مقالات

قانونمندی های علم توسعه

توسعۀ اقتصادی عبارتی است از رشد اقتصادی همراه با تغییرات بنیادین در اقتصاد و افزایش ظرفیت‌های تولیدی اعم از ظرفیت‌های فیزیکی، انسانی و اجتماعی. در توسعۀ اقتصادی، رشد کمی تولید حاصل خواهد شد اما در کنار آن، نهادهای اجتماعی نیز دگرگون خواهند شد.

در این مقاله تلاش می شود که با اتکاء به دو روش شناسی مشخص و جداگانه از اقتصاد توسعه به معنا و مفهوم واقعی توسعه دست یابیم. در روش شناسی نوع اول مطالعات توسعه که به قبل از سال های 1950 برمی گردد توسعه دارای تعاریف متفاوت و متعددی می باشد و اعتقادی به قانونمندی های علم توسعه وجود ندارد. در روش شناسی نوع دوم که از 1950 آغاز می شود با علم توسعه سروکار داریم و با توجه به اکسیوماتیک بودن این علم در این روش و از روش های مطالعات عینی و تاریخی می توان به یک جوهره و عصاره ازتوسعه دست یافت که چیستی توسعه را می رساند.

توسعه اقتصادی یکی از شاخص های مهم علم اقتصاد است که از سال 1950 به صورت یک علم مجزا در ادبیات علم اقتصاد شناخته شده است. شاید بتوان گفت که میردال سوئدی (برنده جایزه نوبل اقتصاد) در دهه 1950 نخستین کسی بوده است که پایه های علمی این حوزه از علم اقتصاد را بنا نهاده است. از آن تاریخ به بعد مطالعه دلیل فقرکشورهای درحال توسعه در دستورکار مطالعه اقتصاددانان قرار گرفته است.