مدیریت ریسک چیست

هر پروژه در طول عمر خود (از ابتدای شروع کار تا انتهای آن و رسیدن به اهداف تعیین‌شده) با فرصت‌ها و ریسک‌هایی روبه‌رو می‌شود. ریسک‌ها همان عوامل خطرسازی هستند که می‌توانند در اجرای پروژه اختلال ایجاد کنند و باعث شکست آن شوند. برای جلوگیری از این خطرات احتمالی، مدیریت ریسک امری کاملا ضروری است. این مقاله را بخوانید تا ببینید مدیریت ریسک چیست و چرا از اهمیت زیادی برخوردار است.

مدیریت ریسک چیست؟

مدیریت ریسک به فرایند شناسایی، تحلیل و پاسخ به عوامل خطرساز گفته می‌شود که در طول عمر یک پروژه ممکن است رخ بدهند. اگر مدیریت ریسک به‌درستی انجام شود می‌تواند با کنترل وقایع آینده، از خطرات احتمالی پیش‌گیری کند.

برای روشن شدن این موضوع به مثال زیر توجه کنید:

فرض کنید برای انجام یک فعالیت در شبکه، به توسعه‌ی فناوری جدیدی نیاز است. مدیر پروژه یک برنامه‌ی زمان‌بندی شش‌ماهه برای آن تنظیم می‌کند، اما نظر کارکنان فنی این است که این کار حداقل به ۹ ماه زمان نیاز دارد. اگر مدیر پروژه فردی پیشگام باشد و به‌موقع دست‌به‌کار شود، تیم پروژه می‌تواند بلافاصله یک برنامه‌ی اضطراری تدوین کند. در این‌صورت پیش از موعد مقرر، مشکل زمان حل خواهد شد. در غیر این‌صورت تیم پروژه (که هیچ برنامه‌ی اضطراری‌ای تدوین نکرده است) نمی‌تواند کاری انجام بدهد. در حالی‌که بسیاری از کارها ناتمام مانده است، مهلت انجام پروژه به پایان می‌رسد و مدیر پروژه تازه به فکر مدیریت بحران می‌افتد. به این ترتیب وقت ارزشمند اعضای تیم به‌سادگی هدر می‌رود.

مدیریت صحیح ریسک نه‌تنها احتمال رخ دادن آن، بلکه دامنه‌ی تأثیرات آن را نیز کاهش خواهد داد.

چرا مدیریت ریسک انجام می‌شود؟

مدیریت ریسک ۴ هدف اصلی را دنبال می‌کند:

شناسایی ریسک‌های احتمالی؛
کاهش یا تعدیل ریسک‌ها؛
فراهم کردن اصول منطقی برای تصمیم‌گیری بهتر در رابطه با ریسک‌ها؛
برنامه‌ریزی.
ارزیابی و مدیریت ریسک‌ها بهترین راه مبارزه با حوادث ناگوار سر راه پروژه است. با ارزیابی برنامه برای مشکلات بالقوه و راهبردهایی برای رفع آنها، شانس موفقیت تیم بهبود خواهد یافت.

با مدیریت صحیح، ریسک‌های با اولویت بالاتر شناسایی می‌شوند و هزینه‌های احتمالی ناشی از آنها در طول اجرای پروژه مدیریت خواهند شد

مدیریت ریسک چگونه انجام می‌شود؟

برای چگونگی مدیریت ریسک، ابتدا باید تمام منابع مختلف ریسک را در نظر گرفت. این منابع بسیار زیادند و نمی‌توان به‌سادگی فهرست جامعی از آنها تهیه کرد. اما همین فهرست می‌تواند یک راهنمای ذهنی اولیه برای تیم پروژه باشد تا با مراجعه به آن بتوانند بخش عمده‌ای از خطرات ممکن بر سر راه پروژه را شناسایی کنند.

منابع مختلف ریسک شامل موارد زیر هستند:

بخشی که به مدیریت پروژه مربوط است

  • مدیر ارشد، فعالیت مربوطه را به‌عنوان یک پروژه به رسمیت نمی‌شناسد؛
  • پروژه‌های زیادی هم‌زمان در دست اقدام هستند؛
  • تعهدات برنامه غیرممکن است؛
  • ورودی‌های عملی در مرحله‌ی برنامه‌ریزی وجود ندارد؛
  • هیچ‌کس مسئول کلی اجرای پروژه نیست؛
  • کنترل ضعیف تغییرات طراحی؛
  • کنترل ضعیف تغییرات مشتری؛
  • درک ضعیف از کار مدیر پروژه؛
  • انتصاب نادرست مدیر پروژه؛
  • عدم برنامه‌ریزی و کنترل یکپارچه‌ی پروژه؛
  • سازمان قادر به فراهم کردن منابع نیست؛
  • برنامه‌ریزی پروژه واقع‌گرایانه نیست؛
  • ناتوانی در رسیدگی به هزینه‌های پروژه؛
  • وجود تضاد در اولویت‌های پروژه؛
  • دفتر سازمان‌دهی ضعیف پروژه.

منابع خارجی

۱. منابع خارجی غیرقابل پیش‌بینی

  • الزامات قانونی پیش‌بینی نشده؛
  • بلایای طبیعی؛
  • خراب‌کاری، کارشکنی و اثرات جانبی پیش‌بینی نشده.

۲. منابع خارجی قابل پیش‌بینی

  • ریسک بازار یا ریسک عملیاتی؛
  • ریسک اجتماعی؛
  • ریسک محیطی؛
  • نوسانات نرخ ارز؛
  • رسانه‌ها.

۳. منابع خارجی فنی

  • تغییرات فناوری؛
  • ریسک‌های ناشی از فرایند طراحی.

۴. منابع خارجی قانونی

  • تخلف در علائم تجاری و مجوزها؛
  • شکایت به دلیل نقض قرارداد؛
  • مشکلات کارگر یا محل کار؛
  • دعوی قضایی به دلیل قانون مسئولیت‌های مدنی؛
  • قانون‌گذاری.

فرایند تجزیه و تحلیل ریسک

فرایند تجزیه و تحلیل ریسک اساسا به فرایند حل مشکل گفته می‌شود. ابزار کیفیت و ارزیابی برای تعیین و اولویت‌بندی ریسک‌ها، به منظور ارزشیابی و حل‌‌و‌فصل آنها به‌کار می‌روند.

فرایند تجزیه و تحلیل ریسک به شرح زیر است:

شناسایی ریسک

  • در این مرحله با بررسی فهرستی از منابع خطر احتمالی و همچنین تجربیات تیم پروژه و دانش آنها، همه‌ی خطرات بالقوه شناسایی می‌شوند؛
  • با استفاده از یک ابزار سنجش، این خطرات باید طبقه‌بندی و اولویت‌بندی شوند. تعداد ریسک‌ها معمولا از ظرفیت زمانی تیم پروژه برای تجزیه و تحلیل آنها و طراحی برنامه‌ی اضطراری تجاوز می‌کند. روند اولویت‌بندی به آنها کمک می‌کند تا خطراتی که هم تأثیر بیشتری دارند و هم احتمال وقوع آنها زیاد است، مدیریت شوند.

ارزیابی ریسک

  • راه‌حل سنتی برای مشکلات این‌گونه است که از شناسایی مشکل به سوی حل آن حرکت می‌کند. با این حال قبل از تلاش برای اینکه تشخیص داده شود مدیریت ریسک‌ها چگونه بهتر انجام می‌شود باید ابتدا علل ریشه‌ای ریسک‌های تعیین‌شده شناسایی شوند. در این راستا ممکن است پرسش‌های زیر برای تیم پروژه مطرح شود:
  • علل این ریسک‌ها چه مواردی هستند؟
  • این ریسک‌ها چگونه می‌توانند بر پروژه تأثیر بگذارند؟

پاسخگویی به ریسک

  • حالا تیم آماده‌ی شروع روندِ بررسیِ راه‌حل‌های ممکن برای مدیریت ریسک یا پیش‌گیری از وقوع احتمالی آن است. تیم پروژه ممکن است پرسش‌های زیر را مطرح کند:
  • برای کاهش احتمال وقوع این ریسک‌ها چه کارهایی می‌توان انجام داد؟
  • در صورت وقوع ریسک چگونه می‌توان آن را مدیریت کرد؟

تدوین یک برنامه‌ی اضطراری یا اقدامات پیش‌گیرانه برای ریسک:

  • تیم پروژه ایده‌هایی را که برای کاهش یا از بین بردن احتمال وقوع ریسک تعیین شده بودند، به وظایف تبدیل خواهد کرد.
  • وظایفی که برای مدیریت ریسک تعیین شده‌اند، به برنامه‌های اضطراری کوتاه‌مدت تبدیل می‌شوند که می‌توانند کنار گذاشته شوند. هنگامی که ریسک رخ داد، این برنامه‌ها روی کار می‌آیند و به‌سرعت اجرا می‌شوند. در صورت اجرای به‌موقع این برنامه‌ها نیازی به مدیریتِ بحرانِ ریسک نخواهد بود.

مفاهیم پایه ای مدیریت ریسک پروژه

بسیاری از پروژه‌ها که فرض می‌شود تحت کنترل هستند، با ریسک به عنوان رخدادی شناخته‌نشده روبرو گردیده و کوشش می‌کنند آن را کنترل کنند. اکثر پروژه‌ها چنین رخدادهایی را به خوبی از سر رد می‌کنند ولی با یک تلاش جامع مدیریت ریسک ، رویدادهای ریسک قبل از وقوع، شناسایی و کنترل می‌گردند و یا برنامه‌ای تهیه می‌شود که در زمان وقوع این رویدادها با آنها مقابله کند.

با درنظر گرفتن این مفاهیم پایه‌ای، امکان مقابله با ریسک به وجود می‌آید . لذا ابتدا باید نسبت به شناسایی ریسک‌های محتمل پروژه اقدام کرد. این کار با دسته‌بندی ساختار کارها و با پرسش چند سوال از خود و یا اعضای گروه پروژه ، امکان‌پذیر است. مثلا : درموقع نیاز به منبع یا منابعی که در دسترس نیستند چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ اگر کنترلی در مورد مولفه‌ای که بر پروژه اثرگذار است نداشته باشیم چه اتفاقی می‌افتد ؟ بدترین سناریو چیست ؟ چه چیزی باعث آن می‌گردد ؟ چه قدر وقوع این اتفاق محتمل است ؟ عواقب آن چیست ؟

ممکن است سوالهای دیگری نیز به ذهن شما خطور کند که البته این سوالها سرآغاز خوبی است که شما را در مسیر درست هدایت کند . هرچیزی که به مغز شما خطور می‌کند فهرست کنید ، سپس در مرحله بعد تعیین کنید که آیا نیاز به مقابله و پیشگیری ریسک است و یا بایستی تا زمان وقوع آن صبر کرد . اگر ریسک‌ها را مشخص کنید و تصمیم بگیرید که هیچ عملی نباید انجام گیرد باز بهتر از آن است که آنها را شناسایی نکرده باشید . پس از این مرحله تمام ریسک‌های شناسایی شده را کمی کنید ؛ ابتدا ریسک‌ها را دسته‌بندی و سپس احتمال وقوع هر ریسک را تعیین کنید . برای تخصیص مقادیر احتمالی به ریسک‌ها از مقادیر پیشنهادی زیر می‌توانید استفاده کنید

قریب الوقوع بزرگتر از ۸۵?
بالا = ۸۵?
محتـــــمل = ۶۰?
متوسط = ۵۰?
ممــــــکن = ۴۰?
پایین = ۱۵?
غیرمحتـمل = ۱۵?

اکنون احتمال وقوع هر ریسک قابل محاسبه‌است . راه دیگر ، نسبت دادن درصد وزنی به هریک از ریسک‌هاست . مشکل اصلی این روش آن است که همواره داده‌های تجربی به اندازه کافی در دسترس نیستند تا این کار به دقت انجام گیرد . در این روش معمولا افراد باتجربه‌ای مبادرت به این کار می‌کنند که تجارب جامعی از انواع رویدادها در پروژه‌های مختلف کسب کرده‌اند ؛ مجموع درصدهای تخصیصی به رویدادها بایستی صد باشد .

در مرحله بعد به هر ریسک ، یک مقدار نسبت دهید . این مقدار می‌تواند در صورت نیاز برحسب هزینه و یا زمان باشد ؛ به عنوان مثال اگر هدف تعیین زمان اتمام پروژه‌است ، هر ایده‌ای در مورد مدت زمان فعالیتها می‌تواند یک سناریوی ریسک محسوب شود.

در این مرحله می‌توان مقدار حقیقی ریسک را با محاسبه حاصلضرب مقادیر تخصیص داده شده به ریسک و احتمال وقوع آن به دست آورد و با توجه به نتایج حاصل می‌توان نسبت به انجام عملی یا به تعویق انداختن آن تصمیم‌گیری نمود . بعد از انجام مراحل مدیریت ریسک ، می‌توانید فرایندهای نگهداری مجموعه ریسک را آغاز کنید . برای این کار بازنگری دوره‌ای ریسک را آغاز کنید که مبتنی بر پیچیدگی و مدت پروژه و وقوع تغییرات پروژه‌است .

آغاز اجرای این کار ممکن است بیهوده و هزینه‌زا به نظر آید اما چنانچه یکبار این کار را انجام دهید و ریسک‌ها را شناسایی و به صورت کمی آنها را کنترل کنید در آن صورت به ارزش مدیریت ریسک پی خواهید برد . بنابراین در مرحله نخست اقدام به شناسایی ریسک‌های پروژه در بالاترین سطح WBS کنید و از اینکه راه به سطوح پایینتر می‌یابید نگران نباشید . بعد از چند بار انجام این کار ، مساله خیلی واضح‌تر خواهد شد .
ما در دنیای مخاطرات ریسک زندگی می‌کنیم . باید ریسک‌ها را تحلیل کنیم ؛ اگر با آنها برخورد داریم باید آنها را شناسایی و در مجموع تمام ریسک‌ها و عواید آنها را باید ارزیابی کنیم . منافع حاصل از مدیریت ریسک ممکن است تا غلبه پروژه بر آن ملموس نباشد اما به خاطر داشته باشید که کسی که از برنامه‌ریزی اجتناب کند به طور حتم برنامه شکست پروژه خود را طرح‌ریزی نموده‌است !

اقتصاد فقیر

اقتصاد فقیر ما چگونه هنوز نتوانسته است راه‌حل‌هایی عملی برای از بین بردن فقر ارائه دهد؟ مگر فرد فقیر از نظر علم اقتصاد با سایر افراد متفاوت است؟ چطور می‌توان با کمک علم اقتصاد فقر را نابود کرد؟ کتاب اقتصاد فقیر به مسئله فقر و راه‌حل‌های عملی و ساده برای حل معضلات فقرا و شتاب دادن به برنامه ریشه‌کنی فقر می‌پردازد.

نویسندگان کتاب «اقتصاد فقیر» بر این باورند که یک راه‌حل کلان برای حل مسئله فقر وجود ندارد، بلکه می‌توان با درک درست فقرا و کمک گرفتن از این درک، با ارائه راه‌حل‌های ساده برای مشکلات فقرا، راه را به‌سوی آزادی از فقر هموار کرد.

از فقر، از آفریقا، از هند

آبهیجیت بنرجی و استر دوفلو، نویسندگان کتاب اقتصاد فقیر، هر دو استاد موسسه فناوری ماساچوست (MIT) و دو تن از برجسته‌ترین اقتصاددانان جهان هستند.

آن‌ها سالیان سال در روستاها و شهرهای هند و آفریقا در زمینه فقر و راه‌های مبارزه با آن تحقیقات میدانی وسیعی انجام داده‌اند و با بررسی دقیق این تحقیقات و تحقیقات همکاران دیگرشان در سراسر جهان، به بسیاری از سوالات ما درباره زندگی فقرا پاسخ می‌دهند.

آن‌ها معتقدند برای مبارزه با فقر باید درک درستی از مسئله فقر به معنای واقعی داشت. این کار جز با درک کامل فقرا امکان‌پذیر نیست. به همین دلیل، با کمک گرفتن از روانشناسی اجتماعی و اقتصاد رفتاری، به بررسی نحوه تصمیم‌گیری‌های فقرا و نحوه اندیشیدن آن‌ها درباره مسائل مختلف اجتماعی می‌پردازند.

سپس با توجه به درک درستی که از رفتار اقتصادی فقرا و دلایل آن به دست می‌آورند، راهکارهایی ساده برای حل حداکثری مشکلات پیچیده فقرا ارائه می‌دهند.

این کتاب می‌تواند برای هرکسی جذاب باشد. برای سیاست‌گذاران، مدیران و مسئولان اجتماعی، دانشجویان و دانشمندان حوزه اقتصاد، علوم سیاسی، علوم اجتماعی و حتی روانشناسی و برای کسانی که می‌خواهند فعالیتی خیرخواهانه برای کاهش فشار فقر بر خانواده‌های مستمند انجام دهند.

حتی کسانی که به نظرشان فقرا به دلیل انتخاب‌های نادرست و ناتوانی‌های فکری و عملی خودشان در دام فقر باقی‌مانده‌اند نیز کتاب اقتصاد فقیر راهگشاست.

این کتاب ده‌ها داستان مختلف را درباره زندگی فقرای بی‌شماری که مولفان با آن‌ها دیدار و گفت‌وگو کرده‌اند تعریف می‌کند و به بازگو کردن و تحلیل شیوه اندیشیدن و تصمیم‌گیری فقرا می‌پردازد. البته در قسمت‌هایی از کتاب هم بحث کاملا اقتصادی می‌شود و نویسندگان سعی می‌کنند با بررسی نمودارهای مختلف یا نظریات متفاوت علم اقتصاد و توسعه به اثبات نظرات خود بپردازند. زبان کتاب، حتی در این بخش‌ها هم آن‌قدر روان هست که خواننده غیرمتخصص را گیج نکند.

«اقتصاد فقیر» را جعفر خیرخواهان و مهدی فیضی به‌خوبی ترجمه کرده‌اند و دنیای اقتصاد به چاپ رسانده است.

دام فقر

نویسندگان توضیح می‌دهند که اصطلاح دام فقر برای تعریف شرایطی است که فقرا را در وضعیت فقر نگه می‌دارد و فقر آن‌ها را بازتولید می‌کند. شرایطی در زندگی فقرا وجود دارد و اگر به هر ترتیبی از بین برود، فقرا می‌توانند به‌سرعت خود را از تنگنای فقر برهانند.

گاهی خود فقر هم به تشدید شرایط کمک می‌کند و فرد هر روز بیشتر پایبند دام فقر می‌شود؛ مثلا نداشتن پول کافی، باعث می‌شود که فرد نتواند خود و فرزندانش را به‌درستی تغذیه کند، این سوءتغذیه موجب کاهش شدید بازده کاری فرد می‌شود، فرد نمی‌تواند به‌خوبی کار کند پس نمی‌تواند پول کافی برای تغذیه مناسب فراهم کند.

دام فقر ترکیب عجیبی از شرایط بد، رفتارهای غیرعقلایی و محدودیت‌های فردی است و باعث می‌شود فقر باز تولید شود.

چنین چرخه فرد را همیشه در دام فقر نگه می‌دارد؛ اما «اقتصاد فقیر» می‌گوید می‌توان با استفاده از راهکارهایی که گاه بسیار ساده هستند، افراد را از این دام فقر رهانید.

آینده‌ای در کار نیست

نویسندگان کتاب «اقتصاد فقیر» سعی می‌کنند سیاست‌هایی طراحی کنند که از سختی‌های زندگی فقرا بکاهد و با به‌کارگیری نظریات اثبات‌شده اقتصاد رفتاری و روانشناسی اجتماعی، بسیاری از رفتارهای به‌ظاهر غیرعقلایی فقرا را درک و سپس اصلاح کنند.

