شخصیت شناسی disc

تست دیسک از محبوب‌ترین تست‌های رفتارشناسی است که کاربردهای زیادی در جنبه‌های مختلف توسعۀ فردی، خانوادگی، شغلی و سازمانی دارد. مهم‌ترین مزیت تست دیسک سادگی آن است

تیپ شناسی شخصیتی یکی از بهترین راه هایی است که می توانید تشخیص دهید در فن بیان، تیز حسی و اعتماد به نفس، مثبت یا منفی بودن، نگرش به دنیای اطراف چگونه عمل می کنید و به چه میزان قوی هستید. همچنین شما را در توسعه کسب و کار و روند جلسه مذاکره کمک زیادی خواهد کرد. تئوری شخصیت شناسی دیسک بر ۴ تیپ تسلط، نفوذ، موشکافی و ثبات استوار است. با ما همراه باشید تا اطلاعات بیشتری را در اختیارتان قرار دهیم.

آزمون دیسک بر اساس مطالعات ویلیام مولتون مارستون شکل گرفته است.

مارستون، کتابی تحت عنوان هیجانات انسان‌های معمولی نوشته بود و در آن کتاب، توضیح داده بود که انسانها، هیجانات خود را از طریق چهار رفتار بروز می‌دهند. حرف اول این چهار رفتار که Dominance (برتری طلبی) و Influence (تاثیرگذاری) و Steadiness (ثبات) و Compliance (تطابق)‌ بودند، در کنار هم قرار گرفت و مخفف DISC را ایجاد کرد

بُعد رفتاری D (تسلط)

افراد با بعد رفتاری D جز دسته بندی افراد منطقی محسوب می شوند. این افراد استعداد ذاتی در رهبری کردن دارند. الویت این افراد در زندگی وظایفشان، نتایج و اهدافشان است. آنها با بدست آوردن موفقیت و رسیدن به نتایج انگیزه می گیرند. ذهنیت افراد با بعد رفتاری D در آزمون دیسک پیروزی است. این افراد اهداف منحصر به فردی دارند. اهداف آن ها بدست آوردن فرصت های جدید، کنترل دیگران و استقلال است. افراد با بعد رفتاری D، افرادی در ظاهر رک و صریح هستند و نسبت به خود مطمئن هستند. این افراد از دیگران در قبال خود توقع کارآمد بودن دارند. همچنین آنها افرادی هستند که در هر شرایطی سریع، محکم و مصمم قدم برمیدارند. شیوه این افراد در کار و بازی مستقل بودن است. سمتی که به افراد با بعد رفتاری D می توان داد نظارت است و معمولا ترس از  آسیب پذیری، مورد بهره برداری قرار گرفتن دارند و بیزار تزلزل و بلاتکلیفی هستند.
یکی از نقاط مثبت این افراد این است که آن ها تصمیم گیرنده های قوی هستند.

نقاط ضعف این افراد عبارتند از : ناشکیبایی، اهمیت ندادن به دیگران، بی ملاحظه بودن

بُعد رفتاری I (تاثیرگذاری)

افراد با بعد رفتاری I جزء دسته بندی افراد سخنور محسوب می شوند. افراد با بعد رفتاری I در آزمون دیسک ( Disc ) دارای استعداد ذاتی در آرمان های بزرگ هستند. افراد با بعد رفتاری I تخصص در ارتباط برقرار کردن دارند. الویت این افراد در زندگی مردم و ارتباطات است. افراد با بعد رفتاری I از  اعتبار اجتماعی، دیده شدن، روابط، فعالیتهای گروهی، تفریح کردن انگیزه می گیرند. این افراد نیازمند شناخت و ارتباطات هستند. ذهنیت افراد با بعد رفتاری I در آزمون دیسک اصالت  است. اهداف افراد با بعد رفتاری I دوستی و شادی، اعتبار اجتماعی، شهرت است و افرادی در ظاهر ترغیب کننده و پر شور و شوق هستند. این افراد از دیگران توقع پر شور و اشتیاق بودن دارند. این چنین اشخاص افرادی هستند که در هر شرایطی سریع و نرم قدم برمی دارند. شیوه این افراد در کار و بازی قابل انطباق بودن است. نگرش کاری آن ها نسبت به کار این گونه است که کار باید مفرح و سرگرم کننده باشد، بعدا هم می شود کار را انجام داد. سمتی که به افراد با بعد رفتاری I می توان داد هماهنگ کردن امور مختلف است. این افراد معمولا ترس از طرد اجتماعی، از دست دادن تاثیر گذاری دارند. همچنین افراد با بعد رفتاری I در دیسک بیزار از مقررات هستند. احساسات این افراد معمولا بر روی خوش بینی است. نقاط مثبت این افراد این است که آن ها مبتکر و خلاق هستند.

نقاط ضعف این افراد عبارتند از :  نداشتن نظم و ترتیب و برنامه، بدون فکر عمل کردن، غلبه احساس بر منطق، نداشتن پشتکار، اعتماد به همه

بُعد رفتاری S ‫(ثبات)

