهای مهم اقتصادی مانند نرخ تورم و نرخ بیکاری که برای انتشار آن داده‌های صریح وجود دارد، رقابت‌پذیری متغیری است که برای محاسبه‌ آن باید از روش‌های غیرمستقیم و ضمنی بهره‌ جست؛ یعنی این شاخص ترکیبی است از ۱۲ رکن که هر یک از ارکان بین ۴ تا ۲۱ متغیر دارند؛ بنابراین آنچه به‌عنوان شاخص رقابت‌پذیری جهانی (GCI) منتشر می‌شود دربرگیرنده ۱۱۴ متغیر در مورد هر کشور است که به جزئیات اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی پرداخته و برآیند آن منجر به GCI می‌شود.

نرخ ارز واقعی، از جمله عواملی است که انحراف آن از مقادیر تعادلی و همچنین بی ثباتی در آن می تواند عملکرد اقتصاد کلان به ویژه رقابت پذیری کشورها را تحت تأثیر قرار دهد. نوسان های نرخ ارز واقعی نشان دهنده بی ثباتی وعدم قطعیت در روند قیمت های نسبی بین کشورهاست. این نوسان ها موجب ایجاد فضایی بی ثبات و نامطمئن در اقتصاد می گردند. از سویی دیگر فراهم نمودن فضای رقابتی و ارتقای سطح رقابت پذیری ملی، زمینه ساز ورود به فرایند جهانی شدن است. رقابت پذیری از طریق حاکمیت بازار و شکل گیری فعالیت ها بر پایه مزیت نسبی و رقابتی حاصل می شود.
هدف اصلی مقاله حاضر شناسایی عوامل موثر بر نرخ ارز واقعی و بررسی تأثیر آن ها بر شاخص رقابت پذیری در اقتصاد ایران است. نتیجه تخمین معادله ها به روش VAR نشان می دهد که در کوتاه مدت درآمدهای نفتی، نقدینگی و محصول ناخالص داخلی دارای تأثیر مثبت و کسری بودجه دارای تأثیر منفی بر نرخ ارز واقعی می باشند. در بلندمدت درآمدهای نفتی و کسری بودجه دارای تأثیر منفی و حجم نقدینگی و محصول ناخالص داخلی دارای تأثیر مثبت بر نرخ ارز واقعی هستند. بر اساس محاسبه ها پژوهش نرخ ارز واقعی در اقتصاد ایران همواره در حال افزایش بوده و کاهش ارزش پول ملی به موازات آن باعث کاهش شاخص رقابت پذیری شده است.

چرا رتبه ایران در رقابت ‌پذیری اقتصادی کاهش یافت؟

در این زمینه قدرت ‌اله امام وردی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد درباره نحوه جمع‌آوری داده‌های مربوط به شاخص رقابت ‌پذیری نیز اظهار کرد: این اطلاعات عمدتا از شرکت‌های بخش خصوصی جمع‌آوری می‌شود به این صورت که به آنها پرسشنامه‌هایی داده می‌شود و از این طریق اطلاعات مربوطه را از کارکنان شرکت‌ها جمع می‌کنند. امام‌ وردی در ادامه به برخی از علل جایگاه ضعیف ایران در این شاخص نیز اشاره کرد و گفت: در ایران به واسطه تحریم‌ها و عدم حضور شرکت‌های خارجی و عدم حضور شرکت‌های ایرانی در خارج از کشور این شاخص وضعیت خوبی ندارد. البته باید به این‌ها مساله فساد و رانت را هم اضافه کرد که می‌تواند مانع از ایجاد یک فضای رقابتی در اقتصاد کشور شود.

مجمع جهانی اقتصاد اعلام کرده است که رقابت ‌پذیری تنها مرتبط با سطوح درآمدی بالاتر نیست بلکه بیشتر مرتبط با پیامدهای اقتصادی آن مثل میزان رضایت از زندگی است. یکی از یافته‌های کلیدی این گزارش این است که همه کشورها می‌توانند در زمینه‌هایی که در آن مزیت دارند، عملکرد خود را بهبود دهند و رقابت ‌پذیری خود را بالاتر ببرند.