بنرجی و دوفلو به این نکته اشاره می‌کنند که بخش بزرگی از دلیل اینکه به نظر می‌رسد فقرا انگار بدترین تصمیمات ممکن را می‌گیرند، این است که آن‌ها شانس خود را در به وجود آوردن آینده‌ای بهتر بسیار کم می‌بینند، پس دلیلی ندارند که با به‌زحمت انداختن خود برای پس‌انداز و استفاده درست از پول، از لذت‌های آنی و کوچکی که دارند بگذرند.

وقتی نتوانی آینده‌ای برای خود متصور باشی، تصمیم می‌گیری با همین داشته‌های کم، لذت‌‌های کوچکی خلق کنی تا زندگی قابل‌تحمل‌تر شود.

آن‌ها می‌خواهند زندگی بی‌روح و تکراری خود را با مسکن‌های آنی و با خرج‌های اضافی بی‌مورد کمی قابل‌تحمل‌تر کنند و البته همین باعث می‌شود از حداقل‌های خود هم به‌درستی استفاده نکنند و در دام فقر باقی بمانند.

رفتارهای غیرعقلایی فقرا

بسیاری از رفتارهای فقرا، از دیدگاه فرد نظاره‌گر، بسیار عجیب جلوه می‌کنند. به‌طوری‌که گاه با این دیدگاه در بین مردم روبرو می‌شویم که فقرا قوه تشخیص درست را ندارند، با افراد عادی متفاوت‌اند و این ناتوانی‌ها و تصمیمات نادرست باعث فقر این افراد شده است.

اما با خواندن کتاب «اقتصاد فقیر» می‌فهمیم فقرا تقریبا ترجیحات و توانایی‌های یکسانی مانند سایر انسان‌ها دارند، اما تصمیم‌گیری بر پایه اطلاعات و منابع کم و با کمترین شانس و فرصتی برای خطا، زندگی آن‌ها را دشوارتر و پیچیده‌تر کرده است.

آن‌ها اغلب باید تصمیمات دشواری را آن‌هم در شرایط با استرس بالا بگیرند. فقرا مسئولیت سنگینی برای جنبه‌های گوناگون زندگی خود، مانند دسترسی به آب سالم، بر دوش می‌کشند درحالی‌که این مسائل برای ساکنان کشورهای توسعه‌یافته یا شهرهای بزرگ حل‌شده است.

در این کشورها دولت این امکانات را به‌سادگی برای ما فراهم کرده است بی‌آنکه لحظه‌ای به آن فکر کرده باشیم.

اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی

یکی دیگر از رفتارهای تعجب‌آور فقرا که نمود بارز رفتار غیرعقلایی است، کاهلی در استفاده یا استفاده نکردن از خدمات سلامتی رایگان یا یارانه‌ای است که دولت‌ها برای آن‌ها فراهم می‌کنند؛ مثلا بسیاری از فقرا از قرص کلر برای تصفیه آب آشامیدنی و یا پشه‌بند ضد مالاریا که هر دو با کمک دولت‌ها، بسیار ارزان یا مجانی در اختیار مردم قرار می‌گیرد استفاده نمی‌کنند.

بنرجی و دوفلو دریافتند که این رفتار از چند دلیل سرچشمه می‌گیرد. مهم‌ترین دلیل این است که فقرا به‌اندازه پزشکان به تاثیرگذاری این وسایل آگاه نیستند و اطلاعات درستی دراین‌باره ندارد. در نتیجه با اطلاع‌رسانی دقیق به فقرا و آگاه‌سازی آن‌ها می‌توان بخش بزرگی از این مشکل را حل کرد.

در بعد دیگری، استفاده از برخی خدمات سلامتی برای بسیاری از فقرا تحت تاثیر اجتماع و فرهنگ قرار دارد. فرهنگ و عقیده‌ای خاص در جامعه می‌تواند مانع از استفاده از این وسیله خاص شود. در این صورت هم می‌توان با ایجاد تغییرات جزئی و فرهنگ‌سازی تدریجی به نتایج شگفت‌انگیز دست‌یافت.

انگیزه و سطح زندگی

در بخش‌های دیگر کتاب بنرجی و دوفلو نشان می‌دهند که با دادن کمی انگیزه به فقرا می‌توان تصمیم‌گیری درست را برای آن‌ها آسان‌تر کرد و زندگی آن‌ها را به‌شدت بهبود بخشید.

همین‌طور با نشان دادن افق دید وسیع‌تر یا اهدای کمک مالی کمی که بتواند به کسب‌وکار و شرایط زندگی‌شان را بهبود بخشد، می‌توان در سطح زندگی آینده‌شان و دیدشان نسبت به خود تاثیری اساسی بر جای گذاشت.

همچنین به دلایل خاصی برخی بازارها برای فقرا وجود ندارد یا اینکه آن‌ها با قیمت‌های بالایی در این بازارها روبرو هستند. در این زمینه هم دولت‌ها می‌توانند با شرکت‌های خصوصی مانند اعتبار خرد و بیمه سلامت به ایجاد این نوع بازارها کمک کنند.

تأثیر تغییرات جزئی

با تفسیر تصمیم‌گیری‌ها و رفتارهای فقرا درباره تغذیه، تحصیلات، فرزندآوری، کارآفرینی و استقراض، برعکس تصوری که در نگاه اول هر فردی خارج از گودی درباره فقرا و غیرعقلایی رفتار کردنشان دارد، با انسان‌هایی باهوش و دقیق روبرو می‌شویم که گاه خیلی بیشتر از سایر اقشار توان کنترل شرایط سخت و حل بحران‌ها و همچنین ازخودگذشتگی و خویشتن‌داری را دارند.

فقط شرایط بسیار سختی که از بخت بد در آن گرفتار آمده‌اند تاثیر تصمیمات نادرست اقتصادی را، هرچند کوچک، برایشان چندین و چند برابر می‌کند.

آموزش و دادن انگیزه می‌تواند تاثیر به‌سزایی برای رهایی افراد از دام فقر ایفا کند.

نویسندگان راه‌حل را در ایجاد تغییراتی جزئی در شیوه اداره جامعه و اقتصاد مربوط به فقرا می‌دانند. این تغییرات جزئی تصمیمات درست‌تر را در دسترس‌تر قرار می‌دهد و امکان اشتباه اقتصادی و رفتار غیرعقلایی را به حداقل می‌رساند.

نویسندگان نتیجه می‌گیرند که با توجه به تاریخ طولانی کمک‌های مادی و معنوی که از سوی سیاستمداران غربی به سمت کشورهای کمتر توسعه‌یافته سرازیر بوده است و تاثیری راضی‌کننده به دنبال نداشته است، باید راه‌حل‌های جدید و جزئی را امتحان کرد.

با اجرای این راهکارها، کمک‌های کشورهای توسعه‌یافته را هدفمندتر به کار برد تا به‌تدریج و با استفاده از راهکارهای نوآورانه بیشتر، روزبه‌روز به سمت ریشه‌کنی فقر پیش رویم.

«اقتصاد فقیر» ایران

در مجموع به نظر من، گرچه کتاب اقتصاد فقیر با بررسی جامعه فقیر هند و آفریقا، به نکاتی درباره شیوه تصمیم‌گیری و زندگی فقرا اشاره‌کرده و راه‌حل‌هایی ارائه داده است، اما به ما نگاهی وسیع برای رویارویی با مسئله فقر در جامعه ایران ‌هم هدیه می‌دهد. شاید تنها بتوان با درک درست‌تر فرآیند تصمیم‌گیری در دنیای اقتصادی فقرا، راهکارهایی بسیار کاراتر برای کمک به این قشر جامعه که تعداد کمی هم نیستند آستین بالا زد.

تلنگر دیگری هم که اقتصاد فقیر به ما می‌زند کمبود شدید تحقیقات میدانی صحیح و شفاف در زمینه زندگی فقرا در کشورمان است. شاید لازم است بیشتر درباره شرایط زندگی، تصمیم‌گیری و مشکلات بومی فقرا در ایران تحقیق کنیم و بر اساس تحقیقات بومی خودمان به راه‌حل‌هایی بسیار عملی‌تر برای ریشه‌کنی فقر در ایران دست‌یابیم. به امید آن روز.

بیت کوین

بیت کوین چیست؟

بیت کوین(نام لاتین: Bitcoin؛ نماد: BTC)، یک پول یا ارز دیجیتالی است که به صورت الکترونیکی توزیع و استفاده می شود. شبکه این ارز دیجیتال به صورت غیر متمرکز و کاربر به کاربر است. هیچ شخص یا نهادی این شبکه را کنترل نمی کند. ارز دیجیتال بیت کوین نمی تواند خارج از برنامه ریزی انجام شده، چاپ یا خلق شود و تعداد آن محدود است. فقط 21 میلیون بیت کوین برای همیشه تولید می شود. تراکنش های شبکه بیت کوین، در یک لاگ عمومی با تکنولوژی بلاک چین(blockchain) ذخیره می شوند. در واقع بیت کوین و تکنولوژی پشت این پول و مزایای این تکنولوژی، شرایطی را به وجود آورده تا به این نتیجه برسیم که سیستم فعلی مالی و پولی دنیا که سالها بر اساس آن تبادلات مالی انجام شده، یک اشتباه و ناشی از ضعف و عدم وجود تکنولوژی های دیجیتال بوده است. پولِ آینده، بیت کوین یا چیزی شبیه به آن خواهد بود.

سازنده بیت کوین کیست؟

در حالی که هویت ساتوشی ناکاموتوی افسانه ای، کسی که در سال 2008 وایت پیپر تشریح کننده ارزهای رمزنگاری را نوشت، هنوز ناشناخته باقی مانده است، اما جستجو و تحقیق برای پیدا کردن وی تاریخچه بسیار متنوعی دارد. این که مخترع بیت کوین چه کسی است هنوز یک رمز و راز باقی مانده است، اما رمز ارز بیت کوین همچنان به نوسانات گسترده خود ادامه می دهد.

ساتوشی ناکاموتو چه کسی است؟ این معما ما را از سرزمین آفتاب تابان تا آنسوی دنیا به شهری کوچک در ایالت کالیفرنیا به نام تمپل سیتی و سپس به دیگر سوی اقیانوس آرام و دکتری استرالیایی هدایت می کند.

مقاله سفید نمادین که در توصیف اساس شبکه P2P منتشر شده بود، می گفت که ناکاموتوی زیرک  در سال 1975 متولد شده است و در ژاپن زندگی می کند. اما زمانی که در سال 2014 رسانه های جهان ادعا می کردند ساتوشی ناکاموتو را پیدا کرده اند، وی را یک مهندس کامپیوتر که در شهر تمپل سیتی لس آنجلس زندگی می کند، معرفی کردند.

درحالی که این مرد ژاپنی-آمریکایی که دوریان ساتوشی ناکاموتو نام دارد، این مسئله که پشت مشهورترین ارز رمزنگاری قرار دارد را قویا تکذیب می کند، اوضاع پیچیده تر می شود.
به زودی مشخص شد که هال فینی، دانشمند کامپیوتری که دریافت کننده اولین تراکنش بیت کوین بوده، تنها چند ساختمان آنطرف تر از این ناکاموتوی غیر اصلی زندگی می کند. اندی گرینبرگ روزنامه نگار فوربس تلاش کرده تا با فینی در منزلش مصاحبه کند، اما با توجه به درگیر بودن فینی با بیماری به نام ALS، وی قادر به صحبت کردن و یا حرکت دادن عضلاتش نیست و مشتاقان راز ساتوشی را در بدن خودش حبس نموده است.

گرینبرگ می گوید هنگامی که از او پرسیده می شود آیا وی ناکاموتو را می شناسد، فینی خوشحال می شود. وی معتقد است که فینی می تواند یا نویسنده ویراستار و همکار خالق بیت کوین باشد (و یا خود خالق بیت کوین) و به سادگی از نام همسایه خود به عنوان نام مستعار در مقاله خود استفاده کرده است. اما این همه چیز در مورد فینی نیست. فینی با نیک زابو از دانشمندان علاقمند در زمینه ارزهای غیر متمرکز نیز آشنا بوده که نویسنده یک مقاله در مورد bit gold است و مشهور است که به استفاده از نام های مستعار علاقمند است. زابو در سال 2011 تاکید کرد که تنها فینی و یا وی دی، خالق پیش کسوت بیت کوین، B-Mony، می توانند مسئول ایجاد ارز دیجیتال باشند.
در سال 2013، دومینیک فریسبی، نویسنده در زمینه امور مالی، پیشنهاد داد که خود زابو مقاله سفید بیت کوین در سال 2008 را نوشته و حتی در تلویزیون در مورد ادعاهایش صحبت کرده است. اما زابو در ایمیلی به فریسبی گفت:

<<متشکرم که به من اطلاع دادید. متاسفانه شما در خصوص معرفی من به عنوان ساتوشی اشتباه کردید اما من به این موضوع عادت دارم.>>

اقتصاد خرد

اقتصاد خرد شاخه‌ای از علم اقتصاد است که به مطالعه منحصر به فرد اقتصاد، تجزیه و تحلیل بازار، رفتار مصرف‌کنندگان و خانوارها و بنگاه‌ها می‌پردازد و اساس آن مدل‌های ریاضی است. در اقتصاد خرد چگونگی رفتار انسان‌ها و انتخاب‌هایشان را در سطح واحدهای خرد یا کوچک اقتصادی مانند یک فرد، یک بنگاه، یک صنعت یا بازار یک کالای خاص بررسی می‌کند و به چگونگی تعامل بین خریداران و مصرف‌کنندگان و عوامل مؤثر در انتخاب خریداران می‌پردازد. اقتصاد خرد به‌خصوص به الگوی عرضه و تقاضا برای کالاها و خدمات و همچنین تعیین قیمت خروجی در بازارهای خاص توجه دارد و معمولاً در بازارهایی که در آن کالاها در حال خرید و فروش هستند کاربرد دارد. یکی از اهداف اقتصاد خرد بررسی بازار و برقرار کردن یک رابطهٔ نسبی پولی بین کالاها و خدمات است. همچنین به بررسی موارد شکست بازار (مواردی که بازار قادر به تولید نتیجهٔ مطلوب و درخور نبوده) می‌پردازد و تئوری‌هایی را برای داشتن یک بازار رقابتی شرح می‌دهد. اقتصاد خرد خود به سه بخش تقسیم می شود: برقراری تعادل عمومی، انتخاب تحت عدم اطمینان، تئوری بازیها و در نظر گرفتن کشش عرضه و تقاضا درون سیستم بازار.

در اقتصاد خرد یک هدف عمومی به عنوان حصول به وضع بهینه مطرح می‌شود که معمولاً کارآمدترین وضعیت و در مواردی مطلوب‌ترین وضعیت (هم تحقق کارآمدی و هم تحقق دیگر اهداف مورد نظر) را می‌رساند. بدیهی است به دلیل هنجاری بودن وضع مطلوب، اهداف کارگزاران فردی و گروهی در این رابطه می‌تواند متفاوت باشد. زیرا هر شخص یا جامعه قضاوت خاصی در مورد مطلوب خواهد داشت. مثلاً ممکن است از نظر یک فرد حصول به حداکثر رفاه و کارآمدی هدف مطلوب باشد، اما از نظر شخص دیگری حصول به عدالت اجتماعی، و یا جمع کارآمدی و عدالت و یا مورد دیگر مطلوب باشد. در هر صورت حصول به وضع مربوطه نیاز به تکنیک‌هایی دارد. برخی تکنیک‌ها جنبه عمومی دارند و می‌توانند با فرض داشتن اطلاعاتی در مورد هزینه نهایی و منافع نهایی میزان مطلوب فعالیت را به خوبی نشان دهند. برخی تکنیک‌ها نیز در شرایط خاصی (مثلاً برای مصرف کننده، تولیدکننده و یا امثال آن) مورد استفاده واقع می‌شوند.

دو جنبه مهم در اقتصاد خرد

نوسان های اقتصادی در جهان صنعتی پیشرفته،‌صرف نظر از آن که بروز و بازگشت آن را با کدام نظریه بحران توضیح دهیم، دارای جنبه های عینی و مشخص اند. یکی از این جنبه ها کاهش جدی تقاضا برای کالاهایی است که کشورهای کم توسعه به آن شدیداً وابسته اند. نمونه های مشخص آن کاهش تقاضا برای نفت، مس، قلع، سرب،‌قهوه، کاکائو، موز و کالاهای دیگر است بی تردید درجه انعطاف پذیری (یا به اصطلاح اقتصادی ضریب کشش پذیری تقاضا) برای این کالا متفاوت است.

برخی از آن ها خیلی تند و با نوسان های زیاد قیمتشان بالا و پائین می رود، برخی کمتر. تا قبل از افت سال ۱۹۹۸ـ۱۹۹۷ دربهای جهانی نفت بهای این ضروری ترین کالا برای جهان صنعتی ثابت تر از آن چه هست پیش بینی می شد.

کاهش تقاضا در کشورهای توسعه یافته ـ و به دنبال آن یا همراه با آن در کشورهای کم توسعه ـ برای صادرات اصلی کشورهای کم توسعه دلایل چندی دارد :

  • یکی از آنها فروکش اقتصادی (سقوط و سراشیبی سطح فعالیت ها)
  • و دیگری بحران (پایین ترین مرحله سقوط که مدتی دوام می آورد) است.

که خود می تواند بیانگر جنبه ای از نوسان های ادواری ذاتی نظام سرمایه داری یا ناشی از اشتباه های سیاستگذاری اقتصادی یا وارد آمدن ضربه های خارجی بر اقتصاد آنها باشد

  • دلیل دیگر، جایگزین کردن مصرف یک کالای متعلق به کشور کم توسعه با یک کالای دیگر متعلق به کشورهای صنعتی یا کشورهای تازه صنعتی است.

این جایگزینی می تواند یا به خاطر شرایط فن شناسی جدید، یا به خاطر محدودیت های طبیعی و اقتصادی یا به خاطر ارزانی نسبی کالای دوم باشد. اما به هر حال در این جایگزینی دو انگیزه مهم است.

  • هزینه ای
  • تولیدی

مثلاً جایگزینی در مورد نفت ایران یا به دلیل کاهش هزینه تولید انرژی جایگزین پدید می آید یا به دلیل استفاده از ماده ای که تولید تازه تر یا متنوع تری را به جای فرآورده های قدیمی پتروشیمی میسر می سازد به هر حال هر دو انگیزه در انگیزه های اصلی تر،‌ یعنی تبلور می یابد.

  • دلیل بعدی سلیقه و تبلیغات و ممنوعیت های سیاسی یا بازی های گمرکی و ناگمرکی است که یا به انگیزه دستیابی به منافع مستقیم اقتصادی یا به خاطر مداخله ای دولت های سرمایه داری صورت می گیرد فرآیند تبلیغات یا آگاهی رسانی درست یا نادرست ـ بر میزان مصرف مؤثر می افتد.

تأثیر جایگزینی می باید هم با مقدار تغییر در قیمت و هم با مقدار تغییر در تقاضا سنجیده شود.

برخی اوقات نه کاهش قیمت، بلکه افزایش قیمت مسئله ساز می شود. مثلاً اگر در خود جوامع غربی قیمت مشروب یا سیگار بالا برود اما تقاضا چندان پایین نیاید، در این صورت حاصل ضذب قیمت در مقدار تقاضا، یعنی درآمد فروش به نفع شرکت تولید کننده مشروب یا سیگار بالا می رود اما اکثر تقاضا خیلی پایین بیاید، راهی که برای شرکت ها باقی می ماند انتقال این کالا به خارج از کشور است.