افراد با بعد رفتاری s جزو دسته بندی افراد محافظ محسوب می شوند. افراد با بعد رفتاری s دارای استعداد ذاتی در ایجاد آرامش هستند. افراد با بعد رفتاری s تخصص در هماهنگی دارند. اولویت این افراد در زندگی مردم و همکاری، حمایت کردن، حفظ ثبات است. افراد با بعد رفتاری s از احساس ثبات و امنیت و حفظ وضعیت موجود، همکاری با دیگران، کمک به مردم، قدردانی شدن، برقراری دوستی انگیزه می گیرند. این افراد نیازمند خدمات و قدردانی هستند. ذهنیت افراد با بعد رفتاری s در آزمون دیسک مهربانی و مهرورزی است. اهدافشان دستاوردهای شخصی، پذیرش اجتماعی، بودن در محیطی قابل کنترل و حفظ وضعیت موجود است و افرادی در ظاهر  وفادار به گروه هستند. این افراد از دیگران توقع صادق بودن دارند. همچنین هر شرایطی  آرام و با طمانینه قدم برمی دارند. شیوه این افراد در کار و بازی جمعی و گروهی بودن است. نگرش کاری آن ها نسبت به کار این گونه است که کار را باید خودم با دقت و به طور صحیح انجام دهم . سمتی که به افراد با بعد رفتاری s می توان داد گروه­ سازی و ایجاد تیم  است. افراد با بعد رفتاری s در دیسک بیزار از  درگیری هستند و معمولا احساسات خود را پنهان میکنند. نقاط مثبت این افراد این است که آن ها با دیگران همدلی و همکاری می کنند و همدلی و همکاری از نقاط مثبت آن ها است .

نقاط ضعف این افراد: مصمم نبودن، سازگاری بیش از حد، نداشتن صراحت، پرهیز از تغییرات، عدم ریسک پذیری می باشد. همچنین افراد با بعد رفتاری s در آزمون رفتارشناسی دیسک برای وفاداری، حمایتگری و کمک به دیگران و امنیت ارزش بسیار زیادی قائل هستند.

بُعد رفتاری C (وظیفه گرا)

افراد با بعد رفتاری c جز دسته بندی افراد کمال گرا محسوب می شوند. این افراد دارای استعداد ذاتی در تحلیلهای منطقی هستند. افراد با بعد رفتاری c تخصص در اطلاعات دارند. اولویت این افراد وظایف، حقایق، درستی و دقت، حفظ استانداردها است. افراد با بعد رفتاری c ازکسب دانش و تخصص، کار با کیفیت، برقراری نظم و قانون، استفاده از استانداردها و روشهای درست انگیزه می گیرند. این افراد نیازمند دقت و کیفیت و صحت هستند. اهداف افراد با بعد رفتاری c در دیسک دستاوردهای منحصر بفرد و قابل پیش بینی، بی نقص بودن، رشد شخصی است همچنین افرادی در ظاهر جزئی نگر هستند. این افراد از دیگران توقع دارند که همیشه بی اشتباه باشند. افرادی که دارای بعد c در آزمون دیسک هستند افرادی هستند که در هر شرایطی آرام و محتاط قدم برمی دارند. شیوه این افراد در کار و بازی جدی و دقیق بودن است. نگرش کاری آن ها نسبت به کار این گونه است که باید از روشهای سنتی و همیشگی استفاده کرد و از دیگران کمک گرفت. افراد با بعد رفتاری c در دیسک بیزار از بی­ دقتی هستند. احساسات این افراد معمولا ترس و نگرانی  است. نقاط مثبت این افراد برنامه ­ریزی دقیق است.

نقاط ضعف این افراد عبارتند از :یکسونگری، انتقاد بیش از حد، زیاده از حد تحلیل کردن، گرفتار در جزئیات، انزواطلبی

اهمیت استفاده از روش DISC:

پژوهش‌ها نشان می‌دهد ۸۹ درصد مدیران، از رفتارهای آزاردهنده و نزاع های درونی سازمان احساس درماندگی می کنند. تا به حال هزینه بی‌ انگیزگی و عدم تعهد افراد در سازمان را محاسبه کرده‌ اید؟ هزینه تعارضات میان کارکنان سازمان را چطور؟ شرایطی را تصور کنید که شخصیت، مدل رفتاری و نقاط قوت و ضعف تمام افراد تیم یا سازمان خود را می‌ شناسید و آنها نیز افکار و دیدگاه‌ های شما را درک می کنند. زمانی را در نظر بگیرید که می‌ توانید تک‌تک نفرات را هدایت کنید و حداکثر بهره‌ وری را از ‌فعالیت آنها به دست بیاورید.

رمزگشایی سبک ‎های رفتاری با کمک مدل شخصیت شناسی دیسک و نتایج حاصل از تحلیل تست دیسک، سازمان شما را به مجموعه‌ای پیشرفته با حداکثر کارآیی تبدیل می کند.

تاثیرکرونا بر اقتصاد کشور

ویروس کرونا اولین بار در روزهای پایانی دسامبر ۲۰۲۰ در ووهان چین شیوع یافت. داده‌های جمع‌آوری‌شده از دانشگاه جان هاپکینز نشان می‌دهد، این ویروس تاکنون در ۱۸۵ کشور گسترش یافته، بیش از ۲٫۹ میلیون نفر به آن مبتلا شده و ۲۰۲ هزار نفر جان خود را از دست داده‌اند. با هدف مقابله با ویروس و جلوگیری از گسترش آن، مقامات در سراسر جهان اقداماتی از جمله وضع برخی محدودیت‌ها، قرنطینه و تعطیلی کسب‌وکارها را در نظر گرفته‌اند. با این اقدامات و بسته شدن مرزها، بخش عمده‌ای از فعالیت‌های اقتصادی جهان متوقف شده و افراد بسیاری مشاغل خود را از دست داده‌اند.

شیوع ویروس کرونا در دنیا، روی اقتصاد جهان تاثیرات عمیقی داشته است. بورس بسیاری از کشورهای دنیا در طول این زمان قرمز بود و هنوز هم قرمز است. کارخانه‌ها و شرکت‌ها تعطیل هستند. افراد زیادی بیکار شده‌اند. شرکت‌های کوچک بسیاری ورشکست شده‌اند. شرکت‌های هوایی بسیاری در آستانه ورشکستگی قرار گرفته‌اند. ازاین‌روی شیوع ویروس کرونا نشان داد که اقتصاد جهان چقدر شکننده است. به همه فهماند که وضعیت فعلی اقتصاد جهان مشکل دارد و باید تغییر کند. اقدام‌هایی که دولت‌های دنیا در طول این دوره پندمی ویروس کرونا انجام داده‌اند، شبیه نسخه دوم سرمایه‌داری است. اقدام‌هایی که اگر ادامه داشته باشد، بسیاری از پیش‌فرض‌ها در مورد مدیریت کسب‌وکار و اقتصاد را تغییر خواهند داد. در آمریکا، بزرگ‌ترین اقتصاد جهان، بیش از ۲۶ میلیون نفر طی پنج هفته گذشته شغل خود را از دست داده‌اند و بر اساس آمار وزارت کار این کشور، نرخ بیکاری در ماه مارس به ۴٫۴ درصد، یعنی بالاترین میزان از آگوست ۲۰۱۷ رسیده است. علاوه‌ بر ایالات متحده، اقتصاددانان درباره رشد نرخ بیکاری در کشورهای استرالیا و کره جنوبی هم هشدار داده‌ و اعلام کرده‌اند که وضعیت ممکن است وخیم‌تر شود. در کشورهای ثروتمند جهان از جمله ایالات متحده و چین، خدمات، صنعتی مهم محسوب شده و منبع اصلی رشد اقتصادی و اشتغال است. هر دو کشور به دلیل تعطیلی‌ها، شاهد افت شدید فروش در بخش خرده‌فروشی بودند. افزایش فروش آنلاین توسط برخی خرده‌فروشان چون آمازون هم نتوانست جلوی سقوط فروش را بگیرد. تحلیلگران می‌گویند، حتی پس از بازگشایی مغازه‌ها و کسب‌وکارها در چین، «بهبود بسیار آهسته» در فروش بخش خرده‌فروشی مشهود است.

شیوع کرونا ویروس جدید( کووید -۱۹) از انتهای سال ۱۳۹۸ و تدوام آن در سال ۱۳۹۹، اقتصاد ایران را در یک وضعیت رکود همراه با نااطمینانی قرار داده است. کاهش تقاضا برای صادرات محصولات ایران (و به طور کلی کاهش تجارت جهانی) تقاضای کل را از طرف تجارت خارجی متأثر می‌کند. در بخش داخلی نیز تقاضای کل، هم به واسطه کاهش درآمد خانوار و هم کاهش برخی کالاها و خدمات که منجر به شیوع بیشتر ویروس می‌شوند (مانند حمل و نقل، رستوران و هتلداری، پوشاک و …) تحت تأثیر قرار می‌گیرد. از طرف دیگر، عرضه کل اقتصاد نیز به دلیل اختلال در شبکه تأمین مواد اولیه و محدودیت فعالیت برخی از واحدهای صنفی، با شوک عرضه مواجه شده است. در کنار موارد فوق، نااطمینانی در مورد مدت زمان تداوم بیماری، بر ابهام شرایط اقتصادی پیش‌رو می‌افزاید.  در حوزه معدن و صنایع معدنی، مهمترین آثار شیوع این ویروس عبارت‌اند از: توقف یا کُند شدن روند صادرات زمینی به برخی کشورهای همسایه، از دست رفتن بازارهای صادراتی در کشورهای همسایه، تحت تأثیر قرار گرفتن صادرات دریایی محصولات معدن و صنایع معدنی، کاهش درآمد ارزی کشور، تعدیل نیروی کار معادن و صنایع معدنی در کوتاه‌مدت و میان‌مدت و …. در حوزه صنعت پتروشیمی، کاهش فروش و درآمدهای ارزی حاصل از صادرات، کاهش ارزش سهام شرکت‌های پتروشیمی، از دست دادن بازارهای صادراتی، تشدید مشکلات حمل و لجستیک ازجمله چالش‌های صنعت پتروشیمی کشور در شرایط شیوع ویروس کروناست.

با توجه به‌کاهش صادرات نفت ایران از ۸/ ۲ میلیون بشکه در روز (۲ سال پیش) به شرایط فعلی با چند صدهزار بشکه در روز حتی قبل از شیوع ویروس کرونا نیز مقامات کشور به‌خوبی می‌دانستند که قادر به‌کاهش صدمات اقتصادی وارده به خانوارها و به‌خصوص اقشار کم‌درآمد جامعه نیستند. صندوق بین‌المللی پول تخمین زده است که بعد از خروج ایالات‌متحـده از توافق هستـه‌ای، ارزش ریـال بیش از ۵۰ درصـد کاهـش یافته است. تورم با شتاب فزاینده به ۴۰ درصد رسید و شرکت‌های بزرگ خارجی کشور را ترک کردند و براساس همین تخمین، اقتصاد ایران در سال گذشته ۵/ ۹ درصد کوچک‌تر شده است. در حوزه بازار مسکن، معاون وزیر راه و شهرسازی با تاکید برکاهش تعداد معاملات در اسفندماه، خبر از ثبات قیمتی و پایداری در بازار مسکن داد. همچنین براساس گزارش وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، با توجه به فرارسیدن فصل نقل‌وانتقالات، به‌نظر نمی‌رسد شیوع ویروس کرونا تاثیر چشمگیری بر کاهش معاملات در ۳ ماه ابتدای سال ۱۳۹۹ بگذارد. بنابراین انتظار می‌رود شاهد تثبیت قیمت مسکن باشیم. از طرف دیگر، بازار سرمایه نیز به‌دلیل آنچه در ادامه گزارش وجود شرایط «اقتصاد پرتلاطم» تفسیر شده است، به‌رغم اصلاحات محدود، درصورت تثبیت نرخ دلار در ارقام فعلی، روند نسبتا صعودی خواهد داشت.  گرچه شیوع این ویروس با افزایش مصرف برق و آب، چالش‌هایی را برای دولت به‌وجود آورده و به‌ویژه امکان مواجه شدن با بحران تامین آب خانگی در فصول گرم سال را ایجاد کرده است، اما از حیث کاهش مصرف بنزین برای دولت درآمدزا بوده، زیرا میزان یارانه پرداختی دولت بابت بنزین کاهش یافته و دولت می‌تواند از محل مابه‌التفاوت صادارت بنزین صرفه‌جویی شده در طی سه ماه حدود ۶/ ۳ هزار میلیارد تومان درآمد داشته باشد.