در مورد سیگار چنین وضعیتی تحقق یافته است در این صورت، این، بحران اقتصادی به اضافه بحران بیماری زایی و خطر مرگ است که به خارج انتقال می یابد.

تغییر در روند سلیقه و گرایش مصرفی موضوع دیگری است. در ایالات متحده آمریکا مردم برای خرید اتومبیل ژاپنی و کره ای رغبت زیادی نشان می دهند. البته جهان بسیار صنعتی و متحول در مواردی به این نتیجه رسیده است که انتقال بار تولید شماری از کالاهای مصرفی اش به کشورهای برگزیده مستعد (تازه صنعتی شده ها) چند خاصیت مهم دارد :

  • کاهش هزینه تولید و ارزان کردن هزینه زندگی برای مردم کشورهای صنعتی
  • کاهش هزینه های احتمالی زیست محیطی
  • ایجاد بازار متقابل در کشورهای برگزیده، که احتمالاً پر جمعیت هم هستند و می توانند فعالیت صادرات مجدد خرید از غرب و فروش به کم توسعه ها، در مراحل مختلف فرآیند تولید را نیز بر عهده بگیرند

چند مفهوم برای درک بهتر اقتصاد خرد شامل موارد زیر است که به اختصار به توضیح هرکدام میپردازیم:

تقاضا

تقاضا یعنی میل و خواست و توانایی یک فرد برای دریافت کالا یا خدمتی.منحنی تقاضا مکان هندسی مجموعه نقاطی است که یک فرد برای بدست آوردن کالا یا خدماتی حاضر به پرداخت چه میزان پول است.و یک تولید کننده به ازای هر قیمتی مایل به چقدر تولید است.

شیب منحنی تقاضا منفی است،یعنی اینکه هر چقدر قیمت افزایش یابد مقدار تقاضا کاهش می‏یابد.عوامل زیادی بجز قیمت بر روی تقاضای افراد موثر است که از آنجمله می‏توان به قیمت کالاهای جانشین و مکمل ، سلیقه مصرف کنندگان ، انتظارات از آینده و میزان درآمد مصرف کنندگان اشاره نمود.

قانون تقاضا نیز به این معنی که با افزایش قیمت، مقدار تقاضا کاهش یافته و در مقابل با کاهش قیمت، مقدار تقاضا افزایش می‌یابد.به رابطه منفی قیمت و تقاضا قانون تقاضا می‏گویند.

عرضه

عرضه عبارتست از جریان کالا – خدمات به بازار برای برآوردن تقاضا.همچنین می‌توان گفت:مقدار کالا و خدماتی است که تولید کنندگان حاضرند در قیمتهای مختلف در اختیار مصرف کنندگان قرار دهند. شایان ذکراست که عرضه بستگی به دو عامل دارد:

  1. درآمد
  2. هزینه تولید

همچنین با ثابت در نظرگرفتن بعضی عوامل در کوتاه مدت یک رابطه مثبت بین مقدار عرضه کالا یا خدمات و قیمت آن ایجاد می‌شود که به قانون عرضه شهرت دارد.

با کاهش قیمت از p1 به p2 مقدار تولید نیز از q1 به q2 رسیده‌است و منحنی عرضه به سمت راست جابجا شده‌است.

تولید

تولید یا فرآوری، از اصطلاحات علم اقتصاد، به معنی تهیه کالا و خدمات مورد نیاز با استفاده از منابع و امکانات موجود است. فعالیّت تولیدی سلسله اقداماتی است که برای تبدیل منابع به کالاهای مورد نیاز صورت می‌گیرد.

تولید یا ساخت نام صنعت بسیار مهمّی ست که از ماقبل تاریخ ایجاد شد. شاید بتوان تولید را اوّلین صنعت بشر دانست. نیاز به تولید، منجز به پیشرفت تمام رشته‌های مهندسی شد.

تولید یا فرآوری، از اصطلاحات علم اقتصاد، به معنی تهیه کالا و خدمات مورد نیاز با استفاده از منابع و امکانات موجود است. فعالیّت تولیدی سلسله اقداماتی است که برای تبدیل منابع به کالاهای مورد نیاز صورت می‌گیرد. از نظر اقتصاد تولید به مفهوم ساخت کالا یا ارائه خدمات می‌باشد. خدماتی مانند خدمات ارائه شده بوسیله پزشکان، معلمان، تعمیر کاران و … نیز از نظر اقتصادی کالا به حساب می‌آیند زیرا همه افراد فوق نیز هدفشان از ارائه خدمت ارضای نیازهای دیگ افراد مردم است.

از این گذشته، آنان که در شبکه توزیع به کار اشتغال دارند مانند عمده فروشان و خرده فرو شان و کارکنان در واحدهایی که به حمل و نقل کالا یا مسافر مشغولند نیز بخشی از شبکه تولید به حساب می‌آیند. زیرا تولید کالا تا زمانی که کالاها به دست مصرف کننده نرسد کامل نمی‌گردد. تولید یا ساخت نام صنعت بسیار مهمّی ست که از ما قبل تاریخ ایجاد شد. شاید بتوان تولید را اوّلین صنعت بشر دانست. نیاز به تولید، منجر به پیشرفت تمام رشته‌های مهندسی شد. کالا هر چیزی است که بتوان برای جلب نظر، تملک، استفاده یا مصرف به بازار عرضه کرد و قابلیت تأمین یک خواسته یا نیاز را داشته‌باشد. کالاهای فیزیکی، خدمات، اشخاص، سازمانها و ایده‌ها از این دسته‌اند. در اصطلاح علم اقتصاد، محصولات و مواد مختلفی که توسط تولید کننده، به بازار عرضه شود و در برابر دریافت پول، یکی ازنیازهای انسان را تأمین و رفع کند، کالا نام دارد. کالاهایی که در بازار عرضه می‌شوند، و به فروش می‌رسند تا توسط مصرف کنندگان خریداری شوند و به مصرف برسند، کالاهای مصرفی نام دارند. کالاهایی که تولیدکنندگان دیگری برای تولید کالاهای مختلف دیگر، آن‌ها را خریداری کنند و مورد استفاده قرار دهند، کالای واسطه‌ای نامیده می‌شود. کالاهایی که نیازهای اوّلیهٔ مصرف کنندگان را تأمین می‌کند، کالاهای ضروری و کالاهایی که برای تأمین نیازهای کم اهمیت تر مصرف می‌شود، کالاهای لوکس نامیده می‌شود.

هزینه

هزینه شامل بهای اشیا یا خدماتیست که برای تحصیل درآمد مورد نیاز می‌باشد. به عنوان مثال: هزینه حقوق کارمندان، آب، برق، تلفن، درج آگهی در روزنامه، هزینه استهلاک اثاثه و ساختمان همگی بخشی از هزینه‌های یک موسسه می‌باشند.

مبالغی که تولیدکنندگان برای تولید صرف می‌کنند، هزینه تولید نامیده می‌شود. اگر هزینه از درآمد بیشتر باشد آن را زیان و اگر هزینه از درآمد کمتر باشد، به آن سود گفته می‌شود.

همانگونه که درآمد موجب افزایش سرمایه می‌گردد، هزینه موجب کاهش آن می‌شود.

هر کاهشی در صندوق هزینه محسوب نمی‌گردد. به عنوان مثال:

  • خرید بسیاری از اقلام دارایی مانند خرید ساختمان و اثاثه هزینه محسوب نمی‌گردد.
  • واریز بدهی و پرداخت وجه به طلبکاران هزینه محسوب نمی‌گردد.
  • برداشت نقدی صاحب موسسه از صندوق جزء هزینه جاری موسسه نمی‌باشد

نقدینگی

نقدینگی، مجموع پول و شبه‌پول است.

تورم با افزایش نقدینگی

چون میزان کالا و خدمات در جامعه محدود است، پس باید میزان نقدینگی به اندازه‌ای باشد که با کالا و خدمات برابری کند. اگر میزان نقدینگی بسیار افزایش یابد، کالا و خدمات در جامعه کم شده و قیمت‌ها(بهاها) افزایش می‌یابد(تورم).

بنابراین کنترل نقدینگی از مهم‌ترین اهداف کشورها می‌باشد و سیاست‌های گوناگونی را بدین منظور می‌گذارند. برای نمونه افزایش فرآوری و تولید درون‌مرزی، که با گردآوری کالای کافی و بسنده، از تورم جلوگیری می‌کند.

مدیریت نقدینگی

مدیریت نقدینگی یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایی است که سیستم بانک‌داری با آن روبرو است. دلیل اصلی این چالش این است که بیشتر منابع بانک‌ها از محل سپرده‌های کوتاه‌مدت تامین مالی می‌شود. علاوه بر این تسهیلات اعطایی بانک‌ها صرف سرمایه‌گذاری در دارایی‌هایی می‌شود که درجه نقد‌شوندگی نسبتاً پایینی دارند.

وظیفه اصلی بانک ایجاد توازن بین تعهدات کوتاه‌مدت مالی و سرمایه‌گذاری‌های بلند مدت است. نگهداری مقادیر ناکافی نقدینگی بانک را با خطر عدم توانایی در ایفای تعهدات و در نتیجه ورشکستگی قرار می‌دهد. نگهداری مقادیر فراوان نقدینگی، نوع خاصی از تخصیص ناکارآمد منابع است که باعث کاهش نرخ سو‌ددهی بانک به سپرده‌های مردم و در نتیجه از دست دادن بازار می‌شود.

مدیریت نقدینگی به معنی توانایی بانک برای ایفای تعهدات مالی خود در طول زمان است. مدیریت نقدینگی در سطوح مختلفی صورت می‌گیرد. اولین نوع مدیریت نقدینگی به صورت روزانه صورت پذیرفته و به صورت متناوب نقدینگی مورد نیاز در روزهای آتی پیش‌بینی می‌شود. دومین نوع مدیریت نقدینگی که مبتنی بر مدیریت جریان نقدینگی است، نقدینگی مورد نیاز را برای فواصل طولانی‌تر شش ماهه تا دو ساله پیش‌بینی می‌کند. سومین نوع مدیریت نقدینگی به بررسی نقدینگی مورد نیاز بانک در شرایط بحرانی می‌پردازد.

کالا

در اصطلاح علم اقتصاد، محصولات و موادّ مختلفی که توسط تولید کننده، به بازار عرضه شود و در برابر دریافت پول، یکی ازنیازهای انسان را تأمین و رفع کند، کالا نام دارد. کالاهایی که در بازار عرضه می‌شوند، و به فروش می‌رسند تا توسط مصرف کنندگان خریداری شوند و به مصرف برسند، کالاهای مصرفی نام دارند. کالاهایی که تولیدکنندگان دیگری برای تولید کالاهای مختلف دیگر، آن ها را خریداری کنند و مورد استفاده قرار دهند، کالای واسطه ای نامیده می‌شود. کالاهایی که نیازهای اوّلیّه مصرف کنندگان را تأمین می‌کند، کالاهای ضروری و کالاهایی که برای تأمین نیازهای کم اهمیت تر مصرف می‌شود، کالاهای تجملّی نامیده می‌شود.

حال با مفاهیمی چند از اقتصاد خرد آشنا شدیم. میتوانید برای درک بهتر این مطلب، مقاله ی “اقتصاد چیست” را مطالعه بفرمائید.

اقتصاد کلان

مقدمه

اقتصاد کلان شاخه‌ای از علم اقتصاد است که به عملکرد، ساختار، رفتار و تصمیم‌گیری یک اقتصاد در کلیت آن می‌پردازد، خواه اقتصاد یک کشور باشد یا اقتصاد یک منظقه و یا اقتصاد جهانی. اقتصاد کلان با بررسی شاخص های کلی نظیر تولید ناخالص داخلی، نرخ بیکاری، شاخص قیمت سعی در فهم عملکرد کل اقتصاد دارد. در این راستا محققان اقتصاد کلان با ارائه مدلهایی رابطه میان عواملی همچون درآمد ملی، تولید، مصرف، بیکاری، تورم، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری، تجارت بین‌الملل و مالیه بین‌الملل در اقتصاد را توضیح دهند. اقتصاد خرد و کلان دو شاخه عمده علم اقتصاد را تشکیل می‌دهند. اقتصاد کلان در واقع مطالعه و تجزیه و تحلیل پدیده‌ها و متغیرهای کلی اقتصادی (متغیرهایی مانند سطح کل تولید جامعه و عوامل تشکیل دهندهٔ آن، سطح عمومی قیمت‌ها، سطح اشتغال، رشد اقتصادی و متوسط دستمزدها برای تمامی کارگران شاغل در اقتصاد)، بررسی روابط بین آنها به منظور پیش بینی و اتخاذ سیاست‌های مناسب در آینده، و تصحیح سیاست‌ها و تصمیمات اقتصادی گذشته است. چون اقتصاد کلان مطالعهٔ متغیرهای اقتصادی در سطح کل یا جامعه است و از طرفی مسائل اقتصادی در سطح جامعه در بسیار موارد ابعاد غیر اقتصادی، به خصوص اجتماعی-سیاسی و حتی بین‌المللی به خود می‌گیرند، بنابراین مطالعهٔ اقتصاد کلان از این نظر نیز اهمیت می‌یابد.

مفاهیم پایه اقتصاد کلان

اقتصاد کلان شامل مفاهیم و متغیرهای متنوعی است با این حال سه عنوان اصلی برای تحقیقات اقتصاد کلان طرح می‌شود. معمولاً تئوری‌های اقتصاد کلان پدیده‌هایی مثل تولید، بیکاری و تورم را مرتبط می‌کنند. خارج از بحث تئوری‌های اقتصاد کلان این مباحث برای تمام کارگزاران اقتصادی مثل کارگران، مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان نیز مهم است.

  • بیکاری

مقدار بیکاری در یک اقتصاد توسط نرخ بیکاری اندازه‌گیری می‌شود. نرخ بیکاری درصد کارگران بدون کار نسبت به کل نیروی کار است. نرخ بیکاری در نیروی کار شامل افرادی می‌شود که تمایل به پیدا کردن شغل دارند. افرادی که بازنشسته‌اند، افراد تحت آموزش یا افرادی که از پیدا کردن شغل به علت کمبود شغل ناامید شده‌اند در زمره افراد بیکار قرار نمی‌گیرند.

  • تولید و درآمد

مجموع مقادیر از هرچیزی که یک کشور در یک بازه زمانی مشخص تولید می‌کند را تولید ملی می‌گویند. هرچیزی که تولید و فروخته شده مقدار برابری از درآمد را باعث می‌شود، از این رو تولید و درآمد اکثراً معادل در نظر گرفته می‌شوند و اغلب قابل معاوضه هستند. تولید می‌تواند به عنوان درآمد کل اندازه‌گیری شود یا می‌تواند از جنبه تولید نشان داده‌شود و به عنوان مجموع ارزش کالاهای نهایی و خدمات یا مجموع ارزش افزوده در اقتصاد اندازه‌گیری شود.

خروجی اقتصاد کلان معمولاً توسط تولید ناخالص داخلی (GDP) یا یکی دیگر از حساب‌های ملی اندازه‌گیری می‌شود. اقتصاددانان در مطالعه رشد اقتصادی علاقه‌مند به افزایش‌های بلند مدت در تولید هستند. پیشرفت در تکنولوژی، انباشتگی ماشین آلات و دیگر انواع سرمایه و آموزش بهتر و سرمایه انسانی تولید اقتصاد را در طول زمان افزایش خواهد داد. با این حال تولید همواره بطور پیوسته رشد نمی‌کند، چرخه‌های تجاری باعث افت در تولید ملی می‌شوند که به این وضعیت رکود گفته می‌شود. اقتصاددانان بدنبال آندسته از سیاست‌های اقتصادی کلان هستند که مانع سرخوردن اقتصاد به سمت رکودها شود و اقتصاد را به سمت رشد بلند مدت هدایت کند.

بیکاری خود چندین نوع دارد که هرکدام ممکن است به دلایل مختلفی ایجاد شده باشند

  • تئوری بیکاری کلاسیک بیان می‌کند، بیکاری زمانی اتفاق می‌افتد که دستمزدها برای کارفرمایان آنقدر بالاست که که کارگر بیشتری استخدام نمی‌کنند. تئوری مدرن اقتصادی دیگری بیان می‌کند که دستمزدهای افزایش یافته در واقع بیکاری را به وسیله ایجاد تقاضای بیشتر مصرف‌کننده کاهش می‌دهد. با توجه به این تئوری‌های جدید، بیکاری در اثر کاهش تقاضا برای کالا و سرویس‌های تولید شده توسط کارگران اتفاق می‌افتد و همچنین این تئوری‌ها بیان می‌کنند فقط در بازارهایی که سود نهایی بسیار پایین هستند و در بازارهایی که افزایش قیمت کالا و خدمات را تحمل نمی‌کنند، دستمزدهای بالا باعث بیکاری می‌شود. همگام با تئوری بیکاری کلاسیک، بیکاری اصطکاکی زمانی اتفاق می‌افتد که شغل‌های خالی مناسب برای کارگر وجود دارد اما بعلت زمانبری جستجو و پیدا کردن این مشاغل اقتصاد به سمت دوره‌ای از بیکاری می‌رود.
  • بیکاری ساختاری دربرگیرنده طیفی از دلایل بیکاری مثل عدم تطابق بین مهارت‌های کارگران و مهارت مورد نیاز برای کار، است. بخش اعظمی از بیکاری ساختاری زمانی اتفاق می‌افتد که اقتصاد در حال‌گذار است و صنایع و کارگرها متوجه می‌شوند که مجموعه مهارت‌های قبلی آن‌ها دیگر مورد تقاضای اقتصاد نیست. بیکاری ساختاری شبیه بیکاری اصطکاکی است از آن جهت که هردو بازتاب مشکل عدم همگام شدن و وصل شدن کارگران با موقعیت‌های شغلی خالی است، اما بیکاری ساختاری زمان مورد نیاز برای تحصیل مهارت‌های جدید بعلاوه زمان فرایند جستجو کوتاه مدت را هم پوشش می‌دهد
  • درحالیکه بعضی از انواع بیکاری صرف نظر از شرایط اقتصاد ممکن است اتفاق بیفتد، بیکاری دوره‌ای زمانی که رشد از حرکت بازمی‌ایستد اتفاق می‌افتد. قانون اوکان رابطه تجربی میان بیکاری و رشد اقتصادی را نشان می‌دهد. نسخه اصلی قانون اوکان نشان می‌دهد ۳ درصد رشد در تولید منجر به ۱درصد کاهش در بیکاری می‌شود

هدف های مهم اقتصاد کلان‌

هدفهای اقتصاد کلان در گذشته و امروز گرچه تفاوت های عمده‌ای را به ویژه از نظر سیاست‌گذاری‌ها و دخالت دولت ها در امور اقتصادی داشته است، اما کلیت آنها در جامعه تغییر چندانی نکرده است. مهمترین هدف های اقتصاد کلان دستیابی و یا نزدیک شدن به موارد زیر است: ‌

4‌- رشد و توسعه اقتصادی مداوم: که همان هدف‌غایی مادی و معنوی همه اقتصادهای دنیاست.‌

3- اشتغال کامل: وضعیتی که در آن بیکاری غیر ارادی (نوعا در مورد نیروی انسانی) وجود نداشته باشد و یا در حداقل ممکن و قابل قبول باشد.‌

2- توزیع عادلانه درآمد در جامعه: دسترسی همه آحاد جامعه به امکانات با تبعیض و تمایز نباشد، به‌طوری که شکافهای موجود بین دهکهای درآمدی جمعیت کشور کم شود و یا حداقل، زیادتر نشود.‌

1- ثبات قیمت‌ها: یعنی سیاست‌گذاران اقتصادی با سیاست‌گذاری ها و تصمیم‌های خود سعی کنند با اقدامات مناسب طوری عمل کنند که قیمت‌ها (قیمت کالاها، خدمات، عوامل تولید و غیره) نوسانات زیادی نداشته باشند.‌

نگاهی به اصطلاحات در اقتصاد کلان

  • پس انداز: واژه ای شناخته شده برای همه مردم. بخشی از درآمد شما یا خانواده شما که برای خرید کالا و خدمات استفاده نمی شود و به منظور کسب سود و سرمایه گذاری در آینده، ذخیره می شود.
  • سرمایه گذاری: یکی از مباحث ماکرواکونومی است که به سرمایه گذاری ثابت و موجودی انبارها اشاره دارد.
  • بازار مالی: اصطلاحی است که در آنجا، افرادی که وجوه مازاد دارند، بخشی از سرمایه خود را در اختیار افرادی قرار می دهند که به آن نیاز دارند.
  • مخارج ملی: جمع مخارج مصرفی خانوار و مخارج سرمایه گذاری است.
  • ریزش: پس اندازی که از خانوار به سمت بازار مالی می رود، ریزش است.
  • تزریق: عبارت است از مقدار پولی که به صورت سرمایه گذاری از بازار های مالی به سمت بنگاه های تولیدی و خدماتی هدایت می شود.
  • تولید ناخالص ملی: تولید ناخالص ملی (GNP) اصطلاح مهم ماکرو اکونومی عبارت است از ارزش ریالی همه کالا و خدماتی که در طول یک سال در اقتصاد تولید می شود و به بازار وارد می شود. شاخصی برای تشخیص رفاه و رشد اقتصادی که البته نگاهش، تک بعدی(SINGLE BOTTOM LINE) است و به توسعه پایدار، کاری ندارد.
  • روش محاسبه تولید ناخالص مالی: GNP را با روش ارزش افزوده، هزینه ای و درامدی، محاسبه می کنند.
  • تولید ناخالص داخلی: تولید ناخالص داخلی (GDP) ارزش افزوده بخش های مختلف اقتصادی یک کشور را بیان می کند که عبارت است از حاصل تفاوت رشد ناخالص ملی و خالص عواید دریافتی از خارج. در محاسبه GDP، آن را به قیمت عوامل (F) و به قیمت بازار (M) در نظر می گیرند. خالص مالیات های غیر مستقیم¬¬ GDP+ (به قیمت عوامل) GDP = (به قیمت بازار)
  • خالص مالیات های غیر مستقیم: عبارت است از حاصل تفاوت مالیات غیر مستقیم با یارانه های پرداختی توسط دولت
  • خدمات: در ماکرواکونومی، هر چیزی که جنبه فیزیکی نداشته باشد، خدمت است. مثل آرایشگری یا طراحی اپلیکیشن.
  • کالای با دوام: هر کالایی که عمر مفید آن بیش از ۱۲ ماه باشد، کالای با دوام است. مثل یخچال. در مقابل، هر کالایی که عمر مفید آن کم تر از ۱۲ ماه باشد، کالای بی دوام است. مثل یک پاکت آبمیوه.
  • سرمایه گذاری ناخالص: عبارت است از کلیه کالاهای واسطه ای یا سرمایه ای خریداری شده با علاوه همه کالاهایی که در انبار است. یا، حاصل تفاوت سرمایه گذاری خالص و استهلاک.
  • درآمد ملی: درامد ملی (NATIONAL INCOME) یا NI ، عبارت است از عوایدی که طبقات مختلف یک جامعه در اقتصاد بدست می آورند و با فرمول زیر بدست می آید: خالص مالیات های غیر مستقیم – استهلاک – GNP.
  • درآمد شخصی: درآمد شخصی (PI) درآمد است که به اشخاص تعلق می گیرد و از حاصل تفاوت درامد ملی با پراخت ها و سودها و مالیات ها بدست می آید.
  • درآمد قابل تصرف: درآمد قابل تصرف (DI) درآمدی است که افراد می توانند در آن دخل و تصرف کنند و مخارج خود را بر اساس آن تنظیم کنند. در واقع، ماحصل تفاوت درآمد شخصی یا مالیات بر درآمد و حق بیمه را درآمد قابل تصرف می گویند.
  • نرخ بیکاری: اصطلاحی متداول در رسانه ها که عبارت است از نسبت افرادی که شغلی ندارند و جویای کار هستند به کل جمعیت. بیکاری به ۲ نوع بیکاری اصطکاکی (ناشی از پویایی بازار) و بیکاری ساختاری (ناشی از تحول در فناوری) تقسیم بندی می شود.
  • عرضه کل: ارزش ریالی کل کالاها و خدمات تولید شده در بازار می باشد.
  • میل متوسط به پس انداز: میل متوسط به پس انداز (APS) در واقع سهمی از درآمد است که به طور متوسط صرف پس انداز می شود
  • میل نهایی به پس انداز: میل نهایی به پس انداز (MPS) در واقع نشان گر این واقعیت است که به ازای هر واحد افزایش در درآمد، چه مقدار از آن، پس انداز و ذخیره می شود.
  • سیاست انبساطی: عبارت است از سیاست مالی که دولت با افزایش مخارج یا کاهش مالیات ها در دستور کار قرار می دهد و موجب افزایش تقاضا کالا و خدمات در جامعه می شود.

اقتصاد رفتاری چیست؟

زمینه‌های اقتصاد رفتاری بینش روانشناسی و اقتصاد را ترکیب و بینش ارزشمندی را ارائه می‌دهد مبنی بر اینکه افراد بر اساس رسیدن به بهترین منافع خود رفتار نمی‌کنند.

اقتصاد رفتاری چارچوبی را برای درک اینکه چه زمانی و چگونه مردم در تصمیم‌گیری دچار خطا می‌شوند، فراهم می‌سازد. خطاهای سیستماتیک در شرایط خاص قابل پیش‌بینی هستند.

درس‌هایی از اقتصاد رفتاری می‌تواند منجر به ایجاد محیطی در پیرامون ما شود که در آن، ‌مردم با تلنگرهای به‌موقع به سمت زندگی سالم‌تر و شادتر هدایت شوند.

اقتصاد رفتاری بر پایه رویکرد اقتصادی سنتی شناخته‌شده به‌عنوان مدل انتخاب منطقی ظاهر شد. در اقتصاد سنتی، فرض بر این است که فرد عقلانی به‌درستی هزینه‌ها و منافع را محاسبه می‌کند و صرفاً به‌منظور حداکثر کردن سود خود دست به انتخاب می‌زند. در این رویکرد انتظار می‌رود که فرد ترجیحاتش را در هرلحظه از زمان به‌خوبی بداند و هرگز بین دو خواسته متضاد مردد نباشد.

‎او بر خود کنترل کامل دارد و می‌تواند موانعی را که ممکن است مانع از دستیابی به اهداف بلندمدت او شود، محدود سازد.

اقتصاد سنتی از این پیش‌فرض‌ها برای پیش‌بینی رفتار واقعی انسان استفاده می‌کند. مشاوره سیاست‌های استاندارد که از این نوع تفکر ناشی می‌شود، این است که به مردم امکان انتخاب یک فرد از میان بسیاری از افراد را بدهد و از آن‌ها انتظار رود تا به بهترین شکل انتخاب کنند (با حداقل اقدام دولت). اساس این تفکر بر این است که از آنجا که افراد ترجیحات خود را بهتر از مقامات دولتی می‌دانند، در بهترین موقعیت هستند تا فرد اصلح را برای خود انتخاب کنند.

در مقابل، اقتصاد رفتاری نشان می‌دهد که انسان‌های واقعی به این شکل عمل نمی‌کنند. افراد دارای توانایی‌های شناختی محدود و مشکلات زیادی در خودکنترلی هستند. مردم اغلب انتخاب‌هایی را انجام می‌دهند که رابطه‌ی مناسبی با شادی مقطعی دارند. آن‌ها تمایل دارند گزینه‌ای را انتخاب کنند که بیشترین جذابیت فوری را داشته باشد (مانند مصرف مواد مخدر و پرخوری).

به‌طوری که دانیل کانمن این‌گونه بیان می‌کند: به نظر می‌رسد که اقتصاد سنتی و اقتصاد رفتاری دو گونه متفاوت را توصیف می‌کنند.

شاهد این مدعا آنکه ما در بسیاری از مواقع هدفی درازمدت انتخاب می‌کنیم اما عملاً برخلاف رسیدن به آن گام برمی‌داریم چراکه مشکل خودکنترلی ما را از رسیدن به آن ناتوان می‌سازد.

اقتصاد رفتاری این خطاهای تصمیم‌گیری انسانی را ردیابی می‌کند تا به طرحی کلی از ذهن انسان دست یابد.

دانشمندان علوم اعصاب معتقدند ذهن متشکل از بسیاری از قسمت‌های مختلف (فرایندهای ذهنی) است که هر کدام با منطق خود عمل می‌کنند.

توجه داشته باشید که مغز یک سازمان پیشرفته از سیستم‌هایی است که با یکدیگر مرتبط‌ اند

نکته کلیدی دیگر این است که مغز یک دموکراسی است. به این معنا که در آن، تصمیم‌گیرنده غالب وجود ندارد. اگرچه هدف رفتار فردی را می‌توان دستیابی به شادکامی بیان کرد، اما رسیدن به این هدف مستلزم مشارکت در مناطق مختلف مغز است.

اقتصاد رفتاری تلاش می‌کند درک روانشناسان از رفتار انسان را به تجزیه‌وتحلیل اقتصادی متصل کند. در این راستا، اقتصاد رفتاری هم‌زمان با روانشناسی شناختی است که تلاش می‌کند افراد را با اصلاح موانع شناختی و عاطفی، برای پیگیری علاقه شخصی خود به‌سوی رفتارهای سالم‌تر هدایت کند.

سرانجام، اقتصاد رفتاری راه‌هایی را پیشنهاد می‌دهد که چگونه سیاست‌گذاران می‌توانند محیط را برای تسهیل انتخاب‌های بهتر افراد بازسازی کنند. به‌عنوان‌مثال، به‌سادگی با جابه‌جایی هدفمند اقلام در یک بوفه مدرسه‌ای، می‌توان کودکان را به مصرف تغذیه سالم‌تر ترغیب کرد (به‌عنوان‌مثال با قرار دادن میوه در سطح چشم، قرار دادن دستگاه‌های نوشابه در مناطق دورتر، اندکی ارزان‌تر کردن هزینه برای دسر و نوشیدنی‌های غیرالکلی).

به‌طور خلاصه، پیام اصلی اقتصاد رفتاری این است که انسان‌ها برای اصلاح خطاهای تصمیم‌گیری خود تلاش می‌کنند و در این راستا به تلنگرهای به‌موقع نیازمندند. فهمیدن اینکه افراد در چه زمان‌هایی دچار خطاهای تصمیم‌گیری می‌شوند می‌تواند به تصمیم‌گیری درست افراد کمک کند. این رویکرد مدل‌های انتخاب منطقی را اصلاح و تقویت می‌کند.

اقتصاد رفتاری برای بازاریابی

شرکت‌هایی که اقتصاد رفتاری را در استراتژی بازاریابی در نظر می‌گیرند ۸۵% رشد فروش و ۲۵% حاشیه سود نسبت به رقبا دارند.

یکی از اشتباهات بزرگی که شرکت‌ها می‌کنند هنگامی که از اطلاعات برای تأثیرگذاری به رفتار مشتری استفاده کنند فرض بر این می‌گیرند که مردم انتخاب‌های منطقی می‌کنند.

بسیاری از کسب و کارها شروع به استفاده از اطلاعات برای تأثیرگذاری بر تصمیمات خرید مشتری کرده‌اند، اما زمانی که می‌خواهند از آن اطلاعات استفاده کنند عناصر انسانی را کنار می‌گذارند.

در نتیجه، کسب ‌وکارها به جهانی از طراحی اقتصاد رفتاری وارد می‌شوند که اغلب منجر به ناامیدی و رسیدن به این نتیجه می‌شود که خود اطلاعات بد است.

اما در واقعیت اطلاعات باعث شکست نمی‌شود. این یک حقیقت است که بسیاری از شرکت‌ها نمی‌دانند چگونه اطلاعات را دسته‌بندی کنند. باید در نظر بگیریم که وقتی کسی تصمیم به خرید چیزی می‌کند معمولاً تصمیم، ترکیبی از عوامل منطقی و غیرمنطقی است.

اما صرف این‌که مردم همیشه منطقی نیستند به این معنا نیست که غیرقابل پیش‌بینی هستند. برای تفسیر واژه حکیمانه “غیرمنطقی قابل پیش‌بینی” ارائه شده توسط دان آریلی، مردم ممکن است منطقی عمل نکنند، اما می‌توان بر این تکیه کرد که آن‌ها به صورت غیرمنطقی عمل می‌کنند.

و بازاریابی کلاً در رابطه با تغییرات اقتصاد رفتاری است. اطلاعات می‌تواند به شدت در متقاعد کردن مؤثر باشد، اما فقط اگر در نواحی صحیح قرار داده شود. چالش درک آن نواحی است.

درک غیرمنطقی بودن

مردم پیچیده هستند و همه عکس‌العمل‌ها نمی‌تواند در چند دلیل ساده خلاصه شوند. یعنی، پس‌‌زمینه‌های مشترک در پیش‌بینی رفتار انسانی وجود دارد. مشکل اینجا است که آن‌ها به وضوح در اطلاعات دیده نمی‌شوند، چون از فکر منطقی منعکس نمی‌شوند.

این خرید ناگهانی (بی دلیل) مثال عالی از خرید غیرمنطقی است که همه تسلیم آن شده‌اند. در نظرسنجی اخیر از هوش داخلی کسب‌ و کار T 49  درصد از کسانی که پاسخ داده‌اند گفته‌اند که آن‌ها در سه ماه اخیر خرید ناگهانی انجام داده‌اند. ندرتاً تصمیم ناگهانی منطقی است اما همیشه تطمیع کننده است.

احساس مشتری در رابطه با یک خرید حداقل دارای اهمیت برابر با آنچه که مردم به آن فکر می‌کنند است. برانگیختن احساس خوب دلیلی است که چرا تبلیغاتی نظیر “من می‌خواهم به جهان کوکاکولا بدهم” مؤثر است. یا چرا انتخاب کالین کاپرنیک به عنوان سخنگو یک بازاریابی خوب است. آن مشتریان را مجبور می‌کند که در مورد محصولات شرکت احساس خاصی بکنند، حتی اگر بدانند که چیزی که فروخته می‌شود را تغییر نخواهد داد.

کوپن‌ها برای مثال به شدت تأثیرگذار هستند، چون به معنای واقعی کلمه مردم را شاد می‌کنند. اضافه کردن ارسال رایگان یا هدیه رایگان با خرید بزرگ‌تر ممکن است باعث شود شخص واقعاً بیشتر از آنچه که می‌خواهد خرج کند. اما برای آن شخص، احساس یک معامله خوب است و این چیزی است که اهمیت دارد.

توان ترغیب و متقاعد کردن

مردم تمایل به دیدن آن چیزی که می‌خواهند دارند. زمانی که چیزهای بزرگی در میان باشد این درست است، همانند چه خبری را می‌خواهند استفاده کنند (اعتقاد داشته باشند) و آن برای چیزهای کوچک نیز صادق است، همانند چه احساسی در مورد یک خرید خاص دارند. اگر مردم نتیجه خاصی را انتظار داشته باشند، اغلب دوست دارند که صرف‌نظر از حقیقت معتقد باشند که به آن نتیجه رسیده‌اند.

این به تعصب تائید معروف است و همان‌طوری که در خرده‌فروشی اهمیت دارد در روان‌شناسی و سیاست نیز اهمیت دارد. به همین دلیل مردم تمایل دارند که فکر کنند محصولات با برند، بهتر از جایگزین برند فروشگاهی هستند، حتی اگر تقریباً یکسان باشند.

تعصب تائید می‌تواند به روش‌های مختلفی استفاده گردد، همانند وسیله‌ای برای ایجاد وفاداری مشتری. مشتری که اخیراً خدمتی را خریده است یا در مسیر فرایند خرید آماده است و منتظر این است که بشنود تا چه حدی زمان و هزینه او به خوبی مصرف شده است، در نتیجه تمایل بیشتری به مشتری تکراری بودن دارد.

این منطقی نیست، اما منطقی سازی است و می‌تواند یک ابزار قدرتمند باشد.

مسئله کلیدی در اقتصاد رفتاری به یاد داشتن زمان وسوسه برای اعمال اطلاعات در تأثیرگذاری بر رفتار مشتری آن است که رفتار مشتری باید از اطلاعات به دست آید نه روش دیگری. توان واقعی از دانستن خرید و الگوی قبلی مشتری به دست می‌آید. از آنجا است که خریدهای آتی می‌تواند با استفاده از روش‌های منطقی تحت تأثیر قرار گیرد همانند تعصب تائید.

زمانی که به استفاده از رفتار مشتری با هدف ترغیب می‌رسیم، مشاور املاک و اجاره‌ زیلوو در این راه پیشگام است، باشد. شرکت اخیراً برنامه “بهترین زیلو” را اعلام کرده است که طراحی شده به آژانس‌ها توانایی ردیابی مسیر خریداران خانه را بدهد و یادگیر بگیرند که کدام رفتار آن‌ها منجر به موفقیت می‌شود.

مشتریان بازخورد‌های زمان واقعی و بی‌نام را در طول فرایند خرید می‌دهند و سیستم نمره دهی بهترین آژانس را در طول زمان متمایز خواهد کرد. در نتیجه، آژانس‌ها انگیزه می‌یابند تا از بهترین روش‌ها استفاده کنند و خریدهای خود را با آنچه مشتریان انتظار دارند تطبیق ‌دهند.

سخن آخر

سیاست‌های اقتصادی که مبتنی بر رفتارهای طبیعی است نیز در نهایت می‌تواند کاراتر از سیاست‌هایی باشد که تنها مبتنی بر فرض کلی «انسان عقلایی» است. اقتصاددانان رفتاری بر این تصور هستند که تا چند دهه آتی آنان تبدیل به جریان رایج علم اقتصاد می‌شوند؛ آیا این‌گونه خواهد شد؟

اقتصاد چیست؟

حتما برای شما نیز زیاد پیش آمده است که یک مقاله اقتصادی را بخوانید یا یک خبر اقتصادی را از تلویزیون بشنوید اما خیلی نتوانید با آن ارتباط برقرار کنید. شاید بخواهید سرمایه گذاری کنید یا برای آینده مالی خود برنامه ریزی نمایید، اما در میان تحلیل های متنوع اطرافیان و سایت ها امکان تصمیم گیری مناسب را از دست داده اید.

برای فهم راحت تر در ابتدا با مفهموم اقتصاد آشنا میشویم.

اقتصاد چیست؟

انسان برای بقا و حیات خود به چیزهایی از قبیل غذا و لباس و مسکن احتیاج دارد که «وسایل معاش» نامیده می شوند. انسان به غیر این امور نیز احتیاج دارد، از قبیل احتیاجات خانوادگی، یعنی زن و فرزند، احتیاجات فرهنگی، احتیاجات معنوی و دینی، احتیاجات سیاسی، یعنی حکومت و آنچه مربوط به شئون حکومت است، و احتیاجات اجتماعی از قبیل قضاوت در میان احتیاجات انسان

اوّلی ترین آنها احتیاجات اقتصادی است، یعنی اموری که انسان در حیات و بقای شخصی خود به آنها نیازمند است و بدون آنها قادر به ادامه حیات نیست.