اقتصاد ایران از یکسو درگیر تحریم های اقتصادی و کاهش فروش نفت در بازارهای جهانی شده و از طرفی ورود به لیست سیاه FATF منجر به کاهش ورود سرمایه‌گذاران بر اقتصاد ایران شده است و شوک شیوع ویروس کرونا، اقتصاد ایران را با چالش جدیدی روبرو می کند. با نگاهی به آمار سمت عرضه و تقاضای اقتصاد متوجه می شویم که؛ ۴۵ درصد تولید ناخالص داخلی و ۵۰ درصد جمعیت شاغل کشور، در بخش خدمات فعالیت می کنند که با متوقف شدن فعالیت های اقتصادی کشور بخاطر شوک کرونا؛ عرضه نیروی کار، تأمین مواد اولیه تولید، تعطیلی کسب و کارها، تعدیل نیروی کار از یکسو منجر به کاهش درآمد خانوار و از سوی دیگر منجر به کاهش درآمد مالیاتی و افزایش بدهی مالی دولت می شود. شاید آخرین بازاری که از اثرات ویروس کرونا در اقتصاد ایران تاثیر می‌پذیرد، بازار بورس باشد که بخاطر عدم ادغام با بازارهای مالی بین المللی، اثرات شوک معمولاً با یک وقفــه زمانی چند ماهه صورت می گیرد، تصریح کرد: در نمونه‌های مشابه قبلی و در بحران مالی سال ۲۰۰۸ شاهد روند صعودی بورس تهران بودیم و حدود ۶ ماه بعد، بورس کشور کاهش ۵۵۰۰ واحدی را تجربه کرد. بنابرین در حالت کلی و با نگاهی به آمار و شاخص های اقتصادی کشور متوجه می شویم که اثرات شوک کرونا تمام بخش های اقتصادی کشور و سمت عرضه و تقاضای اقتصاد را تحت تاثیر قرار می دهد و اجرای سیاست‌های انقباظی دولت و بانک مرکزی قابل توجیه است.

سرمایه‌گذاری با پول کم

سرمایه‌گذاری با پول کم / حداقل سرمایه مورد نیاز چقدر است؟

شاید شما هم عبارت بهترین سرمایه‌گذاری با پول کم را در اینترنت وارد کرده و به نتایجی شبیه به این رسیده باشید:

دلار بخرید!

سکه بخرید!

در بورس سرمایه‌گذاری کنید!

اصلا سرمایه‌گذاری نکنید!

تمام این نصیحت‌ها، اراجیفی به درد نخور هستند. چرا؟ بیشتر مقالاتی که می‌خواهند به پرسش «سرمایه‌گذاری با سرمایه‌های اندک» پاسخ بدهند، یا بیش از اندازه مسئله را ساده می‌کنند، یا آن‌قدر پیچیده و کلی حرف می‌زنند که نمی‌شود از راه‌حل ارائه‌شده استفاده کرد.

مثلا تصور کنید بگویم که بورس بهترین گزینه برای کسانی است که سرمایه زیادی ندارند. شما هنوز نمی‌دانید باید چه کار کنید، چطور وارد بورس شوید، چه سهم‌هایی بخرید و… نتیجه این است که با چند میلیون وارد بازار می‌شوید و بخش زیادی از دارایی خود را از دست می‌دهید.

ساده‌سازی بیش‌ از اندازه، آفت نصیحت‌های مالی است!

پول کم یعنی چقدر؟

پول کم برای همه معنای یکسانی ندارد. شاید برای یک شرکت بزرگ، یک میلیارد تومان عدد بسیار کمی به حساب بیاید اما برای یک خانواده کم‌درآمد، ۱۰ میلیون تومان مبلغی بزرگ باشد.

در این مقاله ما به تمام پول‌های کم‌تر از ۱۲ میلیون تومان می‌گوییم سرمایه کوچک. در بهار ۱۳۹۹ این مبلغ به اندازه‌ای است که فرد اگر یک سکه طلا بخرد، برای سکه دوم پول کم می‌آورد. (اگر در زمان خواندن این مقاله قیمت سکه بیشتر یا کم‌تر شده، کم‌تر از دوبرابرِ قیمت یک سکه، پول کم است.)

قطعا برای چنین سرمایه‌ای، پیشنهاد خرید سکه معقول نیست. چرا که نزدیک به نیمی از دارایی فرد به شکل نقدی باقی می‌ماند و از تورم یا دیگر نوسانات اقتصادی آسیب می‌بیند.

توضیح می‌دهیم که چرا دلار، سهم و دیگر موارد کلی که عموما پیشنهاد می‌شود نیز برای چنین سرمایه‌هایی مناسب نیست.

چرا خرید مستقیم سهام مناسب نیست؟

اگر می‌خواهید با سرمایه‌ای اندک، مثل ۶ میلیون تومان، در بورس تمرین کنید تا کم‌کم با قواعد بازی آشنا شوید و آموخته‌های خود را در بوته آزمایش بگذارید، فکر بسیار خوبی کرده‌اید.

اما تصور کنید که می‌خواهید با ۶ میلیون تومان سهام بخرید تا دارایی خود را از آتش تورم نجات دهید.