انسانها به واسطه احتیاجات خانوادگی و سیاسی و فرهنگی ناچار به زندگی اجتماعی هستند ولی زمانیکه وسایل معاشی آنقدر وافر باشد که همه چیز مانند هوا- که در عین اینکه ضروری ترین وسایل حیاتی است در اختیار همه است- در اختیار همه باشد پای تقسیم و توزیع به میان نمی آید

به زبان ساده اقتصاد دانشی است در مورد این‌که چگونه جوامع کالاها و خدمات را تولید می‌کنند و چگونه آن‌ها را به مصرف می‌رسانند.

چرا باید اقتصاد را بفهمیم و آموزش ببینیم؟

  1. تا بتوانیم تصمیمات اقتصادی بهتری بگیریم. این دلیل کامال واضح است و نیاز به توضیح بیشتری ندارد. اگر دانش مناسبی داشته باشیم، می توانیم برای آینده خود بهتر تصمیم گرفته و از فرصت های سرمایه گذاری استفاده بهتری کنیم
  1. بهتر می توانیم پدیده های اقتصادی اطرافمان را توضیح دهیم. به طور مثال چرا کشور ایران با 81 میلیون جمعیت به اندازه کل قاره اروپا با 811 میلیون جمعیت گاز مصرف می کند؟
  1. تصمیم ها دولت و محدودیت های آن را درک کرده و شاید بتوانیم، با شناخت هر دولتی تصمیم های آینده آن را نیز بهتر پیش بینی کنیم
  1. علت رشد و عقب ماندگی کشورهای مختلف را تشخیص داده و از تحوالت مالی و اقتصادی دنیا تحلیل داشته باشیم.

فکر می کنم دلایل بالا به خوبی ضرورت فهم اقتصاد و آشنایی با آن را بیان کرده باشد، پس اجازه دهید بیشتر با دانش اقتصاد آشنا شویم …

علم اقتصاد:

فلسفه‌ی اقتصاد همچون علم تصمیم‌گیری، زندگی روز‌مره‌ی ما را اداره می‌کند. حتی اگر ما به این مسئله آگاه نباشیم. هنگامی که ما نرخ سود کارت اعتباریمان را اندازه می‌گیریم یا بررسی می‌کنیم که یک ماشین جدید بخریم، خانه‌ای را اجاره کنیم یا برای شام بیرون می‌رویم یا به تعطیلات می‌رویم، در همه‌ی این تصمیم‌گیری‌ها ما فکر‌ها و محاسبات اقتصادی می‌کنیم. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که منابع محدودی دارد و اقتصاد به ما کمک می‌کند تا این منابع محدود را طوری مصرف کنیم که نیاز‌های بی‌پایان ما را پاسخ بدهد. اقتصاد حوزه‌ی بسیار گسترده‌ای است و تاریخچه‌ی پرباری دارد و افراد تاثیرگذاربسیاری، از فیلسوفان گرفته تا سیاستمداران در آن کاوش کرده‌‌اند و نظریه‌ها را آزموده‌اند.

علم اقتصاد هنوز به عنوان یک علم کامل و تکامل یافته مورد شناسایی قرار نگرفته است. لذا این نظر که (( اقتصاد یک علم تکامل نیافته ولی بی پایان است )) معتبر می باشد.

دلیل دخالت دولت در اقتصاد چیست؟

دلایل متعددی برای این موضوع وجود دارد که گزیده ای از آنها شامل موارد زیر می باشد:

  • تولید کالا و خدمات عمومی از مهم‌ترین دلایل دخالت دولت در اقتصاد

تولید کالا و خدمات عمومی یکی از مهم‌ترین دلایل دخالت دولت در اقتصاد است. بنگاه‌های ارائه خدمات نمی‌توانند درآمدی برای خود تعریف و سود کسب کنند، به همین دلیل باید صرفاً هزینه و زیان کنند، در نتیجه بنگاه‌های خصوصی انگیزه، تمایل و رغبتی برای ارائه کالا و خدمات عمومی ندارند و این وظیفه، بر دوش دولت خواهد بود که این کالا و خدمات را ارائه دهد؛ از جمله کالا و خدمات عمومی می‌توان به امنیت، وجود هوای پاک، محیط‌زیست پاک، وجود جاده‌ها در سطح کشور و فضاهای سبز شهری اشاره کرد.

  • توزیع مجدد درآمدها دلیل دخالت دولت در اقتصاد

در کشورهای درحال‌توسعه و یا کمتر توسعه‌یافته، فاصله طبقاتی بالاست و درآمد افراد ثروتمند که در دهک‌های بالای درآمدی قرار دارند بعضاً چند ده برابر افراد فقیری است که در دهک‌های پایین قرار دارند، به‌همین دلیل دولت سعی می‌کند که وجوهی از ثروتمندان به‌عنوان مالیات اخذ و بخشی از آن را در قالب یارانه چه به‌صورت نقد و چه به‌صورت غیرنقدی و کالایی در بین افراد فقیر که در دهک‌های پایین درآمدی هستند توزیع کند تا از این طریق شکاف طبقاتی بین ثروتمندان و فقرا را کاهش دهد.

  • ثبات اقتصادی از دیگر دلایل دخالت دولت در اقتصاد

طبیعتاً در اقتصاد دوره‌های رونق و رکود وجود داشته و دولت رفتارهای متفاوتی را در این دوره‌ها دارد، برای مثال وقتی اقتصاد در دوره رکود قرار می‌گیرد و تقاضا کاهش پیدا می‌کند دولت میزان مخارج خود را افزایش می‌دهد تا طول و عمق این دوره‌ها را کاهش دهد و اقتصاد را سریع‌تر به رونق بازگرداند پس ایجاد ثبات اقتصادی نیز یکی از دلایل دخالت دولت در اقتصاد است.

  • عوامل خارجی یکی از دلایل دیگر دخالت دولت در اقتصاد

در این شرایط دولت می‌بایست دخالت و از طریق ایجاد الزامات قانونی و برقراری مقررات لازم این بنگاه را ملزم به رعایت استانداردهای زیست‌محیطی کند تا سلامت شهروندان به مخاطره نیفتد و از طرفی از این بنگاه وجوهی را به‌عنوان مالیات اخذ و اقدام به احداث فضای سبز در آن ناحیه کند تا بتواند بخشی از آلودگی‌های زیست‌محیطی را جبران کند.

اگر بنگاهی اثر مثبت خارجی داشته باشد دولت باید مداخله کند تا واحد تولیدی از طریق پرداخت یارانه برای ادامه فعالیت تشویق شود.

عوامل مثبت و منفی خارجی از دیگر دلایل دخالت دولت در اقتصاد هستند، در اقتصاد وقتی‌که بنگاه‌ها در راستای حداکثرسازی خود اقدام به فعالیت‌های اقتصادی می‌کنند ممکن است یکسری اثرات مثبت یا منفی خارجی ناشی از فعالیت این بنگاه‌ها به همراه داشته باشد برای مثال اگر یک کارخانه سیمانی را در نظر بگیریم که در حومه شهری داشته و تولید داشته باشد فعالیت این بنگاه می‌تواند باعث ایجاد آلودگی‌های زیست‌محیطی را در این منطقه سبب شود و سلامت شهروندان را در این ناحیه به مخاطره اندازد.

درانتها میتوان گفت هدف دولت چنین است که منافع مصرف‌کنندگان و رفاه اجتماعی را افزایش دهد که در چنین شرایطی الزاماً باید در اقتصاد دخالت کند و با ایجاد قوانین و مقررات جلوی انحصار را بگیرد و بازارها را به سمت رقابتی شدن بیشتر سوق دهد تا بتواند منافع مصرف‌کنندگان را حداکثر کند.

سخن آخر

چرخه‌ی کسب‌وکار، چرخه‌ی شکوفایی و زوال و اقدامات ضد تورم همگی حاصل علم اقتصاد هستند و فهمیدن آن‌ها به دولت و بازار کمک می‌کند تا با این متغیرها سازگار شوند.

چگونه بیت کوین می تواند به ایران کمک کند تا تحریم های ایالات متحده را تحت الشعاع قرار دهد

چکیده

در عصر حاضر که اینترنت و دنیای دیجیتالی جزئی جدایی ناپذیر از زندگی ما شده­ اند، ارزهای دیجیتال نیز به سرعت جایگاه خود را پیدا کرده و به سرتیتر خبرهای روز اقتصادی بدل شده ­اند. بنابراین باید پذیرفت که انقلابی در حوزه ی تبادلات اقتصادی شکل گرفته است که باعث می­ شود ارزهای سنتی محکوم به تغییر باشند. در این مقاله  تاثیر بیت­ کوین بر اقتصاد جهان و ارائه راهکارهایی برای اقتصاد ایران در رابطه با آن جهت دور زدن تحریمای آمریکا خواهیم پرداخت. با توجه به محتویات این پژوهش در باب تاثیرات آن در برابر تحریم­های ایالات متحده باید دانست که اشکال اساسی در استفاده از این ارزها اینجاست که منجر به دور زدن حاکمیت‌های ملی شده و قدرت اقتصادی سیاسی کشور ــ با محوریت ابزار مبادله (پول) ــ از حاکمیت سلب شده و در اختیار حاکمان کمپانی‌های فرا ملی این فناوری قرار خواهد گرفت. به این ترتیب، تأثیرگذاری بر ابزارهای پولی، و بخش عمده نوسانات بازار پول، که از اساسی‌ترین ابزارهای اقتصادی حاکمیتی به‌شمار می‌روند، به سیاست‌های این کمپانی‌ها بستگی خواهد داشت و همچنین در استفاده از این ارزها، یک چالش حاکمیت‌ها، شکل‌گیری بازار زیرزمینی پول و عدم امکان رصد و مالیت­ ستانی بر اساس تراکنش‌های مالی افراد است پس بیت کوین نمی تواند به ایران کمک کند تا تحریم های ایالات متحده را دور بزند.

مقدمه

در سال 2008 سیستم بانکداری جهانی به مرز ورشکستگی رسید و کشورهای مستقل به­ منظور نجات دادن اقتصاد جهانی مجبور به خریدن بانک­های ورشکسته و دادن وام­های بدون بهره و یا با بهره­ های نزدیک به صفر شدند. این پروسه حدود 6 سال طول کشید و راه­کارها بیشتر متمرکز بر سه مورد به شرح ذیل بودند:

  • دادن مشوق­های محدود از طریق صرف هزینه­ های زیربنایی نظیر قانون سرمایه­ گذاری مجدد و احیای آمریکا در سال 2009 .
  • حمایت از صنایع زیست پایدار و فعال در زمینه فناوری ارتباطات و اطلاعات برای ایجاد رشد مجازی جدید در اقتصاد دیجیتال که برخی از آن­ها وابسته به مورد اول بودند.
  • چاپ پول توسط بانک­های مرکزی هر کشور با نرخ بهره پایین. آمریکا و انگلستان در سال 2009 و ژاپن در سال 2012 در مقیاس وسیع و نهایتا اتحادیه اروپا به رغم مخالفت آلمان در اوایل سال 2015 این اقدام را عملی کردند(شونر و تیلور،1392).

واکنش­ها به نجات بانک­ها توسط دولت­ ها متفاوت بود. برخی در مخالفت با این سیاست اقدام به سرمایه­ گذاری در طلا و ملک نمودند که باعث افزایش نرخ آن­ها تا 350 درصد نسبت به قیمت آن در اواخر سال 2006 شد. برخی دیگر نیز عکس العمل­های شدیدتری داشتند نظیر ایسلند که تمام بانکهایش را ورشکسته اعلام کرد و ارزش پول خود را به شدت کاهش داد. سیاست­ های بعدی ایسلند موجب شد، تا جامعه در رکود شدیدی قرار گیرد. درسال 2015 حزب IPP[1] ایسلند، پیشنهاد به استفاده از ارزهای دیجیتال را که وابسته به کشورهای مستقل نیست داد. با توجه به این نکته ضروری است که در خلال سال­های رکود اقتصادی (بسیاری از کشورهای توسعه یافته پس از 6 سال به سطح درآمدی سال 2008 رسیدند به جز یونان و ایسلند) بخش مرفه جامعه حجم عظیمی از سرمایه خود را در بازار اپل، نت فلیکس و محصولات آمازون سرمایه­ گذاری کردند(حاجی­­­ آقامیری،1394).

در ژانویه 2011 شخصی بنام «راس اولبریکت» بازار آنلاین و از هر لحاظ منحصر بفرد به­ نام جاده ابریشم را راه­ اندازی کرد که تنها بر روی دارک­نت قابل دسترسی بود که خرید و فروش­های روی این سایت به­ خصوص در مورد کالاهایی که بر روی ebay وجود نداشت از طریق ارز رمزنگاری شده ­ای بنام بیت کوین انجام می­شد که به خریدارها اجازه می­داد ناشناس بمانند. اگرچه این وبسایت نهایتا بسته شد و صاحب آن نیز مجرم شناخته شد اما محبوبیتی که نصیب بیت­کوین شد باعث شد جامعه آن را به­ عنوان نشانه­ای قوی از ظهور اقتصاد دیجیتال بپذیرد. شخصیت­های مشهور شروع به سرمایه ­گذاری در بیت­ کوین کردند و شخصیت­های علمی شروع به نگارش مقالات در مورد این ارز کردند(ده باشی،1397).

در این مقاله به بررسی ارزهای دیجیتال و تاثیر آن در اقتصاد جهان و ایران خوایم پرداخت. در این راستا ابتدا مفاهیم اولیه مربوط به بیت­کوین بیان می­شود. سپس تاثیر این ارزها بر اقتصاد جهان و ارائه راه­کارهایی برای اقتصاد در رابطه با ارزهای دیجیتال می­پردازیم. نهایتا امکان دور زدن تحریم­های آمریکا با استفاده از بیت­کوین برای ایران مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

در عصر حاضر که اینترنت و دنیای دیجیتالی جزئی جدایی ناپذیر از زندگی ما شده­ اند، ارزهای دیجیتال نیز به سرعت جایگاه خود را پیدا کرده و به سرتیتر خبرهای روز اقتصادی بدل شده ­اند. بنابراین باید پذیرفت که انقلابی در حوزه ی تبادلات اقتصادی شکل گرفته است که باعث می­ شود ارزهای سنتی محکوم به تغییر باشند. در این مقاله  تاثیر بیت­ کوین بر اقتصاد جهان و ارائه راهکارهایی برای اقتصاد ایران در رابطه با آن جهت دور زدن تحریمای آمریکا خواهیم پرداخت. با توجه به محتویات این پژوهش در باب تاثیرات آن در برابر تحریم­های ایالات متحده باید دانست که اشکال اساسی در استفاده از این ارزها اینجاست که منجر به دور زدن حاکمیت‌های ملی شده و قدرت اقتصادی سیاسی کشور ــ با محوریت ابزار مبادله (پول) ــ از حاکمیت سلب شده و در اختیار حاکمان کمپانی‌های فرا ملی این فناوری قرار خواهد گرفت. به این ترتیب، تأثیرگذاری بر ابزارهای پولی، و بخش عمده نوسانات بازار پول، که از اساسی‌ترین ابزارهای اقتصادی حاکمیتی به‌شمار می‌روند، به سیاست‌های این کمپانی‌ها بستگی خواهد داشت و همچنین در استفاده از این ارزها، یک چالش حاکمیت‌ها، شکل‌گیری بازار زیرزمینی پول و عدم امکان رصد و مالیت­ ستانی بر اساس تراکنش‌های مالی افراد است پس بیت کوین نمی تواند به ایران کمک کند تا تحریم های ایالات متحده را دور بزند.

1- مبانی اصلی بیت­ کوین

2-1- بلوک بیت ­کوین

بلوک­ها اسناد کامپیوتری هستند که داده­ های متعلق به شبکه بیت­ کوین را به صورت دائمی در خود ثبت می­کنند. یک بلوک، تعدادی یا سوابق تراکنش­های شبکه بیت­ کوین در یک بازه زمانی که در بلوک­های قبلی وارد نشده است را ثبت می­کند، لذا یک بلوک مانند صفحه­ای از یک دفتر کل یا دفتر ثبت اسناد است. هر بار که یک بلوک کامل می­شود، ساخت بلوک بعدی در زنجیره بلوکی آغاز می­شود .هر بلوک ذره ­ای از بلوک­های قبلی و آدرس بلوک بعدی را در خود قرار می­دهد تا امکان دست­کاری بلوک­ها یا حذف یک بلوک وجود نداشته باشد. بنابراین یک بلوک، مخزن دائمی اسنادی است که یک بار ثبت شده­ اند و دیگر قابل تغییر یا حذف شدن نیست(میرزاخانی،1396).

می­توان بیت ­کوین را با تراکنش­های بانکی مقایسه کرد؛ زنجیره بلوکی مانند دفتر ثبت بانک است و یک بلوک ممکن است تنها یک تأیید تراکنش باشد که دستگاه خودپرداز بانک بعد از بهره ­برداری آن را چاپ می­کند و در واقع یک بلوک جزء کوچکی از زنجیره بلوکی است.یک مسئله ریاضی به هر یک از بلوک­ها پیوند زده شده است. استخراج گرانی[2] وجود دارند که به طور دائم در حال رقابت بر سر پردازش و ثبت تراکنش­های شبکه بیت­کوین هستند .آن­ها تلاش می­کنند که سریع­تر از بقیه، بلوک حال حاضر تکمیل کنند تا به ازای آن هم کارمزد معاملات را دریافت کنند و هم بیت­کوین از شبکه پاداش بگیرند. زمانی که استخراج­گر بلوکی را تکمیل کند، برنده به حساب می­آید و اقدام به حل مسئله می­کند. جواب مسئله بین گره­های استخراج به اشتراک گذاشته می­شود و سپس تأیید اعتبار می­شود. هر بار که یک استخراج­گر یک مسئله را حل کند، 12/5 بیت­ کوین جایزه دریافت می­کند(این پاداش هر 4سال نصف می­شود که در سال 2020 احتمالا به 25/6 کاهش یابد) و می­تواند آن را در چرخه بیت­کوین خرج کند .مسئله ریاضی به نحوی است که درجه سختی آن نسبت به زمان تعیین می­شود؛ یعی در نهایت مسئله حل می­شود ولی میزان محاسبات آن به صورتی تنظیم می­شود که با توجه به توان محاسباتی متوسط سخت­ افزار کامپیوترهای مورد استفاده توسط استخراج­گرها کمتر از مثلا 10 دقیقه طول نکشد. به بیانی دیگر سطح دشواری مسئله ریاضی که باید توسط استخراج­گر برنده در پایان تکمیل هر بلوک حل شود، نرخ تولید بیت­کوین جدید در شبکه را تنظیم می­کند؛ زیرا تا زمانی که مسئله حل نشده است، ساخت بلوک جدید در شبکه آغاز نمی­شود(میرزاخانی،1396).

2-2- زنجیره بلوکی

زنجیره بلوکی یک دفتر ثبت عمومی است که تمامی تراکنش­های بیت­کوین که تا به حال اجرا شده است را در خود دارد و همواره با اضافه شدن بلوک­های جدید در حال رشد است. بلوک­های جدید به صورت زنجیروار و بر اساس تاریخ به زنجیره بلوکی اضافه می­شوند. هر یک از گره­ها (کامپیوترهای استخراج­گران که به شبکه بیت­کوین متصل هستند و از برنامه کامپیوتری متن­ باز برای تأیید اعتبار و جریان انداختن تراکنش­ها استفاده می­کند) یک کپی از زنجیره بلوکی را به صورت خودکار بعد از پیوستن به شبکه بیت کوین دریافت می­کند. زنجیره بلوکی شامل اطلاعات کامل آدرس حساب­ها و محتویات آن­ها از زمان شروع تا حال حاضر است؛ یعنی می­توان فهمید که هر آدرس در شبکه بیت­کوین دارای چه مقدار بیت­کوین بوده و هست. همین مسئله باعث می­شود که بسیاری از طرفداران بیت­ کوین اذعان کنند که استفاده از بیت ­کوین برای کارهای غیرقانونی مثل پول­شویی یا قاچاق اسلحه بسیار دشوارتر از پول سنتی است، مگر اینکه گردانندگان اصلی بیت­کوین، روش­های خاصی برای این کار بکار گیرند(میرزاخانی،1396).