واقعیت این است که خرید و فروش سهام، کار آسانی نیست و به دانش، آموزش، تجربه و صرف وقت برای تحقیق و تحلیل نیاز دارد. یک سرمایه‌گذار موفق، روزانه ساعاتی را به این کار اختصاص می‌دهد.

تصور کنید که پرتفوی شما طی یک سال ۱۰۰% سود بدهد. در شرایط عادی این عدد بسیار خوب است.

در این صورت شما ماهانه ۵۰۰ هزار تومان درآمد کسب کرده‌اید. آیا حاضر بودید با ماهی ۵۰۰ هزار تومان برای یک شغل دیگر روزانه چند ساعت وقت بگذارید؟ قطعا نه.

نتیجه این خواهد شد که سرمایه‌گذار، بجای این که خودش برای تحلیل وقت بگذارد، از تحلیل‌های دیگران استفاده می‌کند، و معمولا در این مسیر گم‌راه می‌شود.

بهترین سرمایه‌گذاری با پول کم

اگر سکه، طلا، دلار، کالا و سهام گزینه خوبی برای سرمایه‌گذاری با پول کم نیست، پس باید چه کار کنیم؟ آیا نمی‌شود با ۲ میلیون تومان هیچ سرمایه‌گذاری‌ای کرد؟

در اینجا به گزینه‌های مناسب برای سرمایه‌گذاری با پول کم اشاره می‌کنیم.

ارتقای خودتان

با چه مبلغی می‌توانید یک مهارت جدید یاد بگیرید؟ بجای آن که پول خود را بدون دید و تحلیل به بازار سرمایه ببرید و با زیان خارج شوید، می‌توانید برای یادگیری تحلیل، سرمایه‌گذاری کنید.

البته هر کس علاقه‌های خاص خودش را دارد. فرض کنید با یک میلیون تومان، بتوانید فتوشاپ را یاد بگیرید. این مهارت جدید می‌تواند درآمد شما را افزایش دهد. حتی اگر بتوانید یک میلیون تومان در ماه اضافه درآمد کسب کنید، طی پنج سال (با درنظر گرفتن ۲۰ درصد افزایش دستمزد سالانه) نزدیک به ۹۰ میلیون تومان درآمد اضافه کسب کرده‌اید.

کدام سرمایه‌گذاری می‌تواند طی ۵۰ سال، چنین بازدهی‌ بالایی (Return on Investment) داشته باشد؟

بازگشت سرمایه کتاب هم فوق‌العاده است. با خواندن ۳۰ جلد کتاب در یک زمینه کارشناس خواهید شد. هزار راه برای خواندن ارزان قیمت کتاب وجود دارد. بعد از آن که در مورد یک موضوع به اندازه کافی دانش کسب کردید، می‌توانید برای شغلی با درآمد به‌مراتب بالاتر درخواست بدهید.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که دلیل اصلی ماندن افراد در طبقه درآمدی پایین، بیش از آن که نداشتن سرمایه نقدی باشد، کمبود مهارت و سرمایه‌های انسانی است.

به بیان دیگر، بی‌تردید خود شما بهترین سرمایه‌گذاری با پول کم به حساب می‌آیید.

قبل از آن که این بخش را به پایان برسانم، لازم می‌دانم متذکر شوم که چیزی به اسم فقدان استعداد وجود ندارد. سدی که مانع پیش‌رفت ما می‌شود، تنبلی، بی‌حوصلگی، نداشتن پشتکار و فقدان انگیزه است نه کمبود استعداد!

اگر با مبلغی کم، دانش لازم برای سرمایه‌گذاری در بورس را فرا بگیرید، می‌توانید در کسب‌وکارهای مرتبط با بورس مشغول به کار شوید تا قادر باشید مبلغ بیشتری را برای سرمایه‌گذاری فراهم آورید.

وقت به مثابه یک دارایی

بیشتر آدم‌های دنیا از فروش وقت خود پول در می‌آورند. برای مثال مادری که برای مراقبت از فرزندانش وقت ندارد، وقتِ یک پرستارِ بچه را می‌خرد تا بتواند همزمان هم به تربیت فرزندان برسد و هم به شغل خودش.

همه ما وقت‌های اضافه و ارزشمندی داریم که می‌توانند نقد شوند.

مثلا یک صفحه موفق اینستاگرام، از راه تبلیغ چقدر درآمد کسب می‌کند؟ آیا در وقت آزاد خود نمی‌توانید یک کانال جدید تاسیس کنید و با افزایش تعداد فالورهای آن به کسب درآمد بپردازید؟

در این مثال، چیزی که شما هزینه می‌کنید، وقت است نه پول. شاید بتوانید از مهارت‌های دوستانتان کمک بگیرید. مثلا اگر دوستی دارید که خوب می‌نویسد و دوست دیگری که طراح گرافیک است، به صورت اشتراکی می‌توانید شبکه خود را راه‌اندازی کنید.

آن چند میلیون تومان پس‌انداز، برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار کوچک مبلغ مناسبی به نظر می‌رسد. پولی که می‌تواند برای تبلیغات صفحه شما هزینه شود.

شاید پیش خودتان فکر کنید که شما هیچ مهارت ویژه‌ای ندارید که در اینستاگرام و تلگرام به نمایش بگذارید. در این صورت به گزینه قبل باز می‌گردیم: ارتقای مهارت‌های فردی.

موانع سرمایه‌گذاری با پول کم

در طبقات متوسط و ضعیف، افراد کم‌تری به سرمایه‌گذاری می‌پردازند. این موضوع باعث می‌شود که تحرک اجتماعی در این طبقات کُند شود. یعنی کسی که فقیر به‌دنیا می‌آید، به احتمال زیاد فقیر از دنیا می‌رود.

اولین مشکل، تراز مالی افراد کم درآمد است. آن‌ها معمولا بیشتر از آن که دارایی داشته باشند، بدهکار هستند. یعنی ثروت خالص آن‌ها منفی است. به همین دلیل بجای سرمایه‌گذاری با پول کم، مدام در تلاشند که بدهی‌های خود را صاف کنند.

مانع دیگر هزینه‌های پیش‌بینی نشده‌ای است که به آن‌ها تحمیل می‌شود. یک بیماری یا خراب‌شدن یکی از وسایل خانه، معمولا بیش از پس‌انداز آن‌ها هزینه دارد. در نتیجه خیلی قبل از آن که ده سال بگذرد و ارزش دارایی آن‌ها شش برابر شود، مجبور می‌شوند پس‌انداز خود را خرج کنند. خرید یک گوشی جدید یا یک ماشین لباس‌شویی تمام این سرمایه را می‌بلعد.

وسوسه، یکی دیگر از موانع سرمایه‌گذاری است. اگر سرمایه آن‌ها به حدی برسد که بتوانند با آن ماشین بخرند، ترجیح می‌دهند بجای ادامه سرمایه‌گذاری، وسیله نقلیه مورد نظر خود را تهیه کنند. افرادی با درآمد بسیار کم، بدون داشتن پس‌انداز یا سرمایه‌گذاری، تلاش می‌کنند که تلویزیون گران‌قیمت و گوشی لوکس داشته باشند.

نبود یا کمبود زیرساخت‌های سرمایه‌ای از دیگر موانع سرمایه‌گذاری با پول کم است. برای مثال نهادهای مالی، با سرمایه‌های کم برخورد تبعیض‌آمیزی دارند، بهره بانکی برای وام‌های کوچک بالا است و در مجموع برای افراد کم‌درآمد «هزینه سرمایه» بیشتر است تا برای ثروتمندان.

به عنوان آخرین مانع، می‌توانیم به رفتار غیرعقلایی در مواجهه با سرمایه کم اشاره کنیم. اگر به فردی ۱۰ میلیارد تومان بدهیم، احتمال این که برای سرمایه‌گذاری به اندازه کافی تحقیق کند بیشتر است. اما اگر فرد ۱۰ میلیون تومان پول اضافه داشته باشد، ممکن است در یک تصمیم لحظه‌ای و هیجانی آن را یک روزه خرج کند.

اقتصاد مدیریتی

اقتصاد مدیریتی (انگلیسی: Managerial economics) یا اقتصاد مدیریت، شاخه ای از اقتصاد است که با استفاده از مفاهیم، تئوری‌ها، ابزارها و روش‌های اقتصادی، اقدام به حل مشکلات اجرایی در شرکت‌ها می‌نماید و با ایجاد پیوند میان مباحث تئوری و کاربردی، به مدیرعامل در تصمیم‌گیری‌ها کمک می‌نماید. اقتصاد مدیریتی همچنین زیرشاخه ای از اقتصاد کسب و کار است که با بهره‌گیری از تجزیه و تحلیل اقتصاد خرد، اقدام به بهینه‌سازی فرایندها و روش‌های تصمیم‌گیری در سطح کسب و کارها یا سایر واحدهای مدیریتی می‌نماید.

این جمله بیانگر اقتصاد خرد است : چگونه بنگاهی قیمت محصولاتش را تعیین می کند .

این جمله بیانگر اقتصاد مدیریت است : بنگاهی چگونه باید تولیداتش را قیمت گذاری کند .

با توجه به اینکه سازمان‌های دولتی و خصوصی در ایران به لحاظ مدیریت و برنامه‌ریزی با مشکلات فراوانی روبه‌رو هستند، به نظر می‌رسد برگزاری همایش‌ها و سمینارهای متعدد در راستای تربیت متخصصان ایرانی به منظور اعمال مدیریت بهتر در بخش‌های مختلف جامعه در شرایط کنونی یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر باشد. از سوی دیگر پیوسته بودن مدیریت با اقتصاد و درآمیخته شدن این دو مقوله با یکدیگر می‌تواند در پرورش هر چه بهتر مدیران ایرانی نقش موثرتری داشته باشد. البته نباید از بیان این نکته مهم غافل شویم که اگر شیوه مدیریت در بخش‌های مختلف اقتصادی کشورمان را با کشورهای توسعه‌یافته مقایسه کنیم متوجه این واقعیت خواهیم شد که فاصله عملیاتی شدن برنامه‌ریزی و مدیریت‌ها در کشور ما با کشورهای توسعه‌یافته بسیار زیاد است.
ازسوی دیگر با توجه به بسترسازی‌ها و زیرساخت‌های مناسبی که در کشورهای توسعه‌یافته به منظور انجام مدیریت درست در حوزه‌های مختلف از جمله بخش اقتصادی وجود دارد، به نظر می‌رسد، اگر مدیران کشورمان بخواهند به لحاظ نحوه مدیریت در بخش‌های مختلف در مسیری گام بردارند که کشورهای توسعه‌یافته قدم در آن نهاده‌اند باید ساختارهای مدیریتی و اقتصادی کشورمان به‌طور کل تغییر پیدا کند و با الگوبرداری از کشورهای توسعه‌یافته به نوعی متخصصان ایرانی را در راه رسیدن به اقتصادی مدیریت کردن جامعه یاری دهند