2-3- استخراج بیت ­کوین

استخراج بیت­ کوین فرآیندی است که در آن تراکنش­های تأیید شده و به دفتر ثبت عمومی به نام زنجیره بلوکی اضافه می­شوند و هم­چنین به واسطه این فرآیند، بیت­کوین جدید در شبکه منتشر می­شود. فرآیند تولید و توزیع بیت­کوین به بیت ­کوین ماینینگ معروف است و از نرم­افزارهای به اسم بیت ­کوین ماینر استفاده می­شود. هر بیت­کوین به ­جای این­که توسط بانک مرکزی ایجاد شود، توسط عده ­ای از استخراج­گران ایجاد می­شود که در یک شبکه غیرمتمرکز بر سر یافتن جواب یک مسئله یا در حقیقت یک Hash پیچیده باهم رقابت می­کنند. به سریع­ترین استخراج کننده یک جایزه که یک بیت­ کوین است تعلق می­گیرد( سیر تا پیاز “بلاک‌چین” و استخراج “بیت‌کوین”،1398).

2-4- کیف پول بیت­ کوین

کیف بیت­ کوین نرم­ افزاری است که بیت­کوین­ها در آن نگهداری می­شوند. از لحاظ فنی، بیت­ کوین در هیچ کجا نگهداری نمی­شود .بلکه رمزهای خصوصی هستند که برای آدرس هر یک از بیت­کوین­ها وجود دارند و در کیف بیت ­کوین فردی که صاحب حساب است، نگهداری می­شود. این کیف ارسال و دریافت بیت­ کوین را تسهیل داده و مالکیت حساب بیت­ کوین را برای کاربر نگه می­دارد. کیف بیت ­کوین به چهار صورت نرم ­افزار کامپیوتری، موبایل، تحت وب و به صورت سخت­ افزاری برای کاربران موجود است(سیر تا پیاز “بلاک‌چین” و استخراج “بیت‌کوین”،1398).

شایان ذکر است که در صورت گمشدن یا دزدیده شدن، امکان بازیابی اطلاعات وجود ندارد. بهتر است رمز ورود بسیار قوی برای کیف استفاده شود یا رمزهای خصوصی مربوط به بیت­ کوین­ها در مکانی امن به صورت دستی یادداشت شود.

1- مزایا و معایب استفاده از بیت­ کوین

3-1- مزایای استفاده از بیت­ کوین

  • آزادی پرداخت وجه: هر موقع از شبانه روز و در هر کجای جهان که باشید، ارسال و دریافت فوری هر مبلغ از بیت­ کوین امکان­پذیر است. هیچ روزی تعطیل نیست، هیچ حد و مرزی در کار نیست، هیچ محدودیتی اعمال نخواهد شد.بیت ­کوین به کاربرانش اجازه می­دهد بر پول خود کنترل کامل داشته باشند (سیدیۀ1395).
  • کارمزد های بسیار اندک: در حال حاضر پردازش پرداخت وجه با بیت­ کوین، بصورت بدون کارمزد و یا با کارمزدی بسیار اندک، انجام می­گیرد. کاربران می­ توانند برای پردازش سریع­تر تراکنش خود، کارمزد پرداخت نمایند که در نتیجه تأییدیۀ تراکنش را سریع­تر از شبکه دریافت خواهند کرد. علاوه بر این، پردازش­گرهای تجاری نیز هستند که سوداگران را در پردازش تراکنش­ها، تبدیل بیت­کوین­ها به یک ارز بدون پشتوانه و واریز مبالغ بطور مستقیم و روزانه به حساب بانکی آن­ها، یاری دهند. زیرا این تراکنش­ ها بر مبنای بیت­ کوین است، کارمزدهایی به مراتب کمتر از کارمزدهای شبکه کارت اعتباری یا پی­پال[3]، از آن­ها خواسته خواهد شد .
  • ریسک کمتر برای سوداگران: تراکنش ­های بیت­ کوین امن و برگشت­ ناپذیر بوده و حاوی اطلاعات شخصی و یا حساس مشتریان نیست. به همین دلیل از سوداگران در برابر ضررهای ناشی از کلاهبرداری یا پرداخت­های برگشتی جعلی محافظت می­کند و نیازی هم به پیروی از PCI نیست. سوداگران می­توانند به­ سادگی به بازارهای جدیدی قدم بگذارند که هیچ کارت اعتباری در آن در دسترس نباشد و یا نرخ کلاهبرداری به شکل غیرقابل قبولی بالا باشد. دستاوردهای خالص آن عبارتست از: کارمزد کمتر، بازارهای بزرگ­تر و هزینه­ های مدیریت کمتر .
  • امنیت و کنترل: کاربران بیت کوین بر تراکنش­های خود کنترل کامل دارند .غیرممکن است که بتوان معامله­ کننده گانرا مجبور کرد، مانند آنچه در روش­های دیگر پرداخت گاهی پیش می­ آید، مبالغی ناخواسته و یا از پیش اعلام نشده بپردازد. پرداخت­های بیت­کوینی بدون این­که اطلاعات شخصی کسی به تراکنش پیوست شده باشد، انجام می­گیرد. به این ترتیب محفاظت شدیدی در برابر سرقت هویت ایجاد شده است. کاربران بیت­کوینی هم­چنین می­توانند با تهیه­ ی پشتیبان و رمزگذاری، از پول­شان محافظت نمایند .
  • شفافیت و بی طرف بودن: تمامی اطلاعات در مورد تأمین پول بیت­ کوین به­ سادگی روی زنجیره­ ی بلاک در دسترس همه هست و می­توان آن­را بلافاصله آزمایش کرده و از آن­ها استفاده نمود. هیچ شخص یا سازمانی نمی­تواند پروتکل بیت­کوین را کنترل و یا دستکاری نماید چون این پروتکل با رمزنگاری، ایمن شده و هسته بیت­ کوین را از نظر شفافیت، بی­طرفی کامل و قابل پیش­بینی بودن کاملاً قابل اعتماد ساخته است(سیر تا پیاز “بلاک‌چین” و استخراج “بیت‌کوین”، 1398).

3-2- معایب استفاده از بیت­ کوین

مفهوم ارز مجازی در کل پیچیده و انتزاعی است و فهم اینکه چطور و چرا بیت­ کوین فعالیت می­کند، نیازمند سطح قابل قبولی از دانش فناوری اطلاعات است و این در حالی است پول سنتی برای تمام بشر قابل درک است.در ادامه برخی معایب بیت کوین مطرح می­گردد:

  • میزان پذیر: بسیاری از مردم هنوز در مورد بیت­ کوین آگاهی ندارند .همه روزه، کسب و کارهای بیشتری بیت­کوین­ها را می­ پذیرند، چرا که مزایای آن­را می­خواهند، اما این فهرست هنوز کوچک است و نیاز به رشد دارد تا بتوان از فایده ­های این شبکه بهره جست .
  • ناپایداری: ارزش کلی بیت­کوین­های در گردش و تعداد کسب و کارهایی که از بیت کوین استفاده می­کنند، در مقایسه با آنچه که باید باشد، هنوز کم است. بنابراین، رویدادها، معاملات و یا فعالیت­های تجاری نسبتاً کمی هستند که می­توانند بر بهای بیت­کوین اثری چشم­گیر داشته باشند. به لحاظ نظری این ناپایداری، در صورت رشد بازارها و تکنولوژی بیت­ کوین، کاهش خواهد یافت. پیش از این، جهان هرگز چنین ارز نو پدیدی را به خود ندیده بود، بنابراین تصور اینکه بیت­ کوین چگونه این راه را به پایان خواهد برد، دشوار (و هیجان برانگیز) است .
  • در حال توسعه بودن: نرم ­افزار بیت کوین هنوز نسخه ثابتی نیست و ویژگی­های ناقص بسیاری دارد که بطور فعال در دست توسعه است. ابزارها، ویژگی­ها و سرویس­های جدید در حال توسعه یافتن هستند تا بیت کوین را امن­تر و برای تودهی مردم دسترس پذیرتر بسازند .بیشتر کسب و کارهای بیت­کوینی نوپا بوده و هنوز تحت پوشش بیمه نیستند. بطور کلی، فرایند بلوغ بیت­ کوین هنوز در جریان است .
  • نوسان قیمت: از آن­جایی­که بیت­ کوین پشتوانه­ ای ندارد، قیمت بیت­ کوین شدیداً دارای نوسان است که این امر ارزیابی ارزش واقعی آن را دشوار کرده و ریسک ضرر سرمایه­گذاری در ارز مجازی را بالا می­برد.
  • گمنامی کاربران: گمنامی کاربران بیت­ کوین ممکن است منجر به استفاده بیت­ کوین در فعالیت­های غیرقانونی و نامشروع مثل فرار مالیاتی، صادرات اسلحه، قمار و دور زدن سیاست­های کنترل ارز شود؛ البته بیان شد که این سیستم دارای شفافیت بیشتری نسبت به پول سنتی است ولی با این حال در سال­های اخیر موارد بسیاری از استفاده غیر قانونی گزارش شده است (هر آنچه که باید درباره “بلاک‌چین” و استخراج “بیت‌کوین” بدانید،1398).
  • امنیت: این حقیقت که بیت­ کوین فقط به صورت الکترونیکی وجود دارد منجر به گم شدن و دزدیده شدن آسان آن می­شود.
  • خارج شدن ارز: بیت­ کوین برای دولت­ها مطلوبیت ندارد زیرا در بسیاری از موارد باعث خارج شدن ارز می­ شود(سیدی،1395).

1- مسئله قانونی بودن ارزهای دیجیتال و تنظیم مقررات

طبیعت غیر متمرکز بیت­کوین و سایر ارزهای رمزنگاری شده و عدم وجود عوامل شفاف و واضح و مرجع یا نهاد مرکزی برای نظارت بر این سیستم پرداختی شاید این ذهنیت را ایجاد کند که امکان اینکه مقرراتی برای این ارز تعیین گردد وجود ندارد و یا انجام این امر مطلوب نخواهد بود. با این حال کاربردهای گوناگون بیت­کوین و سایر ارزهای رمزنگاری شده تنظیم مقررات را در صورت گسترش یافتن نظام آن در جهان الزامی خواهد کرد. بحث بر سر این­که آیا بیت­کوین یک ارز است یا کالا یا اوراق بهادار و در نهایت قانونی بودن بیت­­­کوین هم­چنان داغ است و در آخرین جلسه [4]CFTC و [5]SEC آمریکا هم­چنان نظر قطعی در این خصوص اعلام نشد .به صورت کلی از لحاظ قانونی دو نوع ارز وجود دارد، پول رایج و ارز قانونی. پول رایج در واقع ارزی است که منعی جهت انجام پرداخت بواسطه آن وجود ندارد و ارز قانونی نیز پولی است که توسط دولت به عنوان روش پرداخت قانونی برای خرید کالا و خدمات شناخته می­شود. در بسیاری از کشورها پول رایج و ارز قانونی یکی هستند البته استثناء­هایی نیز وجود دارد. بطور مثال در برخی کشورها ارز محلی نیز تعریف شده است که به عنوان روش پرداخت قابل قبول در یک ناحیه تعریف شده است. مثلا در اکثر نقاط انگلیس اسکناس­­های بانک انگلیس به عنوان پول رایج لحاظ می­گردند اما در اسکاتلند و ایرلند شمالی اسکناس­هایی توسط چندین بانک چاپ می­شوند که به عنوان ارز قانونی در نظر گرفته می­شوند. هم­چنین در کشورهای با ارز محلی ضعیف ارزهای مرجع بین المللی نظیر دلار و یورو را به عنوان ارز قانونی نیز قبول می­کنند(آذرنیوار،1396).

4-1- رویکرد قانونگذاران آمریکا در موردبیت­کوین

در آمریکا تنها دلار به عنوان پول رایج شناخته می­شود. هم­چنین تنها ضراب­خانه و خزانه­ داری آمریکا مسئول ضرب سکه و چاپ پول هستند .بند31 قانون اساسی آمریکا تفاوتی بین ارز قانونی و پول رایج قائل نیست و آن­ها را یکسان در نظر می­گیرد. این موضوع توسط چندین اسناد رسمی تایید شده است که به وضوح نشان می­دهد تنها دلار آمریکا به عنوان ارز اصلی ایالات متحده شناخته می­شود. بر اساس قوانین پلیس فدرال ایجاد هر نوع سکه یا سیستم ارزی که بتواند با دلار آمریکا رقابت کند خلاف قانون می­باشد .طبق این قانون واضح است که ارزهای محلی که پتانسیل رقابت با دلار را داشته باشند غیرقانونی تلقی می­شوند(تاریخ دلار ایالات متحده[6]،2019).

اما سوال اینجاست که آیا بیت­کوین را می­توان ارز در نظر گرفت یا خیر؟ به­ نظر اجماع نهایی بر این موضوع که بیت­کوین به عنوان ارز تلقی شود و مشمول این قانون گردد وجود ندارد. به علاوه سال­هاست که سیستم­های پرداخت الکترونیک در آمریکا وجود دارد و تاکنون تلاشی برای ممنوع نمودن اینگونه سیستم ها توسط قانون انجام نشده است. به نظر طرفداران این ایده که بیت ­کوین در واقع یک ابزار سرمایه­گذاری کوتاه یا بلند مدت می ­باشد همانند اوراق بهادار، کالا یا املاک بیشتر هستند .بر اساس قانون ایالات متحده آقای یانگ دفاعیه قوی در باب قرارگرفتن بیت­ کوین در دسته­ بندی اوراق بهادار ارائه می­دهد بویژه که تعریف اوراق بهادار در قانون مربوطه سال 1933 و قانون بورس اوراق سال 1934 از گستردگی لازم جهت شامل شدن تمام قراردادهای سرمایه­ گذاری، اوراق قرضه و سایر موارد برخوردار است .دادگاه عالی آمریکا قرارداد سرمایه گذاری را با سه شرط ذیل تعریف می­کند:

  • سرمایه گذاری به صورت پول­(نقد)
  • سهامدار بودن در شرکت
  • سود بالقوه که تنها ناشی از کارکرد دیگران باشد

بر این اساس یانگ معتقد است که بیت­ کوین تمام این شرایط را دارا می­باشد بنابراین می­توان بیت­کوین را به عنوان کلاسی از اوراق بهادار در نظر گرفت مگر اینکه در آینده قانون تصحیح شود و یا تغییر کند. هم­چنین لحاظ کردن بیت­ کوین به عنوان کالایی مشابه فلزات گران­بها یا املاک با توجه به تعریف کالا در قانون بورس کالای سال 1936 که شامل لیست بلند بالایی از کالاهای مختلف است و در نهایت اتمام آن با جمله “و تمام کالاها و اشیاء دیگر” بسیار آسان می­باشد(باریکلا،1385).

4-2- رویکرد قانونگذاران اروپا در مورد بیت­ کوین

وضعیت در اروپا و انگلیس نسبت به ایالات متحده آمریکا ابهام کمتری دارد. اولاً، اقبال قانونی قابل توجهی برای ارزهای جایگزین نسبت به ارزهایی که توسط بانک­های مرکزی صادر می­شود وجود دارد .ارزهای قانونی ملی در انگلیس مانند بریستول پوند، پوند برکتون و پوند لوئیس نشان دادند که موقعیتشان به طور کلی فراموش شده است .این­گونه ارزها طرح­های پرداخت بسیار کوچکی بوده که در آن تعداد کمی از خرده ­فروشان اسکناس­هایی را که بیشتر همانند کوپن ووچر عمل می­کنند و معمولاً گردش سرمایه در آن­ها بسیار محدود است می­پذیرند. این در حالی است که بیت­کوین از گردش سرمایه به مراتب بالاتری برخوردار است و بنظر نشانی از سخت­گیری قانونی از طرف بانک­های مرکزی و مقامات قانون­گذار در حال حاضر وجود ندارد. دوماً اروپا در حال حاضر چهارچوب قانونی برای ارزهای الکترونیک تحت عنوان دستورالعمل مؤسسات پول­های الکترونیک EC/2009,110 را دارا می­باشد که می­تواند بیت­کوین را نیز شامل شود .این دستورالعمل شامل قوانینی برای انواع کیف پول الکترونیکی است که می­توان از آن­ها برای ذخیره کردن ارزش به صورت الکترونیک چه در کامپیوتر چه در موبایل یا بصورت آنلاین استفاده کرد(میرکی،1397).

4-3- رویکرد قانونگذاران ایران در مورد بیت­کوین

بیت کوین در ایران فعلا قانونی نیست اما استفاده از بیت­کوین در کشور جرم هم نیست. قوه قضاییه به عنوان عالی‌ترین نهاد قانونی کشور، پیگیری و نظارت بر اجرای قانون را بر عهده دارد. بنابر فرایند تایید قوانین و مصوبات در مجلس، قوه‌ قضاییه معمولا پس از اجرای یک قانون، بر اجرای آن نظارت می‌کند. طبق ماده ۲ قانون مجازات عمومی، «هر فعل یا ترک فعل که مطابق قانون قابل مجازات یا مستلزم اقدامات تامینی یا تربیتی باشد جرم محسوب است و هیچ امری را نمی توان جرم دانست مگر آنکه به موجب قانون برای آن مجازات یا اقدامات تامینی یا تربیتی تعیین شده باشد جرم محسوب می شود.» بنابراین به دلیل عدم وجود مجازات برای خرید و فروش ارزهای دیجیتال یا نگهداری بیت کوین نمی‌توان این عمل را جرم دانست(بیت کوین در ایران قانونی است؟، 1398).

بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تاکید دارد که گسترش استفاده از رمز ارزها تأثیرات بالقوهای بر سیاستهای پولی و ارزی کشور خواهد داشت و همراه ایجاد فرصت­های جدید، تهدیدهایی را متوجه عموم مردم و سازمانهای استفاده ­کننده از آن خواهد نمود. لذا بانک مرکزی ج.ا.ایران به منظور ممانعت از بروز صدمات، حمایت از حقوق مصرف­کنندگان و تسهیل کسب و کار در این حوزه، چارچوب اولیه مقررات مرتبط با رمزارزها را که به تصویب شورای پول و اعتبار رسیده است در بهمن 1397 اعلام نموده است(الزامات و ضوابط حوزه رمز و رازها، بهمن ماه هزار و سیصد و نود و هفت).

1-تاثیر بیت­کوین در اقتصاد ایران

رشد ارزش بیت­کوین در بازار جهانی و افزایش استفاده از آن در مبادلات باعث شد تا دولت ایران هم به این بازار توجه ویژه نشان دهد .اگرچه هنوز بازار بیت­کوین در ایران غیر قانونی است ولی مقامات اقتصادی ایران دستور مطالعات زیربنایی و اولیه برای قانونی کردن استفاده از بیت­کوین­ها در اقتصاد را صادر کرده ­اند تا با داشتن اطلاعات دقیق بیت­ کوین را وارد اقتصاد کشور کنند. حال دو سوال مهم وجود دارد که پاسخ آنها می­تواند هم سرمایه­ گذاران و هم فعالان اقتصادی را در مورد تصمیم­گیری­ های خود مطمئن­تر کند(اثرات بیت‌کوین بر اقتصاد ایران چیست؟،1396).