تفاوت مدیریت در کشور ما با کشورهای توسعه‌یافته در چیست؟

ساختارهای موجود در کشورهای توسعه‌یافته با کشورمان تفاوت‌های زیادی دارد به‌طوری که در کشورهای توسعه‌یافته موفق نبودن یک مدیر با مجازات‌های سنگین برای وی همراه خواهد شد، اما در کشور ما دست نیافتن به یک هدف مهم و تحققش برای مدیران اجرایی هیچ گونه مجازاتی را به دنبال نخواهد داشت. به‌طور مثال همین برنامه‌های توسعه از نخستین برنامه تا برنامه پنجم توسعه آیا مدیرانی که در تحقق نیافتن این برنامه‌ها نقش داشتند، مجازات شدند؟
از طرف دیگر هماهنگی بین مجلس شورای اسلامی و دولت در اجرای برنامه‌های بلندمدت در کشور عامل دیگری است که مدیریت درست در ایران را زیر سوال می‌برد. موازی‌کاری‌های برنامه‌ای همچون برنامه‌های توسعه با چشم‌انداز ۲۰ساله هم در سردرگمی مدیران کشور نقش موثری داشته و همین سردرگمی عامل مهمی در ضعیف عمل کردن مدیران کشور بوده است.

به نظر شما اقتصاد مدیریتی مهم‌تر است یا مدیریت اقتصادی؟

مدیریت اقتصادی مهم‌تر از اقتصاد مدیریتی است، زیرا اقتصاد مدیریتی به برنامه محور بودن کمک می‌کند اما مدیریت اقتصادی یعنی مدیریت کردن با در نظر گرفتن هزینه‌های اقتصادی که کشور ما در شرایط کنونی نیازمند برقراری مدیریت اقتصادی است تا از صرف هزینه‌های هنگفت جلوگیری به عمل آید.

این که اطلاعات به چه شکل تامین شود، سازماندهی فعالان اقتصادی کلان و خرد چگونه انجام شود، ارتباطات با داخل و خارج نظام اقتصادی چگونه باشد و خروجی های این نظام با چه شاخصی سنجیده شود، از مسائلی است که در مدیریت اقتصادی مدنظر است.

در منابع اصلی اقتصاد مقاومتی عبارت از ۵ اصل درونزایی، برونگرایی، مردم محوری، دانش بنیانی و عدالت محوری، ۲۴ ماده سیاست های کلی و ۱۰ اقدام عملی بیان شده توسط رهبر انقلاب در ابتدای سال ۹۵، می توان ۴ مورد مرتبط با مدیریت اقتصادی استخراج نمود که اجرای آنها، به ایجاد نظام مدیریت اقتصادی مدنظر در اقتصاد مقاومتی منجر خواهد شد.

این چهار مورد عبارتند از شفافیت اطلاعات، مدیریت یکپارچه، سازمان های بین المللی و شاخص های اقتصادی؛ که در ادامه توضیح داده خواهد شد:

۴- شاخص های اقتصادی: به منظور کنترل و ارزیابی حرکت اقتصادی کشور، ضروری است شاخص هایی متناسب با اهداف ملی تدوین گردد. این مهم در اصل ۵ اقتصاد مقاومتی مورد اشاره قرار گرفته است. بررسی وضعیت اقتصادی کشور و میزان تحقق اقتصاد مقاومتی با استفاده از شاخص های مختلف اقتصادی که مبتنی بر چشم اندازهای کشور است، مانند شاخص عدالت، علاوه بر رصد شاخص های متعارف مثل رشد اقتصادی، در این حوزه مدنظر است.

۳- سازمان های بین المللی: نحوه تعامل با سازمان های خارجی در حوزه اقتصاد و طراحی نوع تعاملات و ارسال و دریافت اطلاعات و دیگر منابع از آنها، موضوعی حائز اهمیت در مدیریت اقتصادی است که عدم توجه به آن، موجب می شود تا کشور در معرض مخاطرات مختلف قرار گیرد. در ماده ۱۲ سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی به این مهم اشاره شده است. استفاده از ظرفیت های دیپلماسی و سازمان های بین المللی و منطقه ای به منظور کاهش آسیب پذیری و افزایش قدرت اقتصادی، در این حوزه تاکید شده است.

۲- مدیریت یکپارچه: جلوگیری از تعدد نهادی در تصمیم گیری های اقتصادی و ایجاد یک فرماندهی اقتصادی واحد جهت یکپارچه سازی تصمیمات و رویکرد اقتصادی کشور، از موارد مهم در مدیریت اقتصادی است که در ماده ۲۲ سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی مورد اشاره قرار گرفته است. مدیریت یکپارچه اقتصادی به منظور رصد وضعیت کشور، برنامه ریزی برای واکنش نسبت به مخاطرات احتمالی داخلی و خارجی و تصمیم گیری در خصوص آنها، در این حوزه مدنظر است.

۱- شفافیت اطلاعات: دسترسی به اطلاعات شفاف جهت برنامه ریزی در اقتصاد و مدیریت آن، هم نیاز دولت است و هم نیاز بنگاه ها. لذا ضروری است در بخش های مختلف اقتصاد، اطلاعات به صورت شفاف تولید شده و در اختیار عموم قرار گیرد. این امر موجب جلوگیری از فسادهای ناشی از عدم شفافیت نیز خواهد شد. در مواد ۱۹ و ۲۳ سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی به این مهم اشاره شده است. راه اندازی سازوکارهای شفافیت زا و سامانه های اطلاعاتی در حوزه های مختلف که زمینه برنامه ریزی و کاهش فساد در اقتصاد را فراهم می آورد، در این حوزه مدنظر است.

مساله مدیریت اقتصادی مهم ترین نقش را در استفاده بهینه از منابع در اختیار، سازماندهی نیروی انسانی و ارائه محصول از سوی هر بنگاه اقتصادی و نهاد خدمت رسان دارد. اگر در ایران بخواهیم به اجمال شیوه مدیریت اقتصادی معمول را تقسیم و توصیف کنیم به «چهار نوع مدیریت اقتصادی» می توان اشاره کرد:

2) مدیریت اقتصادی نهادهای مدنی و صنفی: در این نوع مدیریت انگیزه داوطلبانه افراد عضو حرف اول و آخر را می زند و چون تامین درآمد و منابع این بنگاه ها داوطلبانه صورت می گیرد اداره بنگاه و ارائه محصولش در برابر انتظاراتی که اعضا (و افراد هدف) دارند برنامه ریزی غلتانی را نیاز دارد.در مجموع این نوع مدیریت مبتنی بر مدیریت داوطلبانه با حداقل هزینه در برابر حداکثر خدمات دهی است و آنچه شاخص اندازه گیری اداره بهینه بنگاه است رضایتمندی اعضا (وافراد هدف) است که بازخورد آن را می توان در افزایش اعضا و گسترش دامنه فعالیت این نوع از بنگاه ها شاهد بود.

1) مدیریت اقتصادی در بخش دولتی: در این نوع مدیریت غالباً دغدغه ای برای تامین منابع وجود ندارد چراکه از طریق بودجه عمومی منابع در اختیار مدیر قرار می گیرد و به دلیل بوروکراسی حجیم دولتی شاخص های دقیقی برای اندازه گیری میزان کارایی و اثربخشی و استفاده بهینه از منابع در اختیار وجود ندارد. در مجموع این نوع مدیریت مبتنی بر مدیریت هزینه و روزمرگی است و به همین دلیل مشاهده می شود نسبت هزینه به فایده (محصول) به جای آنکه با افزایش بهره وری روندی کاهشی داشته باشد، به عکس روندی افزایشی دارد و روزبه روز بر حجم هزینه های دولت می افزاید و…

4) مدیریت اقتصادی در بخش خصوصی: در این نوع مدیریت تامین سود حرف اول را می زند و اصل در اداره بنگاه دستیابی به سودی معقول است و به همین دلیل برنامه ریزی برای تداوم چرخه تولید و فروش محصول از طریق تامین سرمایه و منابع و محاسبه دقیق هزینه ها راهنمای عمل مدیریت اقتصادی بنگاه در هر مقطع است. در مجموع این نوع مدیریت مبتنی بر مدیریت هزینه – فایده با حاشیه سود انتظاری است و مدیریت اقتصادی بنگاه باید تمام تلاش و سعی خود را برای بهینه سازی استفاده از امکانات موجود و ارتقای بهره وری به منظور دستیابی به سود انتظاری به کار بندد و معیار سودآوری بنگاه شاخصی است که در هر مقطع کارایی و اثربخشی و استفاده بهینه از منابع را اندازه می گیرد و به مدیر نمره می دهد و جایگاه او را در قبولی یا ردی و ادامه کار تعیین می کند.

3) مدیریت اقتصادی در بخش عمومی: در این نوع مدیریت تامین درآمد و منابع یکی از دغدغه های اصلی اداره بنگاه را تشکیل می دهد چرا که بدون تامین منابع اداره بنگاه ممکن نیست، از این رو مدیریت ناچار از برنامه ریزی برای تامین منابع و هزینه آن از طریق چرخه تولید کالا و خدمات است و به نسبتی که این چرخه خالی از دست اندازی به منابع بودجه عمومی و شرایط رانتی باشد بر کارایی و اثر بخشی و استفاده بهینه از منابع در اداره بنگاه می افزاید. در مجموع این نوع مدیریت مبتنی بر مدیریت هزینه- فایده است و به میزانی که بنگاه های این بخش استقلال مالی و اداری از دولت داشته باشند ناچار از کاهش هزینه و افزایش بهره وری و تولید برای ادامه حیات اقتصادی خواهد بود در نتیجه مدیریت اقتصادی آینده نگر و دقیق و پاسخگویی را می طلبد.

نقش پررنگ دولت در بروز ضعف‌های مدیریتی در سازمان‌ها دولتی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تا زمانی که اقتصاد کشورمان در اختیار دولت قرار دارد نمی‌توان به اقتصادی عمل کردن در سازمان‌های دولتی امیدوار بود. درواقع کشورهای توسعه‌یافته به این نتیجه رسیده‌اند که مدیریت دولتی در یک کشور فقط صرفه هزینه و وقت بیشتر است وهیچ موقع مدیریت‌های دولتی در هیچ جای دنیا موفق نبوده زیرا از سوی مدیران دولتی در صرف هزینه‌های اقتصادی دلسوزی و جدیت لازم دیده نمی‌شود. مدیران دولتی می‌توانند برای کسب رضایت مردم اجتماعی عمل کنند، اما در حوزه اقتصادی و صرفه‌جویی در هزینه‌ها به‌طور قطع مدیران دولتی نمی‌توانند موفقیت قابل‌توجهی را کسب کنند.

نقش بنگاههای اقتصادی در جامعه :

یکی از جنبه های مهم مطالعه اقتصاد مدیریت پی بردن به رابطه بین بنگاههای اقتصادی و جامعه است .

یکی از مشکلات اقتصاد بازار بدون قید آن است که احتمالاً گروههای معینی قدرت اقتصادی زیادی کسب می کنند که به انها اجازه می دهد سهم بزرگی از ارزش تولید شده بنگاهها را به دست اوردند .

مشکل دوم اقتصاد بازار ناشی از ضرفه جویی های حاصل از مقیاس یا شرایط دیگری است که منجر به باقی ماندن تعداد محدودی از بنگاههای اقتصادی در یک بازار می شود .

مشکل سوم ان است که تحت شرایط معینی بنگاههای اقتصادی قادر به استثمار کارگران هستند .

مشکل جهارم اینست که بنگاههای اقتصادی ممکن است در فرایند تولید خود هزینه های برونی بر اجتماع تحمیل کنند .