اولین سوال این است که چرا ایران تصمیم به استفاده از بیت­ کوین گرفته است؟

در پاسخ به سوال اول مسایل مختلفی مطرح می­شود .وال ­استریت­ ژورنال بر این باور است که ایران درصدد جایگزین کردن ارزهای مجازی به جای دلار است.کاهش وابستگی اقتصاد ایران به دلار یکی از اهدافی است که در سال­های اخیر مطرح شده است. روسیه و چین هم در تلاش برای کاهش وابستگی اقتصادی خود به دلار و کاهش سهم این ارز در اقتصاد خود هستند زیرا می­دانند حذف دلار از سبد ذخیره ارزی دو اقتصاد بزرگ و مطرحی مانند روسیه و چین می­تواند فشار اقتصادی زیادی را به آمریکا وارد کند. ایران هم در این مسیر با کشورهای روسیه و چین همراه است و انتظار می­رود بیت­کوین­ها را به عنوان جایگزینی برای دلار در مبادلات نفتی استفاده کند (اثرات بیت‌کوین بر اقتصاد ایران چیست؟،1396).

اما این نظریه با انتقادهایی هم همراه است. «سال استاین »یکی از فعالان بازار ارزهای مجازی به فاین نشال تایمز گفت: در سال­های اخیر بازار ارزهای مجازی در دنیا با سرعت زیادی رشد کرده است .این بازار در تمامی کشورها وجود دارد و ایران هم در صدد است تا با دنیا در این مسیر همراه شود. بنابراین نمی­توان از تلاش ایران برای استفاده از ارزهای مجازی به عنوان راهکاری برای دور زدن بازار دلار نام برد و آن را تهدیدی برای اقتصاد آمریکا دانست(خطر ​ارزهای دیجیتال برای سیستم‌های مالی سنتی،1398).

سوال دوم این است که سهم بازار بیت کوین در اقتصاد ایران چقدر است و این بازار تا چه اندازه قدرت نفوذ در اقتصاد ایران را دارد؟

هم اکنون ارزهای مجازی در ایران رواج زیادی ندارد و سهم این بازار در اقتصاد ایران بسیار کم است. البته بازار ارزهای مجازی ایرانی و ارزهای مجازی استرالیایی نسبت به دیگر ارزهای مجازی گرم­ است ولی هنوز هم سهم قابل توجهی در اقتصاد ندارند .یک دلیل مهم، غیر مجاز بودن این ارزها در ایران است و دلیل دیگر مشخص نبودن نظام مالیاتی مرتبط با معامله یا نگهداری ارزهای مجازی است.

از طرف دیگر دسترسی ایرانیان به بازارهای فروش بین ­المللی ارزهای مجازی بسیار کم است و همین مساله باعث محدودیت سهم بیت­کوین و دیگر ارزهای مجازی در ایران شده است. یک دلیل این محدودیت هم عدم اتصال شبکه بانکی ایران به نظام مالی دنیا و عدم امکان پرداخت در بازارهای بین­ المللی است.

در میان فعالان اقتصادی ایرانی هم هنوز استفاده از بیت­ کوین رواج زیادی ندارد .ولی بدون شک به دلیل محدودیت­های بازار دلار، بعد از قانونی شدن بیت­کوین در کشور و تنظیم نظام قانونی و مالیاتی مناسب، می­توان انتظار داشت که سهم آن در اقتصاد با سرعت زیادی رشد کند(خطر ​ارزهای دیجیتال برای سیستم‌های مالی سنتی،1398).

1-امکان دور زدن تحریم­های آمریکا توسط بیت­کوین

اقتصاد ایران تحت تاثیر تحریم‌های بانکی که روابط ایران با کمپانی‌های خارجی را مختل کرده قرار گرفته است. اما تبادلات پولی با بیت‌کوین می‌تواند به ایرانی‌ها اجازه دهد پرداخت‌های بین المللی خود را با دور زدن تحریم‌های بانکی آمریکا تسهیل کنند(نیویورک‌تایمز بررسی کرد:کمک بیت کوین به ایران در دوران تحریم،1397).

در گذشته، تهدید تحریم‌های آمریکا کافی بود تا بیشتر تجارت‌ها در ایران را زمین­گیر کند، اما روش‌های پرداختی با بیت‌کوین می‌تواند این شرایط را تغییر دهد. در حالی که آمریکا قادر است بیشتر کمپانی‌ها را زیر نظر بگیرد، اما کمپانی‌های کوچک و متوسط هم­چنان می‌توانند با بهره‌گیری از بیت‌کوین یا دیگر ارز‌های دیجیتالی تجارت خود را تحت رادار نظارتی آمریکا با ایران ادامه دهند. وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز از این تهدید به خوبی آگاه است و سعی کرده بیت­کوین و دیگر ارز‌ها را نیز تحت کنترل داشته باشد. در هفته‌های اخیر وزارت خزانه‌داری آمریکا در واکنش به یک پرونده نفوذ اینترنتی ایران، دو حساب ایرانی و بیت‌کوینی را که به کیف پول معروف است مسدود کرد. این حساب‌ها برای مبادله ارز به کار می‌رفت( نیویورک‌تایمز بررسی کرد:کمک بیت کوین به ایران در دوران تحریم،1397).

وزارت خزانه‌داری هم­چنین تهدید کرده که فضای بازار دیجیتال که در آن بیت‌کوین خرید و فروش می‌شود و کمپانی‌هایی که کامپیوتر‌هایی برای پروسس تراکنش‌های بیت کوین را در اختیار می‌گذارند حق ندارند به ایرانی‌ها خدمات ارائه کنند. بسیاری از سایت‌های شناخته شده تجاری خریداران و فروشندگان ایرانی را بلاک کرده‌اند. برخی اموال متعلق به ایرانی‌ها را مصادره کرده‌اند. وزارت خزانه‌داری آمریکا در بیانیه‌ای اعلام کرده بود که این وزارتخانه قویا هر گونه تلاش ایران برای بهره‌برداری از ارز‌های دیجیتال را پیگیری خواهد کرد.

اما ارز رمز‌ها به واسطه ماهیتی که دارند قابل کنترل نیستند. در بهترین حالت می‌توان قوانینی برای آن‌ها وضع کرد. با بیت­کوین و دیگر ارز رمز‌ها به راحتی می‌توان تحریم‌های بانکی را که به اقتصاد ایران ضربه زده دور زد(خزانه‌داری آمریکا علیه تجارت با ایران هشدار داد،1397).

تراکنش‌های بیت­کوین در دیتابیس‌های دیجیتالی تحت عنوان بلاک چین ثبت می‌شود و عملا توسط بسیاری کامپیوتر مستقل پیشتیانی می‌شود. این سیستم طراحی شده تا صراحتا بانک‌های مرکزی و موسسات بزرگ مالی را دور بزند. مانند ایمیل‌هایی که بدون استفاده از خدمات یک پست مرکزی مخابره می‌شوند، شبکه کامپیوتر داده‌های بیت کوین را نگهداری و انتقال پول بدون عبور از یک جایگاه مرکزی ممکن می‌سازد. دولت ایران کم کم توانایی دور زدن تحریم‌ها توسط بیت کوین را شناسایی کرده است. با وجود شکست ارز مرز ملی پترو در ونزوئلا، بانک مرکزی ایران اخیرا از ایجاد چیزی شبیه به پترو که قرار است ارزرمز ریال نام بگیرد خبر داده است (خزانه‌داری آمریکا علیه تجارت با ایران هشدار داد،1397).

هم­چنین تمایل ایران به سمت بیت­کوین در مقایسه با اتفاقی که در گرجستان افتاد و هزاران نفر اقدام به خرید ارز مرز کردند بسیار ناچیز است. آنچه بیشترین هزینه را برای استخراج کنندگان بیت کوین در جهان به دنبال دارد، هزینه‌های سرسام آور برق برای تامین برق لازم برای کامپیوترهایی­­ست که شبانه روز باید محاسبات ریاضی انجام دهند.

نیویورک تایمز در این گزارش تاکید می‌کند آنچه ایران را به جای جذابی برای استخراج کنندگان بیت­کوین تبدیل می‌کند هزینه‌های پایین برق به دلیل سوبسید‌های دولتی است. هزینه هر کیلووات بر ساعت مصرف برق در ایران ۰.۶ سنت است که در مقایسه با ۱۲ سنت برای هر کیلووات بر ساعت در آمریکا و ۳۵ سنت در آلمان هزینه بسیار پایینی است. در ماه‌های اخیر بسیاری از سرمایه‌گذاران خارجی از اروپا، روسیه و آسیا برای انجام عملیات استخراج بیت کوین راهی ایران و کشور‌های دیگری نظیر گرجستان شده اند (خزانه‌داری آمریکا علیه تجارت با ایران هشدار داد،1397).

برخی شرکت‌های بزرگ در ایران نیز شروع به پرداخت با بیت­کوین و دور زدن تحریم‌های آمریکا کرده‌اند. شرکای آسیایی و اروپایی این شرکت‌ها نیز همکاری می‌کنند چرا که دولتهایشان با تصمیم آمریکا برای خروج از برجام مخالف است.

در پایان به بررسی دلیل که ارزهای دیجیتال می­توانند اقتصاد ایران را تغییر دهند می­پردازیم.

6-1 –مقاوم در برابر تورم

مشکل ارز سنتی این است که بانک­های مرکزی می­توانند هر چقدر که دوست دارند پول چاپ کنند و درصورت بحران اقتصادی پول­های جدیدی چاپ می­کنند و آن را به بازار تزریق می­کنند که این باعث تورم می­شود .تورم به سختی قابل کنترل است و ممکن است کاهش قدرت خرید مردم را به دنبال داشته باشد.

بیت­کوین و دیگر ارزهای دیجیتال طوری طراحی شده­ اند که تنها تعداد مشخصی استخراج خواهند شد. یعنی، پس از رسیدن به این تعداد، تعداد آن­ها افزایش نخواهد یافت و بنابراین، تورم نمی­تواند ارزش ارزهای دیجیتال را دست­خوش تغییر نماید و از ارزش آن­ها بکاهد(آذرنیوار،1396).

6-2- شکستن مرزهای تحریم

بین المللی بودن بیت­ کوین باعث می­شود که هر کس در هر جای دنیا بتواند تراکنش­های خود را انجام دهد. امروزه بیشتر سایت­های خرید آنلاین از پی­پال یا ویزا کارت برای خرید استفاده می­کنند. اما از آن­جایی که این قابلیت­ها در ایران و چند کشور تحریم شده قابل استفاده نیست یا برای استفاده نیاز به واسطه است، بیت­کوین می­تواند جایگزین شود و مردم سراسر دنیا بدون هیچ گونه مشکلی از دنیای اینترنت نهایت استفاده را بکنند.(آذرنیوار،1396).

6-3- غیر متمرکز بودن

شاید جالب­ترین بخش ارزهای دیجیتال این است که ۸۰ درصد آن­ها غیرمتمرکز هستند. تقریبا غیر ممکن است بیت­کوین یا اتریوم را متوقف کنید .چرا این مورد مهم است؟ چون در گذشته هر پولی که ایجاد می­شد، یک سازمان مرکزی داشت که آن را کنترل می­کرد و چون یک سازمان مرکزی در پشت ارز وجود داشت، امکان داشت که با تصمیمات آن سازمان پول ساخته شده متوقف شود. شرکت E-Gold در حال ایجاد یک ارز بود اما دولت آن را متوقف کرد. حتی پی­پال نیز به نوعی یک ارز است اما پی­پال هم مجبور است زیر نظر دولت فعالیت کند. بیت­کوین کاملا متفاوت هست. این ارزها را می­توان بر روی هر رایانه­ ای ذخیره کرد و هر کسی می­تواند پایگاه داده بلاک­چینی بیت­کوین را تغییر دهد .هیچ سرور مرکزی وجود ندارد که بیت­کوین را اجرا کند .اگر یک سرور را متوقف کنید، همیشه یک سرور دیگر وجود دارد .مثل این است که اگر یکی از شرکت­ها را متوقف کنید، یک شرکت دیگر وجود دارد .تا زمانی که هارد و اینترنت و برق وجود داشته باشد بیت کوین هم وجود دارد (آذرنیوار،1396).

حتی اگر دولت­ها ارز دیجیتال را غیرقانونی کنند، باز هم می­شود از آن استفاده کرد. درست همانطور دانلود موزیک­های کپی رایت­دار غیرقانونی است اما کسی نمی­تواند جلوی آن را بگیرد. ارزهای دیجیتال یک پایه­ گذار برای رسیدن به آرزوی همیشگی بشر این­که انسان­ها بتوانند هر طور که می­خواهند زندگی کنند هستند. اگر قوانین دائمی در مسیر تکامل زندگی­ های آینده قرار گیرند، مردم احتمالا مانند امروز صبور نخواهند بود. درست همان­طور که زمانی قانونی برای داشتن بردگان بود اما وقتی مردم آگاه شدند این قانون را به نوعی حذف کردند. پس وقتی که مردم آگاه شوند که می­توانند ثروت خود را بدون اینکه دولت نظارت کند یا دخالتی داشته باشد، در این ارزها ذخیره کنند، قطعا به آن ملحق می­شوند چه قانونی باشد و چه غیر قانونی.

6-4- تراکنش تقریبا رایگان

اگر برای انجام تراکنش عجله نداشته باشید می­ توانید تراکنش­ها را رایگان انجام دهید .اگر می­ خواهید تراکنش خود را در مدت 10 دقیقه انجام دهید کارمزد آن خیلی کم است مانند 01/0 سنت. حتی شما اگر 1000000 دلار ارسال کنید، کارمزد آن کمتر از 10دلار خواهد بود. این یک کارمزد کاملا عادلانه برای انتقال این مقدار پول است. هیچ چیز نمی­ تواند ارزان­تر از ارزهای دیجیتال تراکنش­های شما را انجام دهد.

6-5- بین­ المللی بودن

برای مثال بیت­ کوین در همه جای جهان بیت­کوین است، مهم نیست که کجا هستید .وقتی شما در کشور دیگری باشید ارزش بیت­کوین در کشور هم مانند هم است .بیت­کوین محدود به جغرافیای خاصی نیست. مهم نیست که شما کجا هستید اگر برق، موبایل و یا کامپیوتر متصل به اینترنت دارید، بیت­کوین آماده خدمت به شماست .این مورد برای بقیه ارزهای مبتنی بر بلاک چین هم صدق می­کند.

6-6- امنیت

ارزهای دیجیتال مبتنی بر بلاک­چین هرگز هک نشده­اند و هک نخواهد شد .هم­چنین تا به حال کسی از این­که تراکنشی نادرست بوده است شکایتی نداشته است .ممکن است کامپیوترهایی که این ارزها در آن قرار دارد به دلیل امنیت پایین هک شود و ارزها به سرقت بروند، اما اینکه بشود خود ارز را هک کرد غیرممکن است چون هک بلاک­چین به دلیل اینکه از سراسر جهان کامپیوتر­ها به آن متصل هستند غیرممکن است. هم­چنین رمزنگاری پیشرفته بیت­کوین باعث می­شود که تراکنش­ها با بهترین حریم خصوصی ممکن انجام شوند (آذرنیوار،1396).

6-7- حریم خصوصی

حتما تا به حال برایتان پیش آمده است که برای ساخت یک حساب بانکی مدارک تحویل داده ­اید و یا چند فرم پر کرده ­اید .در ارزهای دیجیتال بلاک­چینی اما همه این ها حذف می شوند .برای انجام تراکنش در ارزهای دیجیتال نیاز به ثبت نام، ارسال مدارک و یا حتی ارائه نام و نام خانوادگی هم ندارید فقط کافی است که آدرس کیف پول خود را داشته باشید.

6-8- خرید آسان

چندین فروشگاه بزرگ اینترنتی در جهان و چندین سایت مختلف امکان خرید آنلاین با بیت­کوین را فراهم کرده­ اند و شما می­توانید سریع­تر از آن­چه که فکرش را بکنید خریدهای آنلاین خود را انجام دهید .اما این فقط مختص به خریدهای آنلاین نمی­شود. امروزه چندین فروشگاه و رستوران در ژاپن و کشورهای توسعه یافته وجود دارد که شما با استفاده از بیت­کوین می­توانید مبلغ سفارشات خود را پرداخت کنید.

6-9-ایجاد مشاغل و تجارت­های مدرن

با اینکه تکنولوژی ارزهای دیجیتال بسیاری از مشاغل را حذف می­کند، اما باعث ایجاد کسب و کارهای جدیدی می­شود که با ارزهای دیجیتال خدماتی را ارائه می­دهند. برای مثال می­توان سرویس­های ارائه کیف پول، زبان­های برنامه­ نویسی جدید، تجارت خانه ­ها و صرافی­ها، سیستم­ های خرید بلیط، سیستم­ های پرداخت خودکار و … را نام برد.

6-10- امکان ریشه کن کردن فقر در جامعه

وقتی پول مردم تحت نظارت متمرکز نباشد، پس مردم اختیارات بیشتری را خواهند داشت. مانند یک چاقو که می­تواند کشنده باشد و یا نجات­ دهنده، این اختیارات هم جنبه­ های مثبت و منفی دارد .اما با آگاه شدن تدریجی مردم، جنبه­ های مثبت آن قطعا بیشتر خواهد بود .بنابراین این ارزهای دیجیتال نیستند که مجبورند با سازمان­های مرکزی سازگار شوند، بلکه این سازمان­ها هستند که باید خودشان را با ارزهای دیجیتال هماهنگ کنند.

نتیجه ­گیری

با توجه به آنچه در این پژوهش آمد، آینده‌ نقدینگی‌های دیجیتال به متغیرهای زیادی وابسته است، اما مهم‌ترین متغیر نحوه‌ واکنش دولت‌های ملی به این نقدینگی‌های جایگزین است و واکنش آن‌ها برای مهار آن‌ها قطعی خواهد بود؛ مگر این‌که افسار آن‌ها اساسا در اختیار دولت‌هایی مثل آمریکا باشد که به دلیل ناشناس ماندن دارندگان و معامله‌گران بیت‌کوین، این واقعیت عیان نیست.

آخرین سیاست بیان شده از سوی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در قبال بیت­کوین، اعلام این نظر بود که طبق مصوب شورای پول شویی در نیمه دوم سال 96  رمزـ ارزها ممنوع هستند اما دولت مصوب دیگری را در این خصوص در حال بررسی دارد که ابلاغ خواهد شد.« رئیس کل بانک مرکزی هم با اشاره به روند قانونی کردن استخراج ارزهای دیجیتالی در دولت تاکید کرد: این کار باید بر مبنای هزینه برق صادراتی باشد و مهمتر از آن این که افراد تعهد داشته باشد ارز خود را به چرخه اقتصادی کشور وارد کنند». باتوجه به هدایت بخشی از سرمایه ایرانی‌ها به سمت بازار ارزهای دیجیتال به‌ویژه بیت‌کوین، باید جمهوری اسلامی ایران نیز هرچه سریع‌تر موضع خود را در مقابل این نقدینگی‌های رمزپایه و همچنین تصمیم احتمالی برای تولید ارز دیجیتال بومی خود را روشن کند.

با توجه به محتویات این پژوهش در باب تاثیرات آن در برابر تحریم­های ایالات متحده باید دانست که اشکال اساسی در استفاده از این ارزها اینجاست که منجر به دور زدن حاکمیت‌های ملی شده و قدرت اقتصادی سیاسی کشور ــ با محوریت ابزار مبادله (پول) ــ از حاکمیت سلب شده و در اختیار حاکمان کمپانی‌های فراملی این فناوری قرار خواهد گرفت. به این ترتیب، تأثیرگذاری بر ابزارهای پولی، و بخش عمده نوسانات بازار پول، که از اساسی‌ترین ابزارهای اقتصادی حاکمیتی به‌شمار می‌روند، به سیاست‌های این کمپانی‌ها بستگی خواهد داشت و همچنین در استفاده از این ارزها، یک چالش حاکمیت‌ها، شکل‌گیری بازار زیرزمینی پول و عدم امکان رصد و مالیت ­ستانی بر اساس تراکنش‌های مالی افراد است پس بیت کوین نمی تواند به ایران کمک کند تا تحریم های ایالات متحده را دور بزند.

منابع

  • آذرنیوار، محمد(1396).­ ۱۰ دلیل برای اینکه ارزهای دیجیتال اقتصاد ایران را متحول خواهند کرد. سایت «ارز دیجیتال» https://arzdigital.com/10-ways-digital-currencies-will-change-the-iran/
  • الزامات و ضوابط حوزه رمز ارزها (بهمن هزاروسیصد ونود و هفت). بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، معاونت فناوریهای نوین اداره نظامهای پرداخت.
  • باریکلو،­ علی­رضا(1385). ماهیت سهم و بازخرید آن توسط شرکت صادرکننده. پژوهشنامه حقوق و علوم سیاسی، سال اول، شماره اول، تابستان 85.
  • میرزاخانی، رضا(1396). بیت کوین و ماهیت مالی فقهی – پول مجازی. سازمان بورس و اوراق بهادار
  • مرکز پژوهش، توسعه و مطالعات اسلامی. گروه بازارها و ابزارهای مالی.
  • حاجی­­آقامیری(1394). تحول در اتاق فرصتها و تهدیدها. نشریه آینده­ پژوهانه آینده نگر. سال چهارم . شماره سی­ و هشتم.
  • خزانه‌ داری آمریکا علیه تجارت با ایران هشدار داد(1397).ر.ک به سایت «اقتصاد آنلاین». https://www.eghtesadonline.com.
  • خطر ​ارزهای دیجیتال برای سیستم‌ های مالی سنتی(1398). روزنامه دنیای اقتصاد. شماره بیست­و دو تیر ماه.
  • سیر تا پیاز “بلاک‌چین” و استخراج “بیت‌کوین”(1398). روزنامه دنیای اقتصاد. شماره چهارشنبه 28 تیرماه.
  • شونر، ­هیدی ماندانیس و تیلور، مایکل(1392). ترجمه: حمید قنبری. مروری بر ادبیات نظری ورشکستگی بانکها. فصلنامه تاز­ه­های اقتصاد تابستان و پاییز، شماره 140.
  • میرکی، میلاد(1397). بررسی ارزهای رمزگذاری‌شده در بستر بلاک‌چین و رویکرد کشورهای مختلف در خصوص چهارچوب‌های نظارتی. سایت­«ارز دیجیتالی» https://arzdigital.com/evaluation-crypto-blockchain-approach-different-countries-regarding-regulatory-frameworks
  • سیدی، عباس(1395).­ بیتکوین­ چیست­؟ https://profile.ir/seyedabbasseyedi/posts/d6MiLP6e78.
  • نیویورک‌ تایمز بررسی کرد: کمک بیت کوین به ایران در دوران تحریم(1397). روزنامه دنیای اقتصاد. شماره دوازده بهمن.
  • هر­آنچه­ که­ باید ­درباره­ “بلاک‌چین”­ و­ استخراج­ “بیت‌کوین”­ بدانید (1398). خبرگزاری­ایسنا. https://www.isna.ir/news/98041607860

History of the United States dollar(2019). https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=History_of_the_United_States_dollar&oldid=705102614

[1] .Icelandic Pirate Party

[2]. Miner

[3]. paypal

[4] .Commodity Futures Trading Commission

[5]. Securities and Exchange Commission

[6] . History of the United States dollar

مدیریت کسب و کار

MBA چیست؟

مدیریت کسب و کار معادل عبارت Business Administration یا Business Management است که در ادبیات رایج مدیریت و تئوری سازمان به مدیریت بازرگانی ترجمه شده است. به طور  کلی، عرصه مفهوم پردازی در علم و هنر مدیریت به دو حوزه عمومی و خصوصی تقسیم شده است. در بخش عمومی، رشته های تخصصی نظیر مدیریت دولتی (با چندین گرایش در سطوح گوناگون تحصیلی مانند مدیریت تحول، سیستم ها و روش ها و …) مدیریت شهری و موارد مشابه  مورد تدریس و پژوهش هستند.

بازار کار کارشناسان ارشد مدیریت کسب و کار (MBA) چگونه است؟

برخورداری از توانمندی و دانش مدیریت در هر سازمانی از عوامل مهم موفقیت محسوب می‌شود. از این رو دانش‌آموختگان رشته مدیریت کسب و کار می‌توانند در اغلب سازمان‌ها مشغول به کار شوند. کاربرد وسیع دانش مدیریت، رویکرد کاربردی این رشته (در مقایسه با سایر رشته‌های مدیریت)، تنوع فعالیت‌ها در این رشته (مشاوره مدیریت، اداره سازمان‌ها یا بخش‌هایی از آن، کارآفرینی، فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی)، جوان بودن رشته در کشور باعث شده تا این رشته بازار کار گسترده و سطح درآمد بالایی را برای دانش‌آموختگان به همراه داشته باشد. البته در این رشته توانمندی‌های فردی، علاقه و معلومات گسترده و مطالعات جانبی نقش بسیار مهمی در موفقیت دانش‌آموختگان دارد. همین امر باعث می‌گردد تا سطح در آمد و میزان ارتقاء شغلی دانش‌آموختگان بسیار متفاوت باشد.

خلاقیت در مدیریت کسب و کار

طبق تعریف، خلاقیت یعنی توانایی تولید ایده ها و راه حل های متعدد، جدید و مناسب برای حل مسائل و مشکلات. خلاقیت شامل تولید چیزی است که هم اصیل و هم ارزشمند باشد و نشأت گرفته از فرایندهای خودآگاه و ناخودآگاه انسان می باشد.
خلاقیت به عنوان جوهره کارآفرینی و یکی از عوامل کلیدی و رمز پیشرفت و حتی بقای سازمان های نوین است. پیتر دراکر معتقد است خلاقیت و کارآفرینی چنان لازم و ملزوم یکدیگرند که می توان گفت کارآفرینی بدون خلاقیت و نوآوری حاصلی ندارد. مفهوم خلاقیت به عنوان نیرویی پویا در مطالعات روانشناسی، جامعه شناسی و نظریه پردازان فرهنگی و هنری مطرح است.
خلاقیت یکی از صفات مشخص و و بارز کارآفرینان است که با نوآوری عجین شده ،رهیافت مختلفی را به همراه می آورد. زمانیکه ذهن فرد خلاق از اطلاعات خام انباشته شد، به طور غیر محسوس شروع به کار می کند و پس از تجزیه و تحلیل و ترکیب اطلاعات به روشی تازه دست می یابد.
افراد خلاق خیال پرداز هستند و رویاهای خود را بهتر به خاطر می آورند. آنها شیفته تازگی هستند و به دنبال تحریک ذهنی و نه محرک های قوی و مخاطره آمیز جهان واقعی هستند. هوش بالا، سیالیت فکری، انعطاف پذیری ادراکی، ابتکار، استقلال رأی، اعتماد به نفس، ریسک پذیری، تمرکز ذهنی و تمایل به موفقیت از مهم ترین ویژگی های شخصیتی افراد خلاق است.

نوآوری در مدیریت کسب و کار

نوآوری، کاربردی کردن ایده های نوین ناشی از خلاقیت است. در واقع به پیاده سازی ایده های حاصل از خلاقیت که به صورت یک محصول یا خدمت جدید ارائه شود، نوآوری می گویند.
نوآوری در سازمان های کارآفرین به صورت رویکردی بسیار با اهمیت دنبال می شود. در گذشته تولید بیشتر و بازدهی بالاتر عامل کلیدی موفقیت در کسب و کار بود. اما امروزه کلید موفقیت در نوآوری است. کارآفرینی شامل خلاقیت، نوآوری و مخاطره پذیری است.
همه سازمانها برای بقا نیازمند اندیشه های نو و نظرات بدیع و تازه اند. خلاقیت و نوآوری چنان به هم درآمیخته اند که ارائه تعریف مستقلی از هرکدام دشوار است. خلاقیت، پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است درحالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است.
برای آنکه ایده جدیدی خلق شده و توسعه یابد، باید نیروهای پیش برنده بر نیروهای بازدارنده غلبه کنند و شرایط به گونه ای باشد که نیروهای پیش برنده ما را به سوی نظر و شیوه جدید رهنمون گردد. در زمینه فنون و تکنیک های خلاقیت و نوآوری شیوه های متنوعی مانند تحرک مغزی، ارتباط اجباری، تجزیه و تحلیل مورفولوژیک (ریخت شناسانه)، گردش تخیلی، سوالات ایده برانگیز تفکر موازی مدنظر بوده که عمده این روشها در راستای رفع انسدادهای ادراکی و پرورش نوآوری نقش تسهیل کنندگی دارند.
طبق آخرین دستاوردهای علمی، عوامل موثر درخلاقیت و نوآوری به چهار دسته تقسیم شده، این عوامل عبارتند از: به کارگیری وجذب نیروهای خلاق و نوآور به سازمان، امکانات مناسب تحقیقاتی ومالی برای کوشش های نوآورانه، آزادی عمل کافی در انجام فعالیتها و تلاشهای خلاق همچنین به کارگیری نتایج حاصل ازفعالیت های خلاق و دادن پاداش مناسب به افراد خلاق.

قانون کسب و کار

قانون کسب و کار، یک قاعده برای یک کسب و کار، شرکت و یا یک تعاونی است. قانون کسب و کار، قانونی است که برخی از جنبه های کسب و کار را تعریف و یا محدود کرده و همیشه به حل درست یا نادرست برخی از مسائل در این حوزه ها می انجامد. قوانین کسب و کار برای اثبات ساختار کسب و کار و یا برای کنترل یا تحت تاثیر قرار دادن رفتار کسب و کار در نظر گرفته می شود. قوانین کسب و کار عملیات ها، تعاریف و محدودیت هایی را که در یک سازمان اعمال می شود را توضیح می دهد. قوانین کسب و کار می تواند در مورد افراد، فرآیندها، رفتار سازمانی و سیستم های محاسباتی در سازمان اعمال شود و برای کمک به سازمان در دستیابی به اهداف خود در جای خود مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال یک قانون کسب و کار ممکن است اینگونه تصریح کند که نیازی به بررسی اعتبار در مورد مشتریان خاص نیست. نمونه های دیگر از قوانین کسب و کار عبارتند از: نیاز به یک عامل اجاره برای نپذیرفتن یک مستاجر اجاره ای در صورت پایین بودن رتبه بندی اعتباری آن و یا نیاز به عوامل شرکت برای استفاده از تعدادی از تامین کنندگان ترجیحی و برنامه های عرضه. در حالی که یک قانون کسب و کار ممکن است رسمی یا حتی نانوشته باشد نوشتن قواعد روشن و اطمینان از اینکه این قوانین با سایر قوانین در تضاد نیست خود یک فعالیت ارزشمند محسوب می شود. قوانین کسب و کار جزئیات اقدامات را به یک سازمان معرفی می کند در حالی که استراتژی از چگونگی تمرکز کسب و کار در سطح کلان برای بهینه سازی نتایج صحبت می کند. قوانین کسب و کار در مورد نحوه تبدیل یک استراتژی به عمل رهنمودهای دقیق ارائه می کنند. قوانین کسب و کار برای یک سازمان در مورد آگاهی های سازمانی صحبت می کند. یک سازمان ممکن است بصورت فعالانه برای شرح شیوه های کسب و کار خود، اقدام به تولید یک پایگاه اطلاعاتی از قوانین کسب و کار نماید.

5 مهارت کسب و کار آینده ساز

امروزه در جوامع اطلاعاتی یک شهروند به عنوان انسان عصر اطلاعات، نیازمند یکسری توانائیها می باشد که با کمک آنها بتواند یک کسب و کار را شروع کرده و ضمن هدایت درست آن، موجبات پیشرفت کسب و کار را نیز فراهم کند. این مهارت ها عبارتند از:

2. IT

توانایى کار با کامپیوتر + توانایى استفاده از اینترنت + آشنایى با روشها و قوانین تجارت الکترونیکى

1. زبان انگلیسی

4. بازاریابی

آشنایى با خرید، فروش، تبلیغات و e-marketing

3. مدیریت

توان سرپرستی و راهبری

5. مالی و اقتصادی

حسابدارى، مفاهیم هزینه و درآمد، آشنایى با مسائل اقتصادى با این تفاسیر هر فردی میتواند با نمره دادن به میزان آشناییش با هریک از مباحث فوق، توان خود را در کسب و کارهای عصر حاضر مورد سنجش قرار دهد. از یک دیدگاه نیز، این 5 فاکتور عنوان شده در اصل بیش از اینکه مهارت و توانایی به شمار بیایند، نیازهای ضروری انسان امروز به نظر می رسند.

ارزهای دیجیتال و بیت کوین

ارزهای دیجیتال چیست؟

ارز دیجیتال یک شکل الکترونیکی ( مجازی ) از پول نقد است که به صورت رمزنگاری شده در دنیای مجازی (اینترنت) موجود میباشد . ارزهای دیجیتال(مثل : بیتکوین-اتریوم داج کوین و …. ) به منظور امنیت بیشتر، حذف واسطه ها و ناشناس بودن به وجود آمده اند .
اما یکی از ویژگی های ارز های دیجیتال غیر متمرکز بودن و در واقع باید گفت مستقل بودن آن از دولت ها و موسسات و ارگان های دولتی و غیر دولتی نیز بر آن کنترلی و اداره ای بر روی آن ندارند و در واقع به همین دلیل هم مثلا امریکا و … نمیتوانند آن را تحریم و یا بر روی ارزش آن تاثیری داشته باشند.

بیت کوین

بیت کوین نخستین ارز مجازی که هنوز هم در نوع خود جایگاه ویژه ای دارد. در اصل این نوع جدیدی از دارایی بوده و ترکیبی از رمزنگاری و همگرایی شبکه است. درصورتیکه یک بیت کوین داشته باشید در واقع تنها کنترل یک کلید دیجیتال را در دست دارید که توسط آن میتوانید ثابت کنید بیت کوین مزبور به شما تعلق دارد.

درصورتیکه قصد خرج کردن آن بیت کوین را داشته باشید باید در کل شبکه اعلام کنید که مالکیت آنرا انتقال داده اید. برای اینکار لازم است برای اثبات هویت خود از همان کلید مجازی استفاده نمائید.

باتوجه به این موارد کلید شما شباهت زیادی به یک رمز عبور دارد که دستیابی به پولتان را امکان پذیر نموده و در صورت گم کردن آن به هیچ صورت امکان بازگردانی آن وجود ندارد. هر شخصی که به کلید شما دسترسی پیدا کند میتواند کنترل کامل و بی قید و شرط دارایی شما را در دست بگیرد.

گزارش کامل نقل و انتقالات بصورت اسنادی در اختیار مالک بیت کوین قرار می گیرد. این گزارش را به اصطلاح بلاک چین یا زنجیره بلوکی می نامند.

استخراج یا Mining بیت کوین

استخراج در بیت کوین به پروسه وادار کردن کامپیوتر به انجام محاسبات ریاضی برای شبکه بیت کوین جهت تایید تراکنش ها و بالا بردن امنیت می گویند. افرادی که دستگاه های رایانه ای، برق و اینترنت خود را در اختیار شبکه بیت کوین قرار می دهند، به عنوان پاداش، هزینه تراکنش هایی که از طریق آن تایید می شود (البته این مبالغ بسیار کم هستند) را برای تراکنش هایی که تایید می کنند، دریافت خواهند کرد.همچنین استخراج کننده ها به واسطه فعالیت شان می توانند بیت کوین های تازه تولید شده را جمع آوری کنند. تولید هر بیت کوین در شرایط فعلی شبکه بسته به قدرت سخت افزاری دستگاه ها روزهای متمادی به طول می انجامد. ماینینگ یک بازار تخصصی و رقابتی است که در آن پاداش ها با توجه به میزان پردازش های انجام شده تقسیم می شوند.

کیف پول بیت کوین

کاربرد کیف پول بیت کوینی درست مثل نمونه های آن در دنیای واقعی است. کیف پول بیت کوینی در حقیقت کلیدهای خصوصی شما را شامل می شود که این کلیدها به شما اجازه خرج کردن بیت کوین های اختصاص یافته به آدرس بیت کوین تان در زنجیره بلاک را می دهد. می توانید به سادگی مانده حساب بیت کوینی خود را مشاهده کنید؛ یا برای هر کسی که می خواهید هر مقدار وجهی که می خواهید بیت کوین ارسال کنید.مفهوم کیف پول در بیت کوین با کارت های اعتباری (ویزا کارت، مستر کارت، امریکن اکسپرس و …) از این جهت متفاوت است که بدون تایید شما برای هر تراکنش، هیچ فروشنده ای حق برداشت از حساب شما را نخواهد داشت.

چرا بیت کوین امن است؟

ریسک برگشت وجه وجود ندارد:

وقتی بیت کوینی ارسال می شود، دیگر متعلق به فرستنده نیست. فردی که بیت کوین ها را ارسال کرده است نمی تواند بدون رضایت گیرنده، آن ها را بازیابی کند. این ویژگی منحصر به فرد باعث حذف تقلب می شود. بارها در تراکنش های بانکی، اشتباهات سیستمی باعث برگشت وجه و یا انتقال آن به فرد دیگری شده است.

مالک واقعی آن هستید:

بیت کوین از نظر معنای واقعی مالکیت، بی نظیر است. مثلا پی پال را بررسی کنید: اگر شرکت به دلایلی حساب شما را مشکل ساز بداند، می تواند با بهانه های مختلف به سادگی حساب کاربری و تمام مبالغ درون آن را بلوکه کند. در بیت کوین هیچ کس نمی تواند پول شما را مصادره کند مگر اینکه امنیت کیف پول خودتان را رعایت نکنید.

شما می توانید پول خود را ایجاد کنید:

به رغم پیشرفت های شگفت انگیز در فناوری چاپ، دولت ها به شما اجازه چاپ پول را نمی دهند. اما بیت کوین شما را به این کار تشویق می کند. شما می توانید با تهیه سخت افزارهای مناسب و نصب چند نرم افزار ساده، تبدیل به استخراج کننده این ارز شوید و از آن کسب درآمد خوبی داشته باشید. اینکه در حالی که خواب هستید، کامپیوترها برایتان پول سازی کنند، وسوسه کننده است.

بیت کوین سریع است:

انتقال بیت کوین تقریبا سریع است. انتقال های سنگین بین المللی معمولا با تاخیر انجام می شوند اما بیت کوین این محدودیت را ندارد. شما به راحتی می توانید مبالغ سنگین (مثلا ۱ میلیون دلار) را با استفاده از بیت کوین در کمتر از یک ساعت انتقال دهید. تراکنش های بیت کوین معمولا بین ۱۰ دقیقه الی ۱ ساعت انجام می شوند. هر چه کارمزد بیشتری برای تراکنش انتخاب کنید، سرعت انجام تراکنش بیشتر می شود.

قیمت روز بیت کوین

#نامقیمتبازار سرمایهتغییراتنمودار قیمت